
به نام خدا
تحقیقی در اشعار نویافتة خواجه نصیر الدّین طوسی
استاذ البشر، خواجه نصیر الدین طوسی بیشک از شگفتیهای علمای روزگاران است، او در تاریخ علوم ایرانی و اسلامی جایگاهی بس بلند دارد. در نیمة دوّم قرن ششم در طوس زاده شد و در سال 657 در بغداد درگذشت (صفدی،1420: ج1/150)، دربارة شخصیّت برجستة او و حوادث روزگاران وی و اقدامات مهم و اساسیش به تفصیل سخن گفتهاند. او «با تقرّب خود در نزد هلاگو از قتل گروهى از بزرگان عهد خود پيشگيرى كرد و از آن جمله علاء الدين عطا ملك جوينى را يكبار از مرگ و نيستى رهانيد. وى مردى كريم و بخشنده و بردبار و خوش معاشرت و بسيار دان و فروتن و خوش برخورد بود و هيچگاه سخن زشت بر زبان نمىآورد. اينها صفاتى است كه معاصران او بعد از مرگش دربارة او نوشتهاند» (صفا:1378: ج3/(بخش2) 1202).
یکی از ابعاد علمی آن علّامة بینظیر تأمّلات و تفننّات ادبی اوست. کتاب مستطاب «معیار الأشعار» برای نمودن میزان تبحر او در نقد الشعر و عروض بسنده است. گذشته از آن، از شاعر بودن وی نیز نمیتوان به راحتی گذشت. اشعار نسبتاً قابل توجّهی که از وی به جا مانده است حاکی از طبع موزون اوست، تقریباً از همان عصر خودش اشعارش در سفینهها ثبت و ضبط شده و امروزه پارهای از آنها در اختیار ما قرار گرفته است. آنچنه که این تحقیق در پی بررسی آن میباشد بیان این مسئله است که نخست شاعر بودن وی را با توجّه به منابعی کهن اثبات کند، و به این سؤال پاسخ بدهد که آیا اشعار خواجه نصیر همان تعداد سرودههای است که در برخی تذکرهها و کتب چاپی به وی نسبت داده شده یا اینکه آیا باز هم میتوان به یاری منابع کهنتر سرودههای دیگری از وی را نیز نمایان کرد؟. در این تحقیق توانستهایم که با تلاش بسیار و تحقیق در کثیری از سفینهها و جُنگها به تعدادی سروده از وی دست یابیم که بیشتر آنها در تحقیقات همنوع پیشین نیست ، تعداد دیگری از آنها نیز که در کارهای انجام شده دیده میشود، در اینجا برای آنها منابع به نسبت کهنتری با ضبطهای متفاوتی عرضه شده است.
پیشینة تحقیق
محقّقین ارجمندی با کوشش و تحقیق در منابعی گوناگون سرودههای وی را در قالب مقاله و یا بخشی از کتابهای خود که دربارة خواجه نصیر نوشتهاند گرد آوردهاند. سعیشان مشکور باد. از جمله آن کارها میتوان به سه تحقیق ذیل اشارت کرد:
-احوال و آثار خواجه نصیر الدین طوسی، استاد بزرگوار محمد تقی مدرس رضوی، زوّار، چاپ اوّل 1354، بنیاد فرهنگ ایران (مؤسّسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی)، و چاپ دوم، اساطیر،1370. صفحات 598 تا 628 این کتاب مستطاب به بحث دربارة اشعار خواجه است. استاد در این بخش با بهرهگیری از منابع متفاوت چاپی و بعضاً خطّی اشعار خواجه را نقل کردهاند. به هر روی استاد رضوی در گردآوری اشعار خواجه فضل تقدم داشتند و ظاهراً پیشتر از ایشان کسی سرودههای خواجه را در کتاب یا مقالهای یکجا نیاورده باشد. الله اعلم.
-اشعار فارسی خواجه، استاد سعید نفیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران،تیر ماه 1335 - شماره 29، صص 81.-74. استاد نفیسی در این مقاله ضمن یادکرد از کتاب استاد مدرس رضوی متذکر شدهاند که اشعار دیگری نیز در برخی سفینهها و کتابها یافتهاند که در کتاب استاد مدرس رضوی نیامده است. سپس آن سرودهها را نقل فرمودهاند. نقل برخی از اشعار خواجه از پارهای سفینههای کهن از مزایای تحقیق استاد نفیسی است. لکن متأسفانه در پارهای موارد به صراحت نشانی منابعی را که از آن سرودههای خواجه نصیر را نقل شده بیان نکردهاند. ضمن اینکه پارهای از منابع ایشان جدید است و تا حدودی باید در اشعار منسوب به خواجه در این مأخذ با تردید نگریست.
-شعر و شاعری در آثار خواجه نصیرالدین طوسی به انضمام مجموعة اشعار فارسی خواجه نصیر..، معظمه اقبالی (أعظم)، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اوّل، 1370. صفحات 91 تا 146 به اشعار خواجه نصیر اختصاص یافته است. در این بخش از کتاب با توجّه به تحقیقات استاد مدرس رضوی و استاد نفیسی-که روانشان شاد باد- و پارهای از یافتههای مؤلّف محترم کتاب، اشعار خواجه نصیر یکجا آورده شده است. به گمان نگارندگان این سطور یکی از عیوبی که به این تحقیق وارد میباشد این است که در زیر هر سرودة خواجه نصیر منبع را ذکر نکردهاند و در آغاز آن بخش منابع اشعار را آوردهاند.
بحث و بررسی:
در اینکه خواجه نصیر اشعاری سروده باشد شکّی نیست، صفدی (متوفای 764ق) چنین گفته است: «وَله شعرٌٌ كثيرٌ بِالْفَارِسِيَّةِ» ( الوافی بالوَفَیات، صفدی، ج1/149). پس از وی نیز دیگران به این مطلب اشارت کردهاند. در جُنگ و سفینههایی نیز که از اواخر قرن هفتم و پس از آن نگاشته شده است سرودههایی به نام خواجه نصیر آمده است که از شهرت اشعار وی حکایت میکند.
با وجود آن سه تحقیقی که در بالا گفته شد باز هم میتوان با کاوش در سفینهها و جُنگها و مجموعهها و دیگر منابع سرودههای دیگری را نیز به آن تحقیقات افزود. و یا اینکه در مواردی منابعی کهنتر برای برخی از سرودههای خواجه نصیر که از منابع نسبتاً تازه نقل شده یادآور شد. نگارنده ضمن سپاسگزاری از کارهای عزیزانی که سرودههای پراکنده خواجه نصیر را در یکجا گردآوردند، و با اعتراف به عدم استقصا و تتبع وافی و کافی در مأخذ-و البتّه به علّت وجود محدودیّتهایی- بر آن شد که پارهای دیگر از سرودههای خواجه را به قدر توان خویش از منابعی که نوعاً در تحقیقات پیشین- به هر سببی- مورد عنایت نبوده است در این مقاله بیاورد. به هر حال «آب جیحون را اگر نتوان کشید/هم ز قدر تشنگی نتوان برید».-ما لا یُدرَکُ کُلُّه لا یُترَکُ کُلُّه-.
نا گفته نماند که در برخی موارد اشعاری از خواجه را که در اینجا آوردهایم -گرچه در تحقیقات پیشین نیز آن اشعار دیده میشود- چون منابع متفاوت و کهنتری از برخی از سرودههای خواجه یافتهایم خالی از فائدتی ندیدیم که آن را هم بیان کنیم.
1- جُنگ 900 مجلس، اواخر سدة هفتم و آغاز سدة هشتم
در صفحات 498-497 این جُنگ ابیات زیر بدون تصریح به نام شاعر ذکر شده است:
نبود مهتری چو دست رسد
|
|
صبح تا شب شراب نوشیدن |
در تحقیقات پیشین (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیرالدین طوسی ،اقبالی: 134) چهار بیت از پنج بیت بالا و البته با تغییراتی، به نام خواجه نصیر چنین آمده است:
نبود مهتری چو دست رسد
|
|
روز تا شب شراب نوشیدن |
در بیاض تاج الدین احمد وزیر جلد2 صفحة 137 با تصریح به نام خواجه نصیر چهار بیت بالا نقل شده است.
2- سفینة اشعار، سدة هشتم
دربارة این سفینه که از آن در نقل سرودههایی از خواجه نصیر بهره بردهایم چنین نوشتهاند:«..از لحاظ نوع خط و شکل گزینش اشعار و ترتیب مجموعه بسیار شبیه جُنگ شمارة 900 است. در دو جای این جُنگ (ص26 و 265) تاریخ کتابتی به سال 695 و به قلم «منصور بن کمال الدین حسینی» دیده میشود که هم خط آن متفاوت از خط متن است و هم مرکَّب آن. و احتمالاً کسی آن را بعداً برای کهنه جلوه دادن نسخه نوشته است. با این حال، از قراین برمیآید که نسخه مربوط به قرن هشتم است و شاید کاتبی که جُنگ 900 را کتابت کرده است، این مجموعه را نیز کتابت کرده باشد.» (رباعیّات خیام در منابع کهن، میرافضلی: 114).
در همین سفینه منظومهای از خواجه آمده است، مرحوم استاد نفیسی در مقالة «اشعار فارسی خواجة» صفحة 76 اشاره به این منظومه کرده است و بیت اوّل آن را نیز نقل کرده امّا متأسّفانه سند! خود را ذکر نکرده است. به احتمال فراوان سند ایشان همین سفینه یا جنگ 900 مجلس بوده است. و از آنجا که در تحقیق خانم اقبالی نیز تمام اشعار آورده نشده است در اینجا آن منظومه را میآوریم:
«استاذ البشر نصیر الدین طوسی فرماید:
حمل:
هر مهی کاید به تأیید
خدای لم یزل |
|
جرم مه در خانة مریخ
یعنی در حمل |
(ص12)
ثَور:
ماه چون در ثور آید عقد
کردن را نکوست |
|
تخم افکندن به باغ و
نامه بنوشتن به دوست |
(ص12)
جوزا:
چون فتد در برج جوزا
جرم نور ماهتاب |
|
بیع ترکان خطایی وه چون
باشد صواب |
(ص12)
[سرطان]:
چون به سرطان اندر آید
مه نکو باشد نکو |
|
جامه پوشیدن سفر کردن
روا باشد در او
|
(ص13)
اسد:
ماه آهو بر چو جرم
افکند اندر برج شیر |
|
نیک باشد عهد بستن شغل
بگرفتن دلیر
|
(ص13)
سنبله:
چون مه از برج اسد آید
به سوی سنبله |
|
بر ره هامون شدن شاید
همی با قافله |
(ص13)
میزان:
مه چو در میزان بود
نیکو بود یک ماه و نیم |
|
هم سفر هم عقد هم
جوهرخری بی ترس وبیم |
(ص13)
عقرب:
ماه چون در عقرب آید
نیک باشد یکسره |
|
خوردن دارو و رد کردن
طعام از غرغره |
(ص14)
قوس:
ماه چون در قوس باشد
نغز باشد چار کار |
|
اوّلش تزویج و تعلیم
آخرش قصد و شکار |
(ص 14)
جَدی:
ماه چون در جَدی شد
کاریز راندن درخورست |
|
جامه پوشیدن خوشست و
صید کردن خوشترست |
(ص14)
دَلو:
چون قمر در دلو باشد
نیک باشد بیگمان |
|
هم سفر کردن خوشست و
راندن آب روان |
(ص15-14)
حوت:
چون قمر در حوت باشد
نیک نبود بیشگفت |
|
فصد کردن دست را و پای
را ناخن گرفت |
(ص15)
آقای رضا زادة ملک در مقالهای منظومة بالا را از نسخهای که مورَّخ 723ق است نقل کردهاند (قمر در عقرب، رضا زادة ملک: 120)، سپس با توجه به بیت – که البتّه در سفینة مجلس نیست-:
نظم شد زین سان به فال
نیک احکام بروج |
|
میسزد گر «فخر»، سازم
بر فلک اکنون عروج |
نوشتهاند که: «چنانکه بیت آخر این منظومه، که ظاهراً به ملاحظة مرحوم سعید نفیسی نرسیده، حکایت میکند، این منظومه سرودة شخصی به نام «فخرم یا «فخرالدین» است و انتساب آن به خواجه نصیرُ الدین طوسی چندان بقوّت نیست»( قمر در عقرب، رضا زادة ملک: 124).
امّا به هر روی با توجّه به قدمت سفینة مجلس و تقدم آن بر نسخة مورَّخ723ق، عجالتاً آن را از خواجه نصیر میدانیم. و فوقَ کُلِّ ذِی عِلمٍ عَلیمٌ. البتّه در تصحیح منظومه بالا حتماً میباید که از نسخهای که آقای رضا زادة ملک منظومة را از آن نقل کردهاند بهره گرفت. همچنین مصراع دوم بیت: «نیک باشد نیک دیدار بزرگان و ملوک..» را از منظومة مذکور در مقالة آقای رضا زادة ملک افزودیم. ضمنا به جای رباعی آخر سفینه مجلس، در جنگ 900 رباعی دیگری آمده است.
در همان سفینة مجلس پس از منظومة فوق رباعی ذیل نیز به نام خواجه نصیر آمده است:
ای بس که نباشیم و جهان
خواهد بود |
|
نه نام ز ما و نه نشان
خواهد بود |
(ص 15)
3- در صفحة نخست نسخة مورَّخ 729هجری کتاب تاج المآثر نظامی سرودهای به نام خواجه نصیر آمده است، احتمالاً خط موجود در این صفحه نیز باید مربوط به همان قرن هشتم باشد. در ذیل تصویر عین نسخه را برای مزید فایده آورده میشود:
4- مجموعة نظم و نثر، سدة هشتم
این نسخه مورَّخ 750ق است و کاتب آن ابوالفضل بن محمد بن محمود بن علی بن سدید بن احمد و دربردارندة مطالبی به نظم و نثر فارسی و عربی میباشد، در آن 2 رباعی به نام خواجه نصیر آمده است:
چون بر سفریم ای پسر هیچ مگوی |
|
احوال حضر در این سفر هیچ مگوی |
(گ8)
در تحقیقات پیشین رباعی مذکور نیز آمده است (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الطوسی، اقبالی: 123) و البته از منابع نسبتاً جدید نقل شده است، و ما اکنون کمآخذ کهنی برای آن رباعی به دست آوردهایم. در جُنگ یحیی توفیق برگ 8 و مجموعة مورَّخ 750ق کتابخانة مجلس برگ 169 و سفینة سیدالهی برگ 63 نیز این رباعی به نام خواجه نصیر آمده است. مصراع دوّم در جُنگ یحیی توفیق این صورت آمده است: «احوال حضر در این سفر هیچ مگوی».
جان این تن را که عاریت ز ارکان داشت |
|
عمری به دمیش اوفتان خیزان داشت |
(گ 87)
در تحقیقات پیشین نیز این رباعی آمده است (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الطوسی ،اقبالی: 114 ). میافزاییم که همچنین میتوان مجموعة مورَّخ 750ق کتابخانة مجلس برگ87 را نیز به آن منابع پیشین این شعر خواجه افزود.
5- رَوضَة النَّاظِر، سدة هشتم
این مجموعه با ارزش که حاوی اشعاری به فارسی و عربی میباشد و در سدة هشتم عبدالعزیز بن ابی الغنایم کاشانی آن را گردآوری کرده است، این جُنگ از لحاظ اشتمال بر اشعار شاعران بیدیوان مجموعهای بسیار ارزشمند است(رباعیات خیام در منابع کهن، میرافضلی: 96). یکی از کسانی که دیوانی از اشعار فارسی وی برجا نمانده است و در این جُنگ پارهای از سرودههای وی آمده خواجه نصیر است، و از آنجا که روضة النّاظر جُنگ نسبتاً کهنی است باید اشعار و ضبطهای آن مورد توجه جدّی قرار بگیرد. اشعار ذیل در این مجموعة ارزشمند به نام خواجه نصیر آمده است:
ننهاده به جهد هیچکس را
ندهند |
|
لکن به نهاده جز به
جهدی نرسی |
(گ 107)
ای که همنام تو را بود
خلافت به اساس |
|
حرف نامت به یکی هست فزونتر
ز حواس |
(گ 230)
ایا فاضلان و حکیمان
عالم |
|
که از راتبان انجمن با
فروغ است |
(گ230)
ساقی که چو حلوای
نباتست کجاست |
|
وان می که بدو ز غم
نجاست کجاست |
(گ249)
6- بیاض تاج الدین احمد وزیر، سدة هشتم
دربارة مشخصات این بیاض چنین نوشتهاند: «در سال 782 هجری قمری، تاج الدین احمد وزیر که هویّتش برای ما نامعلوم است، از دانشمندان زمان خود خواست که برای او یادداشتهایی به خطّ و سلیقة خود به یادگار بنویسند. هفتاد تن دعوت او را اجابت گفتند و در موضوعات مختلف به نظم و نثر و به فارسی و عربی در بیاض تاج الدین یادداشتهایی قلمی کردند.. » (رباعیات خیام در منابع کهن، میرافضلی : 115)
اشعاری از خواجه نصیر در این بیاض هست که یک رباعی آن نویافته است و بقیه را هم میتوان سندی کهن برای آن اشعار خواجه نصیر در نظر گرفت. اینک آن اشعار:
هر دم دل خود را چو سر ميم
كنى |
|
تسليم ز عنا را سپر بيم
كنی |
(بیاض، ج1/347-346)
در تحقیقات پیشین (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الطوسی، اقبالی: 122) رباعی بالا چنین آمده است:
هر دم دل خود را چو سر ميم
كنى |
|
تسليم قضا را سپر بيم
كنی |
زنهار دلا بسته[ى] آن
مه نشوى |
|
چاه زنخش نبينى از ره
نشوی |
(بیاض، تاج الدین احمد وزیر، ج1/347-346)
7- خلاصة الأشعار فی الرباعیات، سدة هشتم
این رباعینامة ارزشمند در ضمن سفینة تبریز جای دارد و در قرن هشتم نوشته شده است. در این رباعینامه هفت رباعی به نام خواجه نصیر آمده است که جز یک رباعی ما بقی نویافته محسوب میشود. اینک آن رباعیات:
موجود به حق واجد اوّل
باشد |
|
باقی همه موهوم و مخیّل
باشد |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی،: 53)
در تحقیقات پیشین (احوال و آثار خواجه نصیر الدین طوسی، مدرس رضوی،620:1370؛ شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی، اقبالی، 1370: 115) مصراع نخست بیت آغازین را چنین نقل کردهاند: «موجود به حق واحدِ اوّل باشد».
زان بیخبرم که عشق را
معنا چیست |
|
زان نیز کی بر روی زمین
عاشق کیست |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی: 67)
ای پیش سمنزار رخت گُل
باطل |
|
با یاسمن خط تو سنبل
باطل |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی : 102)[1]
آن بت کی قدش راست چو
سروچمن است |
|
اندر دهنش نهفته درّ
عدن است |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی: 125)
ای خواجة ما به خلق
چیزی ندهند |
|
وز بهر خدا به کس مویزی
ندهد |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی: 150)
من مسخره و مطرب و قالیبافم |
|
کی لایق درس و منصب
اوقافم |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی: 150)
من تائب و روزهدار،
یار آمد مست |
|
با مطرب و با سماع می
بر کف دست |
(خلاصة الأشعار فی الرباعیات، تبریزی: 160)
8- تاریخ گزیده، سدة هشتم.
در یکی از نسخ تاریخ گزیده حمد الله مستوفی که بر اساس نظر مصحِّح فاضل کتاب میباید مورَّخ قرن نهم باشد یک رباعی به نام خواجه نصیر باشد چنین آمده است:
«خواجه نصير طوسى ميگويد:
هفتاد و سه قوم در جهان
میپويند |
|
هر يك برهان مختلف ميجويند |
(تاریخ گزیده، مستوفی: 19)
9- مجموعة کتابخانة پاریس، سدة نهم
در این مجموعة ارزشمند که حاوی تعدادی رسائل و سرودههای فارسی و عربی میباشد که در قرن نهم(با چند تاریخ متفاوت چون 825 و 852 ه.ق و... ) نگاشته شده است، چند رباعی از خواجه نصیر دیده در این مجموعة نفیس دیده شد که در ذیل آورده میشود:
ترکیب طبایع از نبودی کم و کاست |
|
صورت بستی که طبع صورتگر ماست |
(گ433)
آنانکه در این دیر فنا
میآیند |
|
بس جایگهی نیست کجا میآیند |
(گ 433)
هم عقل که کوی تو نشان
میجوید |
|
هم وهم تو را گرد جهان
میجوید |
(گ 433)
بشنو ز من ای زبدة
ارکان کَهُن |
|
دل تنگ مشو زین فلک
بیسر و بُن |
(گ 433)
ای دوست غم جهان فرسوده
مخور |
|
بیهوده نهای تو غم به
بیهوده مخور |
(گ 433)
این رباعی اخیر در تحقیقات پیشین نیز آمده است (اشعار فارسی خواجه، نفیسی،: 78؛شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی، اقبالی: 117). البتّه مصراع دوم بیت اوّل در آنجا چنین است: «بیهوده همی غمان بیهوده مخور». همچنین رباعی بالا به نام خواجه نصیر در مجموعة اشعار، صفحة 557 نیز دیده میشود
گر دهد در عافیت شش جزو
دست |
|
به بُوَد آن شش ز مُلک
عالمی |
(گ736)
10- مجموعه أشعار، متعلق به کتابخانة ملّی مَلِک، سدة دهم
در این مجموعه اشعاری به قرار ذیل به نام خواجه نصیر آمده است:
«نصیرالدین محمد طوسی گوید:
تا چاک زدم ز عیش پیراهن
دل |
|
جز درد ندیدم از تو پیرامن
دل |
و قال ایضاً له:
امروز به کام دشمنانی ای
دل |
|
دور از بر یار مهربانی ای
دل |
و قال ایضاً له:
هر چند وفا بیش نمایی ای
دل |
|
خود را غم و درد میفزایی
ای دل |
و قال ایضاً له:
ناگاه بدان لاله رخان دادم
دل |
|
کو بود سزای دل بدان دادم
دل |
و قال ایضاً له:
امروز منم نعره زنان از
پی دل |
|
بر سر چو زنان دست زنان
از پی دل |
(ص 558)
دربارة بیت «ناگاه بدان لاله رخان..» گفتن این نکته ضروری است که مصراع اول رباعی مذکور به این صورت در کشف الأسرار میبدی آمده است:
ناگاه بدان لاله رخان دادم
دل |
|
او بود سزاى دل از آن دادم
دل |
(کشف الأسرار، میبدی: ج2/43)
در این صورت اگر واقعاً از افزودههای کاتبان بر کتاب کشف الأسرار نباشد باید پذیرفت که رباعی مذکور اصلاً از خواجه نصیر نباشد!.
11- سفینة سعد الهی،سدة دهم
این سفینه حاوی اشعاری از شعرای فارسی از همان قرنهای پنج و شش به بعد است، و از حیث داشتن اشعار شاعران بیدیوان بسیار حائز اهمیّت است. تاریخ تألیف سفینة مذکور قرن هشتم است، امّا نسخة مورد استفاده ما مورَّخ قرن دهم است. چند بیتی از خواجه در این سفینه دیده میشود که در ذیل آورده میشود:
نه هر که بُوَد به عشق
دیوانه بُوَد |
|
نه هر مرغی سزای این
دانه بُوَد |
(گ 63)
این رباعی اخیر در تحقیقات پیشین نیز آمده است (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی ، اقبالی: 117). در آنجا رباعی بالا به این صورت آمده است:
نی هر که بُوَد به عشق
دیوانه بُوَد
|
|
نی هر مرغی سزای این
دانه بُوَد |
پسندیدست خاموشی و لکن |
|
نه چندانی که گویندت که
گنگی |
(گ 63)
این بیت به همراه دو بیت دیگر در تحقیقات پیشین آمده است (شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی، اقبالی: 134). امّا در آنجا مصراع اوّل چنین آمده است:
خمش بودن نکو فضل است
لکن |
|
نه چندانی که گویندت که
گنگی |
چنین آمد قضای آسمانی |
|
یکی را غم دگر را
شادمانی |
(گ 63)
مرد که فردوس دید کی
نگرد خاکدان |
|
وانکه به دریا رسید کی
نگرد پارگین |
(گ 63)
12- تذکره بتخانه، سدة یازدهم.
این تذکره تألیف محمد صوفی مازندرانی است. در آن ابیات ذیل به نام «خواجه نصیر طوسی» آمده است:
جهان داند که چون عقل
مجرد |
|
تو هرگز کار نا زیبا
نکردی |
(ص 609)
و له:
هزار چشمه بجوشید و ما
همان تشنه |
|
هزار چاره بکردند و ما
همان رنجور |
(همان)
و له:
یک سینه و صد هزار شعله |
|
یک دیده و صد هزار
باران |
(همان،صص 610-609)
نتیجهگیری
با توجه به آنچه که در این نوشته آمد، متوجه این نکته میشویم که خواجه نصیر قطعاً اهل شعر و شاعری بوده و اشعار بسیاری سروده است. همچنین اشعار فارسی وی بیش آن مقداری است که تا کنون در تذکرهها و دیگر کتابهای چاپ شده به او نسبت دادهاند. بخش دیگری از سرودههای او را با تتبع و تحقیق در کثیری از سفینهها و جُنگها و.. یافتیم و در این مقاله آوردیم، بیشک با کاوش در منابع دیگر میتوان به دیگر سرودههای او دست یافت و مجموعة اشعار فارسی و عربی وی را در قالب کتابچهای عرضه کرد.
منابع
الف.چاپی:
- شعر و شاعری در آثار خواجه نصیرالدین طوسی اقبالی، معظمه (أعظم)،1370، چاپ اوّل، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- بیاض، تاجالدین احمد وزیر، 1381، تصحیح علی زمانی علویجه. 2ج. قم: مجمع ذخائر اسلامی.
ـ خلاصةالأشعار فی الرباعیات، تبریزی، ابوالمجد محمد بن مسعود، 1383، گنجینۀ بهارستان (مجموعۀ یازده رساله در ادبیات فارسی/شعر). به کوشش بهروز ایمانی. تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.
-قمر در عقرب، رضا زادة ملک، رحیم، 1385، نامة انجمن، بهار، شماره بیست و یکم، صص 146-111.
- تاریخ ادبیّات در ایران، صفا، ذبیح الله ،1378، چاپ هشتم، تهران: فردوس.
- الوافي بالوَفَيات، الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله، ، 2000/1420، المُحَقِّق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، 29 جلد، بيروت: دار إحياء التراث.
- احوال و آثار خواجه نصیر الدین طوسی، مدرس رضوی، محمد تقی،1370، چاپ دوم، تهران: اساطیر.
- تاریخ گزیده، مستوفی، حمد الله، 1364، مصحِّح عبدالحسین نوایی، چاپ سوّم، تهران: امیر کبیر.
- کشف الأسرار و عدّةُ الأبرار، میبدی، احمد بن ابی سعید، 1371، تصحیح علی اصغر حکمت، جلد دوم، چاپ پنجم، تهران: امیر کبیر.
- رباعیات خیام در منابع کهن، میرافضلی، سیّد علی، 1382، چاپ اوّل، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
-«اشعار فارسی خواجه[نصیر]»، نفیسی، سعید،1335، مجلّه دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، تیرماه، شمارة بیست و نهم، صص81-73.
- نمونه نظم و نثر فارسی (سفینهای متعلّق به اواخر سدة هفتم و یا آغاز سدة هشتم)، 1343، به کوشش حبیب یغمایی، چاپ اوّل، تهران: تابان.
ب.خطّی:
- جنگ 900 ،کتابخانة مجلس، کتابت در پایان قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم.
- جنگ یحیی توفیق، دستنویس شماره 1741 کتابخانه بزرگ سلیمانیه، استانبول، مورَّخ 745ق.
-سفینه، دستنویس شمارة14017، کتابخانة مجلس، [احتمالاً]قرن هشتم.
- سید الهی، جُنگ، شمارة 14432 کتابخانة مجلس. کتابت در قرن دهم.
- روضة الناظر و نزهة الخاطر، کاشی، عبدالعزیز، دستنویس شمارة 766 کتابخانة دانشگاه استانبول، سدةهشتم ق، 304 برگ، شمارة 247 کتابخانة دانشگاه تهران.
- تذکره بتخانه، مازندرانی، محمّد صوفی، دستنویس شمارة 4535 کتابخانه مجلس، قرن یازدهم.
- مجموعة اشعار، دستنویس ش 5319 کتابخانه ملک، بدون تاریخ، سدة دهم ق.
-مجموعة، شمارة 633 کتابخانة مجلس، مورَّخ 750ق، 162 برگ.
-مجموعة، کتابخانة ملّی پاریس، شمارة 3423، مورَّخ قرن نهم، 848 برگ.
[1]- این رباعی در جنگی متعلق به اواخر سدة هفتم یا آغاز سدة هشتم (که پیشترها با عنوان نمونة نظم و نثر فارسی طبع شد) بدون نام گوینده چنین آمده است:
ای پیش سمنزار رخت گُل
باطل |
|
با یاسمن رخ تو سنبل
باطل |
(نمونة نظم و نثر فارسی، 1343: 269)
نمایش ایمیل به مخاطبین
نمایش نظر در سایت
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .