آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۳٫۱۲۴ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۸ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۵۰
    بازدید از این یادداشت : ۱٫۸۸۵

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    xmlns:o="urn:schemas-microsoft-com:office:office"
    xmlns:w="urn:schemas-microsoft-com:office:word"
    xmlns:m="http://schemas.microsoft.com/office/2004/12/omml"
    xmlns="http://www.w3.org/TR/REC-html40">







    بیت الحکمة: از افسانه تا واقعیت












    همچنین نگاه کنید به: href="http://biruni.kateban.com/entry2057.html">ذیلی بر مقالۀ بیت الحکمة: از
    افسانه تا واقعیت
    lang=FA>



     



    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>بیت الحکمه
    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، یا خزانة الحکمة،
    کتابخانۀ دولتی بغداد که دست کم از اواخر عصر هارون تا پایان
    خلافت مأمون فعال بود، اما از سدۀ ۴ق تنها شماری از کتاب های آن
    به طور پراکنده در دست بود.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>تصویری که مراجع کهن از بیت الحکمة
    به دست می‌دهند با تصور پژوهشگران معاصر از چیستی و کارکرد آن،
    تفاوتی شگرف دارد. به عبارت دیگر تقریباً همۀ آنچه در
    این گونه مآخذ آمده، بیش از آ‎نکه مستند به منابع معتبر باشد،
    متکی بر حدس و گمان بسیار و نیز مقایسۀ آن با
    نهادهای علمی کهن، یا بازسازی بر اساس الگوی نهاد های
    علمی معاصر است. بیشتر مؤلفان معاصر، این نهاد را سازمانی
    دولتی، بسیار منظم و گسترده وصف کرده‌اند که همۀ فعالیت‌های
    علمی عصر اول عباسی در قالب آن صورت گرفته است. گویا علت
    روی آوردن محققان به گمان‌های بسیار، اطلاق عنوان گمراه
    کنندۀ «بیت الحکمة» بر این نهاد، بوده است (ادامۀ مقاله).
    اینان بر اساس تشابهی که به زعم خود میان عبارت بیت الحکمة
    و موزۀ اسکندریه یا بخشی از آن موسوم به «سراپیوم
    کهن» یافته‌اند، گاه حوزۀ علمی اسکندریه و گاه جندی
    شاپور را الگوی بیت الحکمة، و اقدامات منسوب به اسکندر، شاهان
    ساسانی و بطالسۀ مصر در گرد آوری آثار مختلف و ترجمۀ آنها
    (حمزه اصفهانی ،۳۷، ۱۵۱-۱۵۳؛ ابن ندیم، ۲۳۸، ۲۴۰-۲۴۱؛ ثعالبی،
    ۴۵۹، ۴۸۵؛ گردیزی،۲۲؛ مقدسی، ۳/۱۵۶؛ دینکرد،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>IX/ 578lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>) را نیز
    سرمشق خلفای عباسی دانسته‌اند (مثلاً: مک کنسن، style='mso-bidi-language:FA'>LII/26style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ عش،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>42-48dir=RTL>؛
    حتی،
    310style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ شریف،
    dir=LTR>16dir=RTL>؛
    سوردل، «بیت الحکمة»،
    style='mso-bidi-language:FA'>1141lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ غنیمه،
    ۸۷؛ نیز نک: بالتی گسدن، style='mso-bidi-language:FA'>131lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ در مورد
    یکی از تحلیل‌های آنان از لفظ بیت الحکمة نک:
    محفوظ، سراسر مقاله). در نتیجه اینان بیت الحکمة یا
    بخشی از آن را، یک دار الترجمۀ رسمی و زیر نظر شخص
    خلیفه، برای نگهداری و ترجمۀ آثار یونانی و
    دیگر زبان‌ها به عربی دانسته‌اند که مترجمان بسیار در آن مشغول
    به کار بوده‌اند (مک‌کنسن، LI/124dir=RTL>؛
    حتی،
    310, 410style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ شریف،
    dir=LTR>16dir=RTL>؛
    عش،
    dir=LTR>23-24؛ کونیچ، 96؛ کرنکو، dir=LTR>1045dir=RTL>؛
    الگود،
    dir=LTR>104؛ اولمان، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>9dir=RTL>؛
    ژاکر و میشو،
    34-35style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ لامنس، ۱۳۱-۱۳۲؛ نیز
    سامرایی، ۳۰۹؛ زقزوق، ۲۱۰؛ محقق، ۱۷۶؛ عباس، ۳۱۳؛ عبد المنعم، ۳۸۴).
    برخی از این فراتر رفته و اصولاً هدف از تأسیس بیت الحکمة
    را سامان دادن به کار ترجمه برشمرده‌اند (مایرهوف «دانشdir=LTR style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[1]
    »،
    dir=LTR>316؛ مک کنسن، style='mso-bidi-language:FA'>LII/23style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ نصر،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>12dir=RTL>؛
    صدیقی،
    18style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ اُلیری،
    dir=LTR>166dir=RTL>؛
    تیلور،
    271style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، مک‌پیک،
    dir=LTR>739dir=RTL>؛
    سمیر، ۲۳۳؛ نیز سارتن،
    I/544). در نتیجه هنگام پرداختن به بیت الحکمة،
    به جای توجه به آنچه از این نهاد معلوم است، بیشتر از
    ویژگی‌های مختلف نهضت ترجمه و شیوۀ حنین بن
    اسحاق در ترجمه و مسائلی از این قبیل سخن رانده‌اند (مثلا: عش،
    dir=LTR>9-57dir=RTL>؛
    سامرائی، ۳۰۵-۳۱۹؛ تکریتی، فانی، سراسر مقاله).
    برخی دیگر به این نیز بسنده نکرده رصدهای
    دورۀ عباسی را نیز از جمله وظایف بیت الحکمة و رصد
    خانۀ شماسیۀ بغداد و گاه رصد خانۀ کوه قاسیون دمشق
    را بخشی از بیت الحکمة دانسته‌اند
    lang=FA dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'> dir=RTL>(نیکلسن،
    dir=LTR>359؛ حتی، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>373-374, 410dir=RTL>؛
    سارتن،
    I/558dir=RTL>؛
    سوردل، همانجا؛ شریف،
    style='mso-bidi-language:FA'>16lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ میه‌لی،
    dir=LTR>79؛ عش،dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>10, 22dir=RTL>،style='mso-spacerun:yes'> تاریخ،۲۳۷؛ ژولیوه، dir=LTR>39dir=RTL>؛
    بروکلمان،
    414style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛
    style='mso-bidi-language:FA'>GAL, I/220-221lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛
    عبیدی، ۳۹). برخی دیگر نیز بیت الحکمة را
    یک کتابخانۀ عمومی بزرگ به شمار آورده‌اند (کرنکو، dir=LTR>1045dir=RTL>؛
    حتی،
    410style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). جالب آنکه اغلب این
    محققان به همان اندک شواهد مذکور در مراجع کهن که تنها بر وجود بیت الحکمة،
    و کار کردن چند دانشمند مشهور در آن دلالت دارد استناد نکرده‌اند و اغلب مطالب
    مآخذ دست چندم را تکرار، و گاه در نقل از این گونه مآخذ نیز اغراق
    بسیار کرده‌اند. عُش هنگام بررسی کتابخانه‌های عمومی و
    نیمه عمومی عربی، با اختصاص فصلی به بیت الحکمة،
    گرچه برخلاف محققان قبلی، تقریباً همۀ شواهد موجود در مراجع کهن
    را، به جز چند مورد، بررسی کرده، اما همچنان که خود نیز چند بار
    اعتراف کرده (ص
    10, 34, 42style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>) نتایج وی،
    بیش از آنکه مبتنی بر این شواهد باشد، مبتنی بر فرض‌های
    اثبات نشده و حدس و گمان بسیار است. وی بیت الحکمة را سازمانی
    تقریباً عمومی، دارای یک کتابخانه و احتمالاً رصد خانه
    دانسته که کارمندانی از علمای علوم مختلف، بویژه مترجمان و
    ستاره شناسان، و نیز شماری کاتب و صحاف و غیره در استخدام خود
    داشته و برای همۀ آنان حقوق ماهانه و محل اقامت فراهم بوده است(
    dir=LTR>9-57dir=RTL>).
    وی حتی با استناد به این افسانه که«حنین بن اسحاق، هم وزن
    ترجمه‌های خود از مأمون طلا پاداش می‌گرفت»، کوشیده است
    این پاداش را بر اساس معیارهای امروزی محاسبه کند! (ص
    dir=LTR>34dir=RTL>؛
    نیز محمد، ۴۸) در حالی که نخستین راوی این افسانه،
    یعنی ابن ابی اصیبعه (۱/۱۸۷) آن را با تردید
    بیان کرده است. عش بیت الحکمة را یکی از کانون‌های
    معتزله و محلی برای تبادل افکار آنان و نیز مرکزی
    برای شعوبیان می‌داند (
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>53-57dir=RTL>؛
    نیز کسیدون، ۲۴۳-۲۴۶). سوردل، از این نیز فراتر رفته و به
    صراحت هدف مأمون از تأسیس بیت الحکمة را تقویت معتزله می‌داند.
    زیرا به زعم وی، این مؤسسه به ترجمۀ آثار فلسفی
    یونانی اختصاص داشت و مبانی کار معتزله نیز از آنها گرفته
    شده بود («خلافت عباسی»،
    style='mso-bidi-language:FA'>124lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). اخیراً
    خضر احمد عطاء الله در رسالۀ دکترای خود تحت عنوان بیت الحکمة
    فی عصر العباسیین
    (چاپ قاهره) ضمن حدود ۵۰۰صفحه قلم
    فرسایی دربارۀ عظمت و شوکت بیت الحکمة، در واقع همۀ
    فعالیت‌های علمی شرق جهان اسلام تا میانۀ سدۀ
    ۷ق را به بیت الحکمة نسبت داده است. در این رساله، به تأکید
    مؤلف، مطالب جدید بسیاری آمده است که البته در هیچ
    یک از مآخذ معتبر بدانها کوچکترین اشاره‌ای نشده است. مؤلف
    برای آنکه از قافلۀ بزرگ نمایی بیت الحکمة باز
    نماند تدریس علوم پزشکی را نیز یکی از وظایف
    این نهاد برشمرده و به تفصیل دربارۀ نظام اداری بیت
    الحکمة؛ تأثیرش بر زندگی علمی روزگار عباسیان،
    جایگاه دانشگاه بیت الحکمة در میان دانشگاه‌های
    کنونی! و... قلم زده است. عطاء الله برای اثبات دعاوی خود گاه
    برخی مطالب را به دروغ به منابع کهن ارجاع داده است. طه الراوی در بغداد
    مدینة السلام
    حتی محل بیت الحکمة را ساختمان ویژه‌ای
    در کاخ رشید می‌داند (تکریتی، ۱۹۹؛ غنیمه، ۸۹). در
    سال ۲۰۰۱م نیز مؤسسۀ بیت الحکمة عراق که به دستور صدام
    حسین و به یاد بود بیت الحکمة کهن تأسیس شده،
    کنفرانسی به مناسبت هزار دویستمین سالگرد تأسیس بیت
    الحکمة برگزار کرد که متن سخنرانی‌های آن در ۲ مجلد با عنوان بیت
    الحکمة العباسی به چاپ رسیده است. در این مجموعه، بیت
    الحکمة گاه با دانشگاه‌های نوین مقایسه شده (جواهری،
    سراسر مقاله؛ میشو، ۵۶۶) و گاه از تأثیر آن بر علم و تمدن در اندلس
    سخن به میان آمده است (عتبی، عامری، سراسر مقاله). یاور
    (۲۰۶-۲۰۸) حتی کوشیده است نقشه‌ای «اجتهادی» برای
    آن ترسیم کند! و زرکانی (۳۱۷) مدعی است که ابن وحشیه (که
    یقینا شخصیتی برساخته بوده) در این نهاد مشغول
    ترجمه از نبطی به عربی بوده است! در واقع محور اصلی این
    کنفرانس نیز، مانند آثاری که پیش از این یاد شد
    خیال پردازی دربارۀ بیت الحکمة است. جالب آنکه در شمار
    قابل توجهی از این مقالات عبارت «بیت الحکمة» تنها در عنوان
    مقاله آمده و در متن کمترین اشاره‌ای به آن نشده است (مثلا عبد
    الحلیم، ۵۷۴؛ ناجی، ۹۱؛ نقشبندی، ۱۴۶). مطالبی که در دایرة
    المعارف‌های عمومی (مثل بریتانیکا) دربارۀ بیت
    الحکمة آمده، همگی مبتنی بر مطالب مذکور در منابع معاصر است. در
    مقالۀ بیت الحکمة دانشنامۀ جهان اسلام نیز افزون
    بر تأیید تقریباً همۀ دعاوی عجیب منابع دست
    چندم، آمده است که گنجینۀ بیت الحکمة با «۱۰۰ بار شتر کتاب که
    از خراسان آمده بود» و نیز «منابع فراوانی که در زمان ساسانیان
    در علوم مختلف از زبان‌های یونانی و هندی در دانشگاه
    جندی‌شاپور گرد آمده بود، و همچنین ترجمۀ پهلوی آنها»
    غنی‌تر شد(5/81).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>از میان محققان معاصر تنها بالتی گسدن
    توانسته تصویری نسبتا قابل قبول از بیت الحکمة ارائه دهد. البته
    وی نیز به رغم مراجعه به بسیاری از منابع کهن، گاه به
    برخی شواهد مهم (مثلا چند مورد مهم از اشارات ابن ندیم) استناد نکرده
    و در ارجاعات وی نیز بی‌دقتی به چشم می‌آید.
    اما گوتاس در بخشی از کتاب «اندیشۀ یونانی، فرهنگ
    عربیclass=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۲]
    »،
    که به بررسی بیت الحکمة اختصاص دارد (ص dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>53-60dir=RTL>
    گرچه بحق دیدگاه‌های مورخان پیشین را مبالغه آمیز
    خوانده، اما در این راه، به تفریط گرائیده است. وی
    مسألۀ بیت الحکمة را از همان دیدگاهی که در سراسر کتاب
    بدان پایبند بوده، یعنی «پیروی صرف منصور و
    جانشینانش از پادشاهان ساسانی» بررسی کرده و در نتیجه
    بدون ارائۀ دلایل معتبر حتی برخی شواهد قابل قبول را
    نیز انکار کرده و سرانجام با رد احتمال ترجمۀ آثار یونانی
    در بیت الحکمة، آنجا را مرکز ترجمۀ آثار پهلوی به عربی
    دانسته است! روی هم رفته بررسی گوتاس نکتۀ تازه‌ای ندارد،
    زیرا بحث تاریخی مربوط به بیت الحکمة بیشتر
    مبتنی بر مقالۀ بالتی گسدن است و کلیات نظریۀ
    وی دربارۀ پیروی عباسیان از ساسانیان
    نیز پیش از این در آثار برخی نویسندگان که به بیت
    الحکمة پرداخته‌اند (مثلا غنیمه، 87) به اختصار آمده است.
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>



    تاریخچۀ ساختگی
    بیت الحکمة در آثار معاصر



    مؤلفان معاصر،
    با تصوری که از کار کرد بیت الحکمة داشته‌اند، برخی اخبار و
    روایات تاریخی را به زعم خود تفسیر کرده و تاریخچه‌ای
    برای بیت الحکمة رقم زده و گاه با دقتی شگفت انگیز
    دربارۀ جزئیات آن سخن رانده‌اند. مثلا بر پایۀ
    اخباری که در بارۀ علاقۀ منصور عباسی به پزشکی و
    نجوم و دانشمندان این رشته‌ها، و
    نیز تألیف و ترجمۀ برخی آثار نجومی و پزشکی
    در روزگار این خلیفه در دست
    بوده، فرض کرده‌اند بیت الحکمة از روزگار منصور عباسی اندک اندک شکل
    گرفته و با افزوده شدن چند تألیف و ترجمه در روزگار مهدی، در روزگار
    هارون به طور رسمی تأسیس شده و در عصر مأمون نیز به اوج
    شکوفایی خود رسیده است (عش،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>20-22,26dir=RTL>؛
    أیوب، ۴۶؛ فانی، ۲۰؛ داود، ۱۲۳؛ درویش، 391)
    dir=LTR>.dir=RTL>
    عُش حتی تئوفیل بن توما، سرپرست منجمان مهدی را سرپرست بیت
    الحکمة در آن روزگار معرفی کرده است (ص
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>22dir=RTL>).
    تأکید برخی مؤلفان معاصر بر ریاست ابن ماسویه بر بیت
    الحکمة در روزگار هارون یا مأمون نیز تنها متکی بر
    روایتی نسبتاً مشکوک از ابن جلجل است. وی هنگام یاد کرد
    احوال و آثار ابن ماسویه آورده است که هارون ترجمۀ آثار کهن طبی
    را «که هنگام فتح آنکارا و عموریه و سرزمین‌های روم به دست آمده
    بود» به ابن ماسویه سپرد و او را امین ترجمه گردانید و
    کاتبانی چیره دست را برای کتابت زیر نظر وی قرار
    داد (ص ۶۵؛ نیز صاعد، ۱۹۱؛ قفطی، ۳۸۰؛ ابن ابی اصیبعه،
    ۱/۱۷۵؛ ابن عبری، ۲۲۷؛ ابن فضل الله، ۹/۲۰۹). برخی با توجه به
    این که شواهدی اندک اما مطمئن دربارۀ وجود بیت الحکمة در
    روزگار هارون (نک ادامۀ مقاله) در دست است، با استناد به سخن ابن جلجل
    پنداشته‌اند که این کتاب‌ها به بیت الحکمة راه یافته و هارون
    نیز بی‌درنگ ابن ماسویه را به ریاست آنجا برگزیده و
    به ترجمۀ آثار فرمان داده است (کرزون، ۳۰۳-۳۰۴؛ تامر، ۷۹؛ عبد اللطیف،
    15؛ عش،
    23,26style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). صدیقی (ص
    dir=LTR>18dir=RTL>)
    از این فراتر رفته و بر اساس روایت حضور ابوسهل بن نوبخت در بیت
    الحکمة در زمان هارون (نک ادامۀ مقاله)، وی و ابن ماسویه را به
    ترتیب سرپرست بخش ترجمۀ پهلوی به عربی و
    یونانی به عربی دانسته است. بولس سباط و مایرهوف با
    پیش کشیدن این قضیه که احتمالاً ابن ماسویۀ
    در روزگار هارون کودکی بیش نبوده، فرض کرده‌اند که روایت ابن
    جلجل مربوط به روزگار مأمون بوده و با توجه به اینکه گفته‌اند مأمون
    آثاری از بیزانس یا قبرس آورده است (ادامۀ مقاله)، در
    مقالات خود تاریخ تأسیس بیت الحکمة و انتخاب ابن ماسویه
    به ریاست آنجا را در حدود ۲۱۵ق/۸۳۰م
    یاد کرده‌اند (سبات،
    style='mso-bidi-language:FA'>235lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ مایرهوف،
    «انتقال...class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[3]»،
    dir=LTR>23؛ «آغازclass=MsoFootnoteReference>2»،style='mso-bidi-language:FA'>122lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ «از
    اسکندریۀ تا بغداد3»، dir=LTR>213dir=RTL>).
    اما جالب آنکه خود مایرهوف در برخی مقالات دیگر گاه این
    تاریخ را ۲۱۷ق ـ تاریخ
    یکی از نبردهای مأمون با بیزانس ـ یعنی تنها
    یک سال پیش از مرگ او یاد کرده (مایرهوف، «پرتوی نو
    بر دورۀ آغازینname="_ftnref4" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[4]
    »،
    dir=LTR>26؛ شریف، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>16dir=RTL>؛
    نیز راکایا،
    style='mso-bidi-language:FA'>338lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ ژولیوه، dir=LTR>39dir=RTL>)
    و توجه نداشته که این همه کارهای شگرفی که به بیت الحکمة
    مأمون نسبت داده‌اند چگونه یک ساله به انجام رسیده است. مایرهوف
    در جایی دیگر سال تأسیس را ۲۱۵ق و نخستین
    رئیس آن را نیز حنین دانسته که آن هنگام تنها ۲۱ سال داشته است
    (مایرهوف، «مقدمه»،
    xixdir=RTL>؛
    ۱۶؛ الیری،
    style='mso-bidi-language:FA'>166lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>: که ضمن دارالحکمة
    نامیدن این مؤسسه، تأسیس آن را نیز به توصیۀ
    جبرئیل بن بختیشوع دانسته است!؛ سعدی، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>412dir=RTL>،
    انتصاب حنین را به توصیۀ جبرئیل می‌داند؛
    صدیقی،
    21style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، که تأسیس را به
    دورۀ هارون و ریاست حنین را به ۸۳۰ تا ۸۳۳م نسبت می‌دهد؛
    زقزوق، ۲۰۸، که می‌افزاید‏ این منصب پس از حنین به فرزندش
    اسحاق و خواهرزاده‌اش حبیش رسید!؛ نیز: سبع، ۱۸۸؛ زرکان، ۱۷۱).
    در واقع گویا هر یک از نظرات مایرهوف به نحوی مستشرقان و
    نیز مؤلفان معاصر عرب را به اشتباه انداخته است. برخی نیز بدون
    اشاره به رئیس بیت الحکمة تنها به تأسیس آنstyle='mso-spacerun:yes'>
    در ۸۳۰م اشاره کرده‌اند (حتی، dir=LTR>310,
    410
    ؛ الگود، style='mso-bidi-language:FA'>104lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). مایرهوف
    با استناد به روایتی از قفطی (ص۱۷۱؛ البته راوی
    اصلی این حکایت ابن جلجل،ص ۶۹، است و دیگران، از جمله ابن
    ابی اصیبعه، ۱/۱۸۹ آنرا تکرار کرده‌اند) که بر اساس آن متوکل کاتبان
    زبردست و آگاه بر امر ترجمه را زیر نظر حنین قرار داد تا ترجمه‌های
    آنان را بررسی کند؛ فرض کرده که متوکل در حدود ۸۵۶م بیت الحکمة را
    دوباره باز کرده و در آن دار الترجمه‌ای به ریاست حنین
    ترتیب داده است (مایرهوف،«پرتوی نو بر زندگی حنینstyle='mso-footnote-id:ftn5' href="#_ftn5" name="_ftnref5" title="">class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[5]»،
    dir=LTR>705-706style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، «از اسکندریۀ
    تا بغداد»،
    213, 223style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، «دانش»،
    dir=LTR>318dir=RTL>:
    الیری،
    168-169style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ که دورۀ متوکل را
    دوران اوج بیت الحکمة می‌داند؛ صدیقی،
    dir=LTR>17-18dir=RTL>؛
    نیز تامر، ۷۸). در حالی که برخی دیگر با توجه به مخالفت
    متوکل با علوم عقلی، تصور کرده‌اند که وی قاعدتاً باید با
    فعالیت بیت الحکمةای که مرکز علوم عقلی است مخالف باشد
    (مثلا: سوردل، «بیت الحکمة»، همانجا) و گاه به صراحت سیاست‌های
    وی را دلیل اصلی زوال بیت الحکمة دانسته‌اند (بالتی
    گسدن،
    dir=LTR>150؛ که البته جریان محنه در
    روزگار مأمون را نیز مؤثر می‌داند). از طرفی اغلب محققان با
    استناد به برخی اشارات ابن ندیم (و نیز حمزۀ
    اصفهانی)، تأکید کرده‌اند که بیت الحکمة یا خزانة المأمون
    دست کم تا نیمۀ دوم سدۀ ۴ق همچنان فعال بوده است (در این
    باره نک ادامۀ مقاله). اما اشارۀ برخی نویسندگان به
    باقی بودن بیت الحکمة تا هجوم مغول در656ق به بغداد (کرنکو،
    dir=LTR>1045dir=RTL>؛
    عنایت الله،
    160style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>، غنیمه، ۸۹؛ صفا، ۵۰؛
    فانی، ۲۱؛ تکریتی،۲۰۳) تنها مبتنی بر اشارۀ
    قلقشندی (۱/۴۶۶) به از میان رفتن «کتابخانۀ خلفای
    عباسی در بغداد، یکی از ۳ کتابخانۀ بزرگ جهان اسلام» پس
    از حملۀ مغول‌ها و شاید خبری از ابن شاکر کتبی است که بر
    اساس آن، ۴۰۰ هزار کتاب موجود در
    کتابخانۀ رصدخانۀ مراغه را سربازان مغول از عراق و شام گرد آورده
    بودند. گرچه هیچ یک از این دو اشاره‌ای به بیت الحکمة
    نکرده‌اند اما مؤلفان یاد شده فرض کرده‌اند که برای نگهداری
    این همه کتاب (که در شمار آن بسیار اغراق شده) هیچ
    جایی مناسب‌تر از بیت الحکمة آرمانی آنان نبوده است. در
    حالی که منظور قلقشندی احتمالاً کتابخانۀ مدرسۀ مستنصریة
    بغداد بوده است که هنگام یورش مغول‌ها تنها ۲۵ سال از تأسیس آن
    می‌گذشته است.



    کاربرد عبارات بیت الحکمة
    یا خزانة الحکمة در آثار دورۀ اسلامی



    پیش از بررسی چیستی و کارکرد نهادی که در
    دورۀ نخست خلافت عباسی، چنین نامی برخود داشته،
    باید نخست دانست که اصولاً در دورۀ اسلامی این دو عبارت
    در چه مواردی به کار می‌رفته است. زیرا چنان که گفته شد،
    گویا بیشتر مؤلفان معاصر با پیش داوری در خصوص بار
    معنایی این دو عبارت دچار اشتباه شده‌اند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در ردیه‌ای که عثمان بن سعید
    دارمی بر بشر مریسی نوشته، عبارت بیت الحکمة در کنار نام
    معاویه بن ابی سفیان آمده است. اثری که بِشر در آن به بیت
    الحکمة اشاره کرده، همچون دیگر آثارش از میان رفته، اما دارمی
    در ردیۀ خود سخن بِشر را چنین آورده است: «رقیب
    همچنین مدعی است که ... معاویه «بیتی» داشت به نام بیت
    الحکمة. هرگاه حدیثی می‌یافت در آنجا ثبت می‌کرد»(ص۱۳۵؛
    نیز عش،
    11-12style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ بالتی گسدن،
    dir=LTR>133dir=RTL>).
    مهم نیست که در روزگار معاویه چنین جایی وجود داشته
    یا نه، بلکه مهم آن است که در این روایت بیت الحکمة به
    وضوح معادل جایی شبیه به کتابخانۀ قصر به کار رفته است.
    خبری که مسعودی در بارۀ عادات معاویه یاد کرده وجود
    کتابخانۀ سلطنتی در قصر را تأیید می‌کند. بر اساس
    این روایت معاویه تا پاسی از شب می‌خوابید و
    سپس برمی‌خاست تا کتابدارانش کتاب‍هایی دربارۀ
    سیاست‌ها، جنگ‌ها، و نیرنگ‌های پادشاهان برایش بخوانند (مروج،
    ۳/۲۲۲؛ نیز عش،
    style='mso-bidi-language:FA'>12-13lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>)dir=LTR>.dir=RTL>



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در مورد اطلاق نام بیت الحکمة بر
    کتابخانۀ سلطنتی شواهد دیگری نیز در دست است. در
    برخی روایات ترجمۀ عربی دیباچۀ کلیله
    و دمنه
    به قلم ابن مقفع، کتابخانۀ سلطنی پادشاه هند بیت الحکمة
    (و کتابخانه‌های پادشاهان پیشین خزائن الحکمة نامیده شده
    است (ص۳۱، ۳۸ ). ابوالفرج اصفهانی نیز در الامثال الصادرة عن
    بیوت الشعر
    ، کتابخانه‌های سلطنتی ساسانیان را بیوت
    الحکمة نامیده است. سرخسی نیز درstyle='mso-spacerun:yes'>
    آداب الملوک این نام‌گذاری
    را تأیید می‌کند (نک: فان اس، style='mso-bidi-language:FA'>III/200style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>؛ گوتاس،
    dir=LTR>55dir=RTL>).
    واقدی از بیرون آوردن پرچم‌های اسکندر مقدونی از
    محلی به نام بیت الحکمة یاد می‌کند (۱/۳۰۲) که چنین
    چیزی نیز می‌تواند بخشی از یک کتابخانه
    سلطنتی باشد.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در موردی دیگر مسعودی از
    تالارهایی در مصر که در آ‎نها بت‌هایی طلایی
    به نشانۀ هر یک از ستارگان مهم نگاهداری می‌شده با عنوان
    «برب» (جمع آن: برابی) یا «بیت
    الحکمة» یاد کرده است (اخبار الزمان، ۹۱). مقریزی افزون
    بر تکرار همین موارد به نقل از اخبار الزمان مسعودی، آورده است
    که هر شهر مصر قدیم دارای «خزائن من حکمة» بوده که یکی به
    نگاهداری بتی با سیمای انسان برای خوشید و
    چیزهایی از این قبیل اختصاص داشته است (۱/۱۳۰، ۱۴۴،
    ۱۸۶، قس: همو، ۱/۱۶۰). ابن ندیم نیز در آخرین سطور الفهرست
    (ص ۳۶۰) و در مبحث علوم غریبه تنها به وجود «برابی» و بیوت الحکمة
    در مصر اشاره می‌کند و قفطی هنگام اشاره به «ذوالنون
    اخمیمی» او را یکی از ملازمان (=خادمان؟) «بربا» در
    سرزمین اخمیم ـ بیتی از بیوت الحکمة کهن ـ می‌داند
    و می‌افزاید که در این بیت تصاویری بوده که
    مؤمنان را ایمان و کافران را طغیان می‌افزاید (ص ۱۸۵؛
    نیز واقدی، ۱/۳۰۱، که از البیت المصور بالحکمة یاد کرده
    است). همچنین در اخبار فتح اندلس از وجود بیت الحکمةای در
    این سرزمین آگاه می‌شویم که در آن برخی
    تصاویر و طلسمات وجود داشته است (ابن خلکان، ۵/۳۲۳-۳۲۸؛ مقری،
    1/243-248).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>از آنچه گفته شد می‌توان دریافت که دو
    عبارت بیت الحکمة و خزانة الحکمة در دورۀ اسلامی بر جای‌های
    مختلف، از اطاقی حاوی چند مجسمه، تصویر یا طلسم گرفته تا
    کتابخانۀ سلطنتی که در آن روزگار وظیفۀ کنونی موزه‌ها
    را نیز بر عهده داشته، اطلاق می‌شده است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>از سوی دیگر عنوان خزانة الحکمة ـ که
    ابن ندیم و دیگران به وضوح آنرا معادل بیت الحکمة به کار برده‌اند
    ـ دست کم بر دو کتابخانۀ دیگر که هر دو را علی بن
    یحیی بن منجم، یکی در اوایل سدۀ ۳ق
    برای فتح بن خاقان و دیگری مدتی بعد برای خودش
    تأسیس کرده بود (یاقوت، ۵/۲۰۰۸؛ ابن طاووس، ۱۵۷) اطلاق شده است. به
    کار رفتن عنوان «صاحب بیت حکمة من بیوت حکم المأمون » در خصوص حسن بن
    مرار صنوبری، نیای شاعر معروف ابوبکر احمد بن محمد حسن
    ضبی (ابن عساکر، ۵/۲۳۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام،style='mso-spacerun:yes'>
    ۲۵/۱۰۰؛ صفدی، ۷/۳۷۹؛ ابن منظور، ۳/۲۳۷؛
    قس ابن شاکر، فوات الوفیات، ۱/۱۲۲) و نیزstyle='mso-spacerun:yes'> اطلاق عنوان بیت الحکمة بر
    کتابخانۀ فتح بن خاقان در یک مورد، که در آن از «سند (در اصل:
    سندی) بن علی وراق» به عنوان «صاحب بیت الحکمة فتح بن خاقان»
    یاد شده (صفدی،۱۵/۴۸۷) این تردید را پدید می‌آورد
    که شاید هر دو عنوان بیت الحکمة یا خزانة الحکمة اسامی
    عام و معادل «خزانة الکتب» باشند. اما چون وجود یک کتابخانۀ وابسته به
    دارالخلافه در دورۀ عباسیان رایج بوده، به ناچار فرض می‌کنیم
    این کتابخانه به طور خاص بیت الحکمة و گاه خزانة الحکمة و از روزگار
    مأمون به بعد نیز خزانة المأمون نامیده می‌شده است و نیز
    به ناچار همۀ اخباری را که ارتباط آنها با بیت الحکمة‌ها (در
    صورت درستی تعدد این گونه مراکز) یا خزانة الحکمةهای
    شخصی مسلم نباشد به این کتابخانۀ دولتی مربوط فرض
    می‌کنیم (نیز نک براون، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>5dir=RTL>؛
    گوتاس،
    dir=LTR>55).



    اشارات مآخذ کهن



    همۀ آنچه که از متون کهن دربارۀ
    این نهاد درمی‌یابیم آن است که تنی چند از
    دانشمندان آن روزگار در آنجا به کار مشغول یا دارای عنوان صاحب بیت/خزانة
    الحکمة بوده‌اند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در بارۀ وجود جایی به نام بیت
    الحکمة در روزگار هارون، تنها ۲ شاهد در دست است. ابن ندیم آورده است که
    علان شعوبی ایرانی، پیوسته با خاندان برمکی رفت و
    آمد داشت یا در بیت الحکمة برای هارون، مأمون و برمکیان
    نسخه برداری می‌کرد (ابن ندیم، ۱۰۵؛ یاقوت، ۱۶۳۱ و
    صفدی، ۱۹/۵۵۸:‏ که وی را علان وراق نیز نامیده‌اند). اما
    برخلاف تصور مؤلفان معاصر، نمی‌توان تنها با استناد به آنچه ابن ندیم
    آورده است، وی را از کارمندان بیت الحکمة (بویژه با تصوری
    که امروزه از کارمند داریم) دانست. چرا که به تأکید یاقوت، او
    دکان وراقی داشته و به کار استنساخ، تجلید و فروش نسخ خطی مشغول
    بوده و قاعدتاً همکاری وی با بیت الحکمة گاه به گاه و
    موردی (به تعبیر امروزی: پاره وقت) بوده است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>ابن ندیم آورده است که ابوسهل بن نوبختstyle='mso-spacerun:yes'>
    در خزانة الحکمة هارون کار می‌کرد(ص۲۷۴).
    قفطی، که ابوسهل منجم را بر اثر خلط با دیگر اعضای خاندان
    نوبختی از «ائمۀ متکلمین» برشمرده، هنگام نقل سخن ابن
    ندیم آورده است که هارون وی را بر ریاست «خزانة کتب الحکمة»
    گمارد و او آنچه را که از کتب حکمت فارسی می‌یافت به عربی
    ترجمه می‌کرد (ص۲۵۵). گویا قفطی در اینجا سخن ابن
    ندیم را به میل خود و بر اساس برداشتی که از آن داشته
    تغییر داده است. از آنچه گذشت می‌توان دریافت که
    این نهاد پیش از نابودی برمکیان (187ق) وجود داشته است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>سرپرست بیت الحکمة را ظاهراً «صاحب» می‌نامیده‌اند.
    گویا نخستین کسی که این منصب را داشته، شخصی به نام
    سلم است که همواره از او به صورت «سلم صاحب بیت الحکمة» یاد شده است.
    کهن‌ترین مدرکی که از وی در دست است و هیچ یک از
    محققان قبلی نیز بدان توجه نداشته‌اند قطعه‌ای از آثار جاحظ
    است. وی در رسالۀ‏ فصل ما بین العداوة و الحسادة آورده
    است که گاه برخی آثار خود را که از لحاظ لفظ و معنی کمتر از آثار
    دیگرش بوده، به کسانی چون ابن مقفع، خلیل بن احمد
    فراهیدی، سلم صاحب بیت الحکمة، یحیى بن خالد، عتابی
    و دیگر مؤلفانی که از لحاظ زمانی جلوتر از وی بوده‌اند
    نسبت داده است (۱/۳۵۱؛ نیز المحاسن و الاضداد، ۴، که خطبۀ آن
    تکرار بخشی از همین رساله است). بر اساس آنچه ابن ندیم
    دربارۀ سلم آورده می‌دانیم که یحیى بن خالد بن برمک
    ـ که از نخستین ترجمۀ عربی مجسطی راضی نبود ـ
    ابوحسان و سلم صاحب بیت الحکمة را به فراهم آوردن ترجمه‌ای نیکو
    گمارد و آنان پس از فرا خواندن برترین مترجمان با دقت و تلاش بسیار،
    این کار را به پایان رساندند (ص۲۶۷-۲۶۸؛ نیز قفطی، ۹۷-۹۸؛
    قس حاجی خلیفه، ۵/۳۸۶: او را سلمان نامیده). سلم همچنین
    یکی از اعضای گروه اعزام شده به فرمان مأمون به بیزانس
    برای انتخاب کتاب (ابن ندیم، ۲۴۳؛ ابن ابی اصیبعه، ۱/۱۸۷؛
    حاجی خلیفه، ۳/۹۵؛ قس صفدی، ۱۳/۲۱۶-۲۱۷: که وی را سلمان
    نامیده)، «صاحب بیت الحکمة با شراکت سهل بن هارون»، از جملۀ
    مترجمان پهلوی به عربی، و نیز فراهم آورندۀ یکی
    از آثار مبتنی بر کلیله و دمنة (ابن ندیم، ۱۲۰، ۳۰۵)
    بوده است. ابن عبد ربه در مورد «سلمان صاحب بیت الحکمة»، که باید همان
    سلم باشد، آورده است که روزی یحیی بن خالد برمکی با
    لباس مردم عادی به نزد وی رفت. و سلم پس از آنکه ثمامة بن اشرس
    یحیی را به او شناساند، گفت که نمی‌داند چگونه به خاطر
    لطف بزرگی که یحیی در حق وی روا داشته تشکر کند
    (۲/۱۲۷؛ در مورد کسانی که با سلم تشابه اسمی داشته‌اند نک:
    بالتی گسدن،
    142style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). از آنچه گفته شد
    برمی‌آید که سلم، یکی از ادبای روزگار هارون و
    مأمون بوده که در ترجمۀ آثار پهلوی و یونانی به
    عربی نیز دست داشته و در روزگار مأمون مدتی سرپرست بیت
    الحکمة بوده است. اما از سخن جاحظ و ابن ندیم نمی‌توان استنباط کرد که
    وی در روزگار هارون نیز چنین منصبی داشته، زیرا
    بعید نیست که این دو وی را به لقبی که بعدها گرفته
    ملقب ساخته باشند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>به هر حال سلم در روزگار مأمون در این منصب
    دو شریک نیز داشته است یکی شخصی به نام سعید
    بن هریم (یا هارون) کاتب، که به گفتۀ ابن ندیم از مترجمان
    فارسی به عربی و از جملۀ بلغای عرب بوده و جاحظ به آثار
    وی استناد می‌کرده است (ص ۱۲۰؛ ۱۲۵: سعید بن هارون؛ اما در چاپ‌های
    دیگر الفهرست ابن ندیم؛ و نیز یاقوت، ۳/۱۳۷۹؛
    صفدی، ۱۵/۲۶۹: سعید بن هریم؛ نیز نک: عش،
    dir=LTR>39dir=RTL>؛
    بالتی گسدن،
    143style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>) و دیگری سهل بن
    هارون بن راهیون دستمیسانی (اهل دشت میشان) مشهور به ابن
    راهیون، ادیب برجستۀ ایرانی که یقنیا
    مشهورترین دارندۀ این عنوان بوده است. او نیز مانند دو تن
    دیگر از جملۀ بلغا و از مترجمان فارسی به عربی بوده است
    (ابن ندیم، ۱۰،۱۲۰، ۱۲۵، ۳۰۵؛ که در مورد وی هر دو عبارت «صاحب بیت
    الحکمة» و «صاحب خزانة الحکمة» را به کار برده است؛ نیز نک خطیب
    بغدادی، ۳/۳۶۹؛ یاقوت، ۳/۱۴۰۹؛ صفدی، ۱۵/۲۶۹). گویا
    اشارۀ ابن ندیم در مورد استناد جاحظ به آثار سعید بن هارون در
    واقع مربوط به سهل بوده، زیرا جاحظ در بیشتر آثار خود بارها به سهل بن
    هارون استناد کرده اما استنادی به سعید بن هارون (یا
    هریم) یافت نشد. سهل بن هارون را با لقب «کاتب علی خزانة الحکمة»
    نیز خوانده‌اند (ابوحیان، ۱/۳۷؛ ابن نباته، ۲۴۲) که در این مورد
    کاتب به همان معنی رئیس به کار رفته است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>حسن بن مرار مشهور به ضبی نیز چنان که
    گفته شد عنوان «صاحب بیت حکمة من بیوت حکم المأمون » داشته است (ابن
    عساکر، ۵/۲۳۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام،style='mso-spacerun:yes'>
    ۲۵/۱۰۰؛ صفدی، ۷/۳۷۹؛ ابن منظور، ۳/۲۳۷؛
    قس ابن شاکر، فوات الوفیات، 1/122).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>شخصی به نام احمد بن محمد نیز عنوان
    صاحب بیت الحکمة داشته است که در مورد وی تنها می‌دانیم
    یکی از روایان متروک حدیث بوده و از مالک بن انس
    روایتی کرده است (ابن جوزی، الضعفاء و المتروکین،۱/۸۴؛
    ذهبی، میزان الإعتدال، ۱/۲۹۷، المغنی فی
    الضعفاء
    ، ۱/۵۸؛ ابن حجر عسقلانی،
    1/323).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>گذشته از این به گفتۀ ابن ندیم
    ابن ابی الحریش در خزانة الحکمة برای مأمون جلد سازی
    می‌کرد و محمد بن موسی خوارزمی نیز پیوسته در خزانة
    الحکمة مأمون مشغول به کار بود یا در خزانة الحکمة برای مأمون کار
    می‌کرد (ابن ندیم، 10، 274).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>به گفتۀ بالتی گسدن در کتابی
    سریانی به نام «تاریخ سیرت» ضمن اشاره به نسخه‌‌ای
    مجعول از معاهدۀ میان محمد (ص) و مسیحیان نجران، از حضور
    شخصی به نام حبیب در بیت الحکمة یاد شده است (ص
    dir=LTR>144dir=RTL>).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>همچنین در افسانه‌ای که نخستین
    بار قفطی بدان اشاره کرده، موسی بن شاکر، پدر بنی موسی،
    راهزنی توبه‌کار است که هنگام مرگ وی فرزندانش خردسال بوده‌اند. پس
    مأمون آنها را به اسحاق بن ابراهیم مصعبی می‌سپارد و او
    (یا خود مأمون؟) این سه برادر را زیر نظر
    یحیی بن ابی منصور، ستاره شناس بنام ایرانی
    در بیت الحکمة جای می‌دهد (قفطی، ۴۴۱؛ نیز ابن
    عبری، ۲۶۴). گرچه این افسانه حتی با آنچه خود قفطی
    دربارۀ موسی بن شاکر آورده تناقض دارد (ص ۳۱۵)، اما برخی با
    استناد به همین نکته، بنی موسی و یحیی بن
    ابی منصور را نیز از کارکنان بیت الحکمة دانسته‌اند (مثلاً :
    عش،
    dir=LTR>41؛ بالتی گسدن، dir=LTR>145-146dir=RTL>).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>تنها سندی که در مورد برخی وظایف
    بیت الحکمة، افزون بر نگاهداری کتاب، در دست داریم، بر
    پایۀ روایتی از کتاب الحیدة است. این
    کتاب شرح داستان گونه و یقیناً اغراق آمیز مناظراتی
    میان عبدالعزیز بن یحیی کنانی (د۲۴۰ق)، از
    یکسو و بشر مریسی و یاران وی (یعنی
    معتزله و جهمیه) از سوی دیگر، دربارۀ قدیم یا
    مخلوق بودن قرآن است. بر اساس این روایت، کنانی با شنیدن
    ماجرای محنه، که بر اساس آن اعتقاد به قدیم بودن قرآ‎ن ممنوع شده بود،
    از مکه به بغداد می‌آید و جسورانه اعلام می‌کند که قرآن مخلوق
    نیست. وی در مناظره‌ای، به گفتۀ خود، حریف را به
    سختی درهم می‌شکند. سپس بشر و طرفداران وی، به
    انگیزۀ انتقام، برآن می‌شوند که در جلسه‌ای که هر جمعه در
    بیت الحکمة و معمولا با حضور مأمون برگزار می‌شده است، خشم
    خلیفه را بر ضد کنانی برانگیزانند. کنانی یک بار
    نیز به برگزاری جلسه‌ای دیگر در «جایی جز بیت
    الحکمة» اشاره می‌کند و شرح ماجرا را با تفصیل و آب و تاب تمام
    می‌آورد. با صرف نظر از جنبه‌های اغراق آمیز این
    روایت، از سخن وی می‌توان دریافت که ظاهراً هر جمعه جلسه‌ای
    در بیت الحکمة برگزار می‌شده و مأمون در این جلسه در
    جایگاهی خاص و در پس پرده می‌نشسته است، چنان که سخنان
    همۀ حاضرین را می‌شنیده و البته حاضران نیز از حضور
    وی در پس پرده آگاه بوده‌اند و گاه نتایج مباحثات خود را بر وی
    عرضه می‌داشته‌اند. البته سبکی در طبقات الشافعیة انتساب
    کتاب به او را ساختگی می‌داند (۱/۲۶۵-۲۶۶؛ قس ابن ندیم،۱۸۴ و
    خطیب بغدادی، ۱۰/۴۴۹ که بر درستی انتساب این کتاب به
    کنانی تأکید کرده‌اند) و
    حتی گفته‌اند که کتاب الحیدة، پس از مرگ عبدالعزیز
    کنانی نوشته شده است (دربارۀ این کتاب نک فان اس،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>III/504-508lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>). گوتاس با
    تکیه بر احتمال جعلی بودن این کتاب بر آن است که بیت الحکمة
    نمی‌توانسته جایی برای این گونه مناظرات باشد و
    اصولاً چنین کار سبکی (یعنی برگزاری مناظره در
    کتابخانه) را از مأمون بعید دانسته است!(صdir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>59dir=RTL>)style='mso-spacerun:yes'> اما در اصل ماجرا نمی‌توان چندان
    تردید کرد. چه این مناظره چندان مشهور بوده که خلیفه القادر
    بالله در ۴۲۰ق در اعلامیه‌ای مبنی بر تفسیق معتقدان به
    خلق قرآن، بدان اشاره کرده است (ابن جوزی، المنتظم، ۹/۲۲۳-۲۲۴). به
    هر حال درستی یا نادرستی انتساب این کتاب به کنانی
    به درستی آن جزء از ماجرا که به برگزاری جلسه‌ای در بیت
    الحکمة اشاره دارد، لطمه نمی‌زند. زیرا بعید است که مؤلف، با
    دروغ پردازی در این خصوص، که هیچ کمکی به وی
    نمی‌کرده، اثر خود را بیش از
    پیش در معرض اتهام قرار داده باشد. ضمن این که برگزاری جلسات
    مناظره میان علما در یک کتابخانه آن قدر عجیب و خارق العاده
    نیست که برای باور داشتن آن به شواهد متعدد و اخبار متواتر نیاز
    باشد.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در هیچ یک از مآخذ معتبر به
    تأسیس بیت الحکمة کمترین اشاره‌ای نشده است. بیشتر
    مؤلفان معاصر با اساس قرار دادن روایات پراکنده و بعضاً مشکوک مربوط به
    آورده شدن برخی آثار یونانیان از بیزانس،
    تاریخی تقریبی برای تأسیس بیت الحکمة
    یاد کرده‌اند. در مآخذ کهن تنها ارتباطی که میان این
    انتقال کتاب‌ها و بیت الحکمة به چشم می‌خورد، حضور «سلم صاحب بیت
    الحکمة» در زمرۀ فرستادگان مأمون برای گزینش کتاب است؛ اما از
    آنجا که معمول‌ترین مکان برای حفظ کتبی که برای
    خلیفه فرستاده می‌شده، کتابخانۀ سلطنتی است، به ناچار فرض
    می‌کنیم که این کتاب‌ها به بیت الحکمة‌ می‌رسیده‌اند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>گذشته از روایت مشکوک ابن جلجل در خصوص
    انتقال کتب عموریه و آنکارا به
    بغداد در روزگار هارون، روایات دیگری در خصوص دریافت کتاب
    در روزگار مأمون وجود دارد که مؤلفان معاصر، بویژه یوسف عش (ص
    dir=LTR>28-31dir=RTL>
    با جداگانه فرض کردن آنها، تا ۳ نوبت دریافت کتاب برشمرده‌اند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>قاضی صاعد آورده است که مأمون با ارسال
    هدایایی گرانقدر از امپراتور بیزانس خواست تا برخی
    آثار فلسفی را برای وی بفرستند. امپراتور نیز در پاسخ
    شماری از آثار افلاطون، ارسطو، بقراط، جالینوس، اقلیدس،
    بطلمیوس، و غیره را فرستاد (ص۲۱۳-۲۱۴؛ نیز نک ابن عبری،
    ۲۳۵-۲۳۶). عش تاریخ این رویداد را پیش از ۲۰۴ق،
    یعنی پیش از ورود مأمون به بغداد حدس زده، که غیر معقول
    است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>بر اساس روایت دیگر مأمون در نامه‌ای
    از امپراتور بیزانس اجازه خواست تا گزیده‌ای از آثار موجود در
    کتابخانه‌های بیزانس را به بغداد آورد. امپراتور نخست سرباز زد اما
    سپس موافقت کرد و مأمون نیز حجاج بن یوسف بن مطر، ابن بطریق،
    سلم صاحب بیت الحکمة و دیگران و «چنان که گفته‌اند: ابن ماسویه»
    را برای انتخاب کتاب فرستاد تا آنچه را مناسب می‌دانند به بغداد آورند
    و به ترجمۀ این آثار فرمان داد (ابن ندیم، ۲۴۳؛ ابن ابی
    اصیبعه، ۱/۱۸۷؛ صفدی، ۱۳/۲۱۶-۲۱۷؛ حاجی خلیفه، ۳/۹۵).
    یوسف عش تاریخ این رویداد را با اشتباه در نقل از
    مقریزی، که اشاره‌ای مختصر به این ماجرا دارد، «چند سال
    پیش از ۲۱۰ق » و به احتمال قوی اندکی پس از ۲۰۴ق دانسته
    است(همانجا؛ نیز بالتی گسدن،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>134-135dir=RTL>،
    که ظاهرا استناد وی به مقریزی به واسطۀ عش بوده و در
    نتیجه اشتباه او را تکرار کرده است)؛ در حالی که مقریزی
    در موضعی که عش بدان استناد کرده از «سال‌های ۲۱۰ و اندی»
    یاد کرده است (ص۲/۳۵۷: فی اعوام بضع عشرة سنة و مأتین). به نظر
    می‌رسد که مقریزی بر اساس تاریخ جنگ میان مأمون و
    امپراتور بیزانس (۲۱۵-۲۱۸ق) این تاریخ تقریبی را
    ارائه کرده باشد.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>روایتی دیگر در خصوص
    دریافت کتاب حاکی از آن است که این کتاب‌ها احتمالا ما به
    ازای غرامت جنگ با حکمران قبرس، یا تحفه‌ای برای خودداری
    مأمون از هجوم به بیزانس بوده است (ابن نباته ،۲۴۲؛ طاش کبری زاده،
    ۱/۲۴۲؛ حاجی خلیفه، ۳/۹۵؛ قفطی، 29-30).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در روایات مختلف داستانی که عش آن را
    نوبت سوم دریافت کتاب نامیده، دو عنصر مشترک وجود دارد: مخالفت
    اولیۀ حکمران بیزانس یا قبرس پس از مشورت با امیران
    و دانشوران کشور و تغییر نظر وی پس از مشورت با یکی
    از روحانیون برجسته که معتقد بود با فرستاده شدن آثار فلسفی و
    علمی به سرزمین‌های اسلامی، ایمان مسلمانان سست
    خواهد شد. صرف نظر از جنبه‌های داستان پردازانه و عوام پسند این
    ماجراها که با گذشت زمان جزئیات آنها بیشتر می‌شود! در روزگار
    مأمون به احتمال قوی تنها در
    یک نوبت آثاری از بیزانس به بغداد آورده شده بویژه آنکه
    در هر یک از مآخذ کهن، تنها به یکی از روایت مختلف
    دریافت کتاب اشاره شده است. البته اگر بخواهیم بر درستی اصل
    روایت مخدوش ابن جلجل نیز اصرار بورزیم در مجموع دو بار
    شماری کتاب به بغداد آمده است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>به هر حال به نظر می‌رسد شمار این کتاب‌ها،
    چندان قابل توجه نبوده است. اگر مجموعۀ آثار یونانی بیت
    الحکمة چندان که مؤلفان معاصر پنداشته‌اند، غنی بوده است (مثلا: عش،
    dir=LTR>30-31dir=RTL>
    چرا بنو موسی برای نسخ خطی اثری به شهرت و اهمیت مخروطات
    آپولونیوس به شهرهای مختلف سفر می‌کردند (بنوموسی،
    ۶۲۱-۶۲۹) یا حنین بن اسحاق را برای یافتن نسخۀ
    یونانی برخی آثار مشهور جالینوس به بیزانس و
    جاهای دیگر می‌فرستادند.
    چراکه حنین در رساله‌ای که دربارۀ ترجمه‌های آثار
    جالینوس نگاشته (جم)، هرگز به بهره وری از نسخ یونانی
    کتابخانۀ بیت الحکمة اشاره نمی‌کند و همواره بر کتابخانۀ
    شخصی خود متکی است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>در واقع باید گفت که بر خلاف تصور مؤلفان
    معاصر نه تنها شاهدی دربارۀ اشتغال مترجمان مشهور در بیت الحکمة
    در دست نیست، بلکه همان اندک شواهد موجود نیز حاکی از آن است که
    این کتابخانه حتی از فراهم آوردن نسخه‌های خطی
    یونانی قابل اعتماد، مهم‌ترین نیاز مترجمانی چون
    حنین، عاجز بوده است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>گذشته از این حنین در میان
    حامیان خود نیز هرگز از هیچ خلیفه‌ای یاد
    نمی‌کند. بیش‌تر ترجمه‌های سریانی به عربی
    وی به درخواست ابن ماسویه، آل بختیشوع و چند پزشک جندی‌شاپوری
    دیگر و اغلب ترجمه‌های یونانی یا
    سریانی به عربی وی نیز به سفارش بنوموسی و
    علی بن یحیی مشهور به ابن منجم بوده است (دایرة
    المعارف بزرگ اسلامی، 12/685، 689-690).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>حال اگر فعالیت‌های حنین و
    شاگردانش و دیگر وابستگان بنی موسی، بنی منجم و
    دیگر حامیان مشهور نهضت ترجمه را از بیت الحکمة جدا کنیم،
    از دوران شکوفایی نهضت ترجمه در میانۀ سدۀ ۳ق چه
    چیزی باقی می‌ماند؟ در نتیجه چنان که گوتاس (ص
    dir=LTR>60dir=RTL>)
    و صلیبا
    style='mso-bidi-language:FA'> lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>dir=LTR>26dir=RTL>)
    نیز پیش از این یادآور شده‌اند، باید در خصوص نقش بیت
    الحکمة، حاکمیت سیاسی و بویژه نقش مأمون در فرایند
    انتقال و ترجمۀ علوم باز نگری کنیم.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>بیت الحکمة، اگر آن چنان که به نظر می‌رسد
    کتابخانۀ دارالخلافه بوده، عجیب نخواهد بود که از روزگار مأمون به بعد
    خزانة المأمون نیز نامیده شود. با این همه از سرنوشت آن پس از
    خلافت وی، چیزی نمی‌دانیم. ابن ندیم
    اشاراتی کوتاه در این باره دارد: نخست به نقل از مأخذی ناشناس
    («و قد قیل ...» آورده است که در خزانة المأمون نامه‌ای منسوب به جد
    پیامبر (ص) بود. سپس به دیدن «نمونه‌ای از خط حمیری
    که جزئی از خزانة المأمون بوده و به فرمان مأمون ترجمه شده بود»،style='mso-spacerun:yes'>
    و نقل
    «حروف الفبای حبشی که شبیه الفبای
    حمیری است، از [یکی از دست‌نوشته‌های] خزانة
    المأمون» اشاره می‌کند (ص ۱۰، ۱۹) و سرانجام مطلبی را از «کتابی
    با کتابت بسیار کهن، گویا از نسخه‌های خزانة المأمون» نقل
    می‌کند (ابن ندیم، ۲۱: یشبه ان یکون من خزانة المأمون).



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>حمزۀ اصفهانی نیز
    یکی از مآخذ خود در نگارش تاریخ سنی ملوک الأرض را
    «تاریخ ملوک الفرس المستخرج من خزانة المأمون» می‌داند.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>برخی از محققان (مثلا بالتی گسدن،
    dir=LTR>149dir=RTL>)
    این اشارات ابن ندیم و حمزۀ اصفهانی را حاکی از
    برجای بودن بیت الحکمة یا خزانة المأمون تا روزگار ابن
    ندیم دانسته‌اند. در حالی که نه تنها هیچ یک از اشارات
    این دو را نمی‌توان شاهدی بر این امر دانست، بلکه از
    تردیدی که ابن ندیم در مورد انتساب نسخه‌ها به خزانۀ
    المأمون داشته، می‌توان استنباط کرد که برعکس، در آن روزگار این
    کتابخانه پراکنده شده و جای مشخصی نداشته است.



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>از آنچه گذشت می‌توان گفت که بر اساس شواهد
    معتبر بیت الحکمة یا خزانة الحکمة کتابخانه‌ای بوده که در
    روزگار هارون الرشید، دست کم پیش از نابودی برمکیان در
    ۱۸۷ق، وجود داشته، در اواخر روزگار مأمون (یعنی زمانی که ماجرای
    محنه پیش آمد)، جلسات مناظره، گاه با شرکت خلیفه نیز در آن
    برگزار می‌شده. و در سدۀ ۴ق کتاب‌های آن پراکنده شده بوده است. بیت
    الحکمة هیچ نقش مستقیمی در نهضت ترجمه نداشته و مترجمان عمدتاً
    با پشتیبانی برخی دولت مردان دانشور و دانش‌دوست ( و نه
    پشتیبانی دولتی) به کار مشغول بوده‌اند. هر چند بعید
    نیست برخی مترجمان عصر هارون و مأمون (همچون ابن بطریق)، از
    کتاب‌های آن بهره برده‌باشند. البته انکار نمی‌توان کرد که در آن
    روزگار نظر مثبت شخص خلیفه، گرچه شاید هرگز به صراحت ابراز نشده باشد،
    لازمۀ انجام هر کار مستمر و از جمله نهضت ترجمه بوده است.
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>



    مآخذ: ابن
    ابی اصیبعه، عیون الأنباء فی طبقات الاطباء، به
    کوشش آگوست مولر، قاهره، ۱۲۹۹ق؛ ابن جلجل، طبقات الاطباء و الحکماء، به
    کوشش فواد سید، قاهره، ۱۹۵۵م؛ ابن جوزی، المنتظم، به کوشش
    سهیل زکار، بیروت، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م؛ ابن جوزی، عبد الرحمن، الضعفاء
    و المتروکین
    ، به کوشش ابوالفدا عبد الله قاضی،style='mso-spacerun:yes'>
    بیروت،۱۴۰۶ق؛ ابن حجر عسقلانی،
    احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م؛ ابن
    شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس،
    بیروت، ۱۹۷۳م؛ ابن طاووس، علی، فرج المهموم فی تاریخ
    علماء النجوم
    ، قم، ۱۳۶۳ش؛ ابن عبد ربه اندلسی، احمد بن محمد، العقد
    الفرید
    ، به کوشش احمد امین، احمد زین و ابراهیم
    ابیاری، قاهر، ۱۳۵۹ق/۱۹۴۰م؛
    ابن عبری، گریگوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش
    آنتون صالحانی، بیروت، ۱۸۹۰م؛ ابن عساکر، ابوالقاسم علی بن حسن،
    تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری،
    بیروت، ۱۴۱۵ق/ ۱۹۹۵م؛ ابن فضل الله عمری، مسالک الابصار فی
    ممالک الامصار
    ، چاپ تصویری به کوشش فواد سزگین، فرانکفورت،
    ۱۹۸۸م؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، به
    کوشش ریاض عبدالحمید مراد و روحیة النحاس، بیروت،
    ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م؛ ابن نباته مصری، جمال الدین محمد، سرح العیون
    فی شرح رسالة ابن زیدون
    ، به کوشش محمد ابو الفضل
    ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۴م؛ ابن ندیم، الفهرست، به
    کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، ۱۸۷۱-۱۸۷۲م؛ ابوحیان
    توحیدی، البصائر و الذخائر، به کوشش احمد امین و احمد
    صقر، قاهره، ۱۳۷۳ق/۱۹۵۳م؛ اطرقجی، رمزیة محمد، «بیت الحکمة ..
    نشأته و تطوره»، بیت الحکمة العباسی، عراقة الماضی و
    رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ أیوب، یوسف، «المراکز
    الثقافیة المهتمة بالترجمة و التی أثرت فی الحضارة العربیة»،
    ابحاث المؤتمر السنوی السادس لتاریخ العلوم عند العرب، به کوشش
    خالد ماغوط و محد علی خیاطه، حلب، ۱۹۸۴م؛ بنو موسی، تحریر
    المخروطات
    ، به کوشش تومر، نک ملـ ، آپولونیوس؛ بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    (مجموعۀ
    سخنرانی‌ها)، بغداد، ۲۰۰۱م؛ تامر، عارف، «اثر الترجمة فی الحضارة
    العربیة»، ابحاث المؤتمر
    السنوی السادس لتاریخ العلوم عند العرب
    ، به کوشش خالد ماغوط و محد
    علی خیاطه، حلب، ۱۹۸۴م؛ تکریتی، سلیم طه،« بیت
    الحکمة فی بغداد »، المورد، بغداد، ج ۸، شم ۴، ۱۴۰۰ق/۱۹۷۹م؛
    ثعالبی، ابو منصور، غرر اخبار ملوک الفرس، به کوشش زوتنبرگ،
    پاریس، ۱۹۰۰م؛ جاحظ، عمرو بن بحر، «فصل ما بین العداوة و الحسادة»،
    الرسائل، به کوشش عبد السلام محمد هارون، بیروت، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م؛ همو،style='mso-spacerun:yes'> المحاسن و الاضداد، به کوشش فوزی
    عطوی، بیروت، ۱۹۶۹م؛ جواهری، عماد، « بین بیت الحکمة
    و الجامعات الحدیثة »، بیت الحکمة العباسی، عراقة
    الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ حاجی خلیفه،
    کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون،style='mso-spacerun:yes'> به کوشش گوستاو فلوگل، ۱۸۳۵-۱۸۵۸م؛ حمزۀ
    اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الأرض ، بیروت، دار
    مکتبة الحیاة
    ؛ خطیب بغدادی، ابوبکر احمد بن علی، تاریخ
    بغداد
    ، بیروت، دار الکتاب العربی؛ خلف، غانم عبدالله، «بیت
    الحکمة، النشأة و التطور»، بیت الحکمة العباسی، عراقة الماضی
    و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ دارمی، عثمان بن سعید، رد
    علی بشر مریسی العنید
    ، به کوشش محمد حامد فقی،
    بیروت، ۱۳۵۸ق؛ داود، نبیلة عبد المنعم، «احمد بن سهل بلخی، عالم
    موسوعی زار بیت الحکمة»، بیت الحکمة العباسی، عراقة
    الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ درویش، محمود
    احمد، «أصول التخطیط المعماری للمدارس الاسلامیة، فی ضوء
    بیت الحکمة بقصر الذهب ببغداد »، بیت الحکمة العباسی، عراقة
    الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ ذهبی، شمس
    الدین محمد بن أحمد، المغنی فی الضعفاء، به کوشش نور
    الدین عتر؛ حلب، ۱۳۹۱ق/۱۹۷۱م؛ همو، میزان الإعتدال فی نقد
    الرجال
    ، به کوشش علی محمد بجاوی،
    قاهره، ۱۳۸۲ق/۱۹۶۳م؛ زرکان،‏ محمد علی، «حنین بن اسحق،
    شیخ المترجمین العرب»، ابحاث
    المؤتمر السنوی السادس لتاریخ العلوم عند العرب
    ، به کوشش خالد
    ماغوط و محد علی خیاطه، حلب، ۱۹۸۴م؛ زرکانی، خلیل حسن، « بیت
    الحکمة و حریة العمل العلمی»، بیت الحکمة العباسی،
    عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ زقزوق، عبدالرزاق،
    «تاریخ الطب عند العرب فی العصر الاسلامی»، ابحاث المؤتمر
    السنوی الثالث للجمعیة السوریة لتاریخ العلوم
    ، به
    کوشش احمد یوسف حسن و مصطفی موالدی، حلب، ۱۹۷۸م؛ سامرائی،
    کمال، مختصر تاریخ طب العراقی، بیروت، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹م؛
    سبع، محمد مروان، «حرکة الترجمة العلمیة و توسعها فی العصر العباسی»،style='mso-spacerun:yes'> ابحاث المؤتمر السنوی السادس
    لتاریخ العلوم عند العرب
    ، به کوشش خالد ماغوط و محد علی
    خیاطه، حلب، ۱۹۸۴م؛ سبکی، طبقات الشافعیة الکبری،
    قاهره، ۱۳۲۳ق؛ سمیر، عبدالرزاق، «الطب البیطری فی عصر
    الحضارة الاسلامیة»، ابحاث المؤتمر
    السنوی الثالث للجمعیة السوریة لتاریخ العلوم
    ، به
    کوشش احمد یوسف حسن و مصطفی موالدی، حلب، ۱۹۷۸م؛ شلبی، تاریخ
    آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر
    ،
    ترجمۀ محمد حسین ساکت، تهران، ۱۳۸۱ش؛ صاعد بن احمد اندلسی، التعریف
    بطبقات الأمم
    ، به کوشش غلام رضا جمشید نژاد اول، تهران، ۱۳۷۶ش؛ صفا،
    ذبیح الله، تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی،
    تهران، ۱۳۴۶ش؛ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی
    بالوفیات
    ، ج ۷ به کوشش احسان عباس، ویسبادن، ۱۹۸۲م؛ همان، ج ۱۳ به
    کوشش محمد حجیری، ویسبادن، ۱۹۸۴م؛ همان، ج ۱۵ به کوشش برند
    رادتکه، ویسبادن، ۱۹۸۲م؛ همان، ج ۱۹ به کوشش رضوان سید،
    ویسبادن، ۱۹۹۳م؛ طاش کبری زاده، مفتاح السعاده و معراج
    السیادة
    ، حیدرآباد دکن،
    ۱۳۲۹ق؛ عامری، محمد بشیر حسن راضی، «بصمات بیت الحکمة
    علی حرکة الترجمة و التألیف فی الاندلس»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛
    عباس، صالح مهدی، «ترجمة بیت الحکمة لکتب جالینوس الطبیة
    و أثرها فی المؤلفات الطبیة العربیة»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛
    عبد الحلیم، می خالد، « بیت الحکمة العباسی، التخصص و
    الموسوعیة، بین الافراط و التفریط»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛
    عبد المنعم، شاکر محمود، «اثر بیت الحکمة فی ترجمة الکتب الطبیة»،
    بیت الحکمة العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر،
    بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ عبداللطیف، بهجت کامل، «یوحنا بن ماسویه اول
    رئیس لبیت الحکمۀ البغدادی و رائد من رواد علمی
    التشریح و الطب»، بیت الحکمة العباسی، عراقة الماضی و
    رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ عبیدی، صلاح حسین، «بیت
    الحکمة و اثره فی تصنیع آلات الرصد»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛
    عتبی، محمد سعید رضا، «اثر بیت الحکمة البغدادی فی
    ثقافة الاندلس، عصر حکم المستنصر انموذجا»، بیت الحکمة العباسی،
    عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ عش، یوسف، تاریخ
    عصر خلافة العباسیة
    ، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م؛ عطاء الله، خضر احمد، بیت
    الحکمة فی عصر العباسیین
    ، قاهره، دارالفکر العربی؛
    غنیمه، عبدالرحیم، تاریخ دانشگاه‌های بزرگ
    اسلامی
    ، ترجمۀ نورالله کسایی، تهران، ۱۳۷۲ش؛
    فانی، کامران، بیت الحکمة و دار الترجمة، نشر دانش، ج ۲، شم۱،
    آذر و دی ۱۳۶۰؛ قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشاء،
    قاهره، ۱۹۱۳-۱۹۱۹م؛ قندیل، یوسف، « المکتبات فی الحضارة
    الاسلامیة، بیت الحکمة انموذجا»، بیت الحکمة العباسی،
    عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ کرزون، شحادة،
    «الترجمة: بدایاتها - أطوارها - توجهاتها - بعض نتائجها»،style='mso-spacerun:yes'> ابحاث المؤتمر السنوی السادس
    لتاریخ العلوم عند العرب
    ، به کوشش خالد ماغوط و محد علی
    خیاطه، حلب، ۱۹۸۴م؛ کسیدون، ماری ، «بیت الحکمة و
    السیاسة الثقافیة للخلیفة المأمون»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ کلیله
    و دمنه
    ، ترجمۀ کهن پهلوی به عربی از ابن مقفع، به کوشش
    محمود حسن ربیع، قاهره، مکتبة الهلال؛ کنانی، عبدالعزیز بن
    یحیی، کتاب الحیدة، به کوشش جمیل
    صلیبا، بیروت، ۱۳۸۴ق/۱۹۶۴م؛ کونیچ، پاول، «حرکتا الترجمة إلی
    العربیة و من العربیة و أهمیتها فی تاریخ الفکر»، تاریخ
    علوم العربیة و الاسلامیة
    ، فرانکفورت، ج۴، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۷-۱۹۸۸م؛
    گردیزی، عبد الحی، زین الاخبار، به کوشش عبد
    الحی حبیبی، تهران، ۱۳۴۷ش؛ لامنس، هنری، «دور العلم و بیوت
    الحکمة»، المشرق، ج ۳۸، ۱۹۴۰م؛ مایرهوف، ماکس، مقدمه بر کتاب
    العشر مقالات فی العین المنسوب لحنین بن اسحاق
    ، قاهره،
    ۱۹۲۸م؛ محفوظ، حسین علی، « بیت الحکمة: الاسم، تحلیل و
    توثیق و تشریح و توضیح »، بیت الحکمة العباسی،
    عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ محقق، مهدی،
    «رسالة حنین بن اسحاق محصول بیت الحکمة»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛
    محمد، ماهر عبدالقاهر، حنین بن اسحاق، العصر الذهبی للترجمة، بیروت،
    ۱۹۸۷؛ مسعودی، علی بن حسین، اخبار الزمان، به کوشش
    عبدالله صاوی و دیگران، بیروت، ۱۳۸۶ق/۱۹۶۶م؛ همو، مروج الذهب
    و معادن الجوهر
    ، به کوشش شارل پلا، بیروت، ۱۹۶۶-۱۹۷۹ م؛ مقدسی،
    مطهر بن طاهر، البدأ و التاریخ،
    به کوشش کلمان هوار، پاریس، ۱۹۰۳م؛ مقریزی، احمد بن
    علی، المواعظ و الاعتبار بذکر
    الخطط و الآثار
    ، بولاق، ۱۲۷۰ق؛ میشو، لیونی ماریا، «اسهامات
    العراق و البیت الحکمة فی الحضارة الانسانیة، العلاقات
    التاریخیة مع ایطالیا»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛
    ناجی، عبد الجبار، «محمد بن اسحاق الندیم، رائد علم الفهرسة و التصنیف
    فی بیت الحکمة»، بیت الحکمة العباسی، عراقة
    الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۲؛ نقشبندی، اسامة
    ناصر ، «ابوالحسن ثابت بن قرة الحرانی من اعلام بیت الحکمة»، بیت
    الحکمة العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م،
    ج۲؛ یاقوت حموی، معجم الادبا، به کوشش احسانstyle='mso-spacerun:yes'> عباس، بیروت، ۱۹۹۳م؛ یاور، طلعت
    رشاد ، «بیت الحکمة فی بغداد، النشأة و التطور»، بیت الحکمة
    العباسی، عراقة الماضی و رؤیة الحاضر
    ، بغداد، ۲۰۰۱م، ج۱؛ نیز:



    Apollonius, Conics
    Books V to VII, The Translation of the Lost Greek Original in the Version of
    the Banu Musa
    , Edited with Translation and Commenntary by G. j Toomer,
    Springer-Verlag, New York, 1990; Balty-Guedson, M. G., “Le Bayt Al-Hikma de Baghdad”,
    Arabica, Leiden, vol. XXXIX, 1992; Brockelmann, K.,style='mso-spacerun:yes'>
    “Arabia”, EI1;
    Browne, E. G., Arabian Medicine, Cambridge, 1962; Dunlop, D. M., Arab
    Civilization
    , London-Beirut, 1971; Eche, Youssef, Les bibliothèques
    Arabes publiques et semi-publiques en Mésopotamie, en Syrie et en Égypte
    au Moyen age
    , Damascus, 1967; Elgood, C. L., A Medical History of Persia
    and the eastern Caliphate
    , Cambridge, 1951; Fazlur Rahman, Islam,
    Chicago-London, University of Chicago Press; GAL; Guillaume, A. , “Philosophy
    and Theology”, Legacy of Islam, ed. Sir Thomas Arnold and Alfred Guillaume,
    Oxford, 1931; Hitti, Ph., History of the Arabs, London, 1956;
    Inayattullh, “Bibliophilism in medieval Islam”, Islamic Culture,
    Hyderabad Deccan, Vol. XII, 1938;
    Jacquart, Danielle and Françoise Micheau, La médecine arabe et l’occident
    médiéval
    , Paris, 1990 ; Jolivet, Jean, “The development of
    philosophical thought in its relationship with Islam up to Avicenna”, Islam,
    philosophy and science
    , Unesco Press, 1981; Klamroth, M., “Uber die Ausüge
    aus grichischen Schriftstellern bei al-Yaqûbî”, ZDMG, vol XL, 1886; Krenkow,
    F., “Kītābkhāna”, EI2;
    Mackensen R. S., “Background of the History of Muslim Libraries”, The
    American Journal of Semitic Languages and Literatures
    , Chicago, Vol. LI,
    1935, Vol. LII, 1936; McPeak, W. J., “Meteorology in the Islamic World”, Encyclopaedia
    of the History of Sciences, Technology, and Medicine in Non-Western Cultures
    ,
    Ed. Helaine
    Selin, Dordrecht-Boston-London, 1997; Meyerhof, M., “Von Alexandrien nach
    bagdad, Ein Bietrag zur Geschichte des philosophischen und medizinschen Unterrichts
    bei den Arabern”, Sitzungsberichte der preussischen Akademie der
    Wissenschaften Phil.-
    Hist. Kl, 1930; id.,dir=RTL style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>
    dir=LTR>“Die Anfänge der arabischen Ophthalmologie”, lang=FR style='mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>VIme Congrès
    International d’Histoire de la Médecine,Leyde - Amsterdam 18-23 Juillet 1927
    lang=DE style='mso-ansi-language:DE;mso-bidi-language:FA'>, Antwerp,1929 ;
    id., Intr. The Book of the Ten
    Treatises on the Eye Ascribed to Hunain Ibn Ishâq
    style='mso-bidi-language:FA'>, Cairo, 1928; id.,dir=RTL style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'> dir=LTR>“New
    Light on the Early Period of Arabic Medical and Ophthalmological Science”, Bulletin
    of Ophthalmological Society of Egypt
    , vol. XIX, 1926; id.,
    dir=RTL>
    “New
    Light on Hunain Ibn Ishaq and his Period”, Isis, Philadelphia, Vol.
    VIII, 1926; id.,
    style='mso-bidi-language:FA'>“Science and Medicine”, Legacy
    of Islam
    , ed. Sir Thomas Arnold and Alfred Guillaume, Oxford, 1931; id.,dir=RTL>
    “On
    the Transmission of science to the Arabs”, Islamic Culture, Hyderabad,
    Vol. XI, 1937; Nasr, H., Islamic Science, an Illustrated Study, World of
    Islam Festival Publishing Company Ltd., 1976; Nicholson, R. A. ,style='mso-spacerun:yes'>
    A Literary History of the Arabs,
    Cambridge, 1907; O’leary, De Lacy, How Greek Passed to Arabs, London,
    1949; Rekaya, M., “Al-Ma’mūn B. Hārūn Al-Rashīd”, EIclass=MsoFootnoteReference>2, Vol. VI.; Rosenthal, F., “From Arabic
    Books and Manuscripts, XVI: As-Sarakhsī on the Appropriate Behavior for
    Kings”, JAOS, Vol. CXV, 1995; Sad’di, Lutfi M., “A Bio-Bibliographical
    study of Hunayn Ibn Is-haq Al-Ibadi (Johannitius)”, Bulletin of the
    Institute of the History of Medicine
    , Vol. II, 1934; Saliba, George,
    “Arabic Science and the Greek Legacy”, From Baghdad to Barcelona, Ed.
    Josep Casulleras & Julio Samsó, Barcelona, 1996, Vol I; Sarton, G., Introduction
    to the History of Science
    , Philadelphia, Vol. I, 1927, Vol. II, 1948;
    Sbath, Paul, “Kitab al-Azmina, le livre
    des temps d’ibn massawaïh, médecin Chrétien célèbre décédé en 857”, Bulletin
    de l’Institut d’Egypte
    , Cairo, 1932-1933, Vol XV ; Schoeler, Gregor, Arabische
    Handschriften
    , Stuttgart, 1990, Vol. II; Sharif, M. M., Muslim Thought:
    Its origin and Achievements
    , Lahore, 1980; Siddíqí, Muhammad
    zubayr, Studies in Arabic and Persian Medical Literature, Calcutta,
    1959; Sourdel, D., “The Abbasid
    Caliphate”, The Cambridge History of Islam, Ed. P. M. Holt & A. K. S.
    Lambton & B. Lewis, Cambridge, Vol. I A, 1970; id., “Bayt Al-Hikma”, EIclass=MsoFootnoteReference>2; Taylor, R. C., “East and West: Islam in
    the transmission of knowledge from East to West”, Encyclopaedia of the
    History of Sciences, Technology, and Medicine in Non-Western Cultures
    , Ed.
    Helaine Selin, Dordrecht-Boston-London, 1997; The Dinkard, Tr. lang=DE style='mso-ansi-language:DE;mso-bidi-language:FA'>Behramjee Sanjana,
    Bombey, 1900; Ullmann, Manfred, Islamic Medicine, Edinburgh, 1978; Van
    Ess, Jdir=LTR>., Theologie und gesellschaft im 2. und 3. style='mso-bidi-language:FA'>Jahrhundert
    Hidschra
    , Berlin, 1992. style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;font-family:
    YKMitra;mso-bidi-language:FA'>
    style='mso-bidi-language:FA'>.dir=RTL style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;line-height:150%;
    font-family:YKMitra;mso-bidi-language:FA'>



     

















    href="#_ftnref2" name="_ftn2" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[2]style='mso-bidi-language:FA'>. Greek thought, Arabic Culture style='mso-bidi-language:FA'>







    href="#_ftnref3" name="_ftn3" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[3]style='mso-bidi-language:FA'>. “On the Transmission ...”style='font-size:12.0pt;mso-ansi-font-size:10.0pt;font-family:YKMitra;
    mso-bidi-language:FA'>
    dir=LTR>2. “Die Anfänge ...” 3. lang=DE style='mso-ansi-language:DE;mso-bidi-language:FA'>Von Alexandrien ...”














    چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۳
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    محسن
    ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۶
    سلام علیکم
    مقاله بسیار قابل استفاده بود و دقت در تحلیل آراء دیگر اندیشمندان بر غنای آن بسی افزوده است.
    یک سوالی از جنابعالی داشتم:

    یک نظری در خصوص بیت الحکمه در مقاله تان بیان شده بود این چنین که در روایت سوم عش از ارسال کتاب به بیت الحکمه حکمران قبرس پس از مشورت با روحانیون این چنین تصمیم گرفت که با فرستادن آثار فلسفی موجبات تضعیف و سستی ایمان مسلمین را فراهم گرداند. که شما این رویات سوم را ظاهرا مخدوش و غیرقابل قبول می دانید.
    اما همانطور که مستحضرید این تبیین از نقش بیت الحکمه در ترجمه آثار فلسفی از زبان های سریانی و عبری و یونانی به عربی به جهت مقابله علمی و بدیل سازی در عرض خاندان بنی هاشم و بخصوص ائمه اطهار(ع) ، تبیینی رایجی است. در این تبیین نه نیت حکمران قبرس، بلکه نیت خلیفه عباسی، مأمون، عموماً ذکر میشود !

    خواستم بدونم نظر شما در خصوص این تبیین چیست ؟ چقدر آن را معتبر می دانید؟

    ضمن اینکه بنظرم، مقاله بحق عالی شما، یک نقص محتوایی دارد، اینکه بیشتر روی ترجمه آثار پزشکی تأکید شده، درحالیکه شاید آثار مهمتر، همان آثار فلسفی باشد. و اینکه از جهت روایت های تاریخی ظاهراً سرنخ های روایی در کتب حدیثی در خصوص دانش فلسفه داریم، و همین سرنخ شاید ما را به عنصر ترجمه این آثار و هدف ترجمه و مسائل پیرامونی آن رهنمون کند.
    خورسندیان
    ۲۱ شهريور ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۳
    سلام علیکم
    بسیار متشکرم
    از مقاله جنابعالی بسیار مستفید شدم. من در تحقیق و جستجویی در اینترنت به این مقاله رسیدم و از مضمون عالی آن شگفت زده شدم و نیاز بنده را مرتفع کرد.
    در یکی از مقالات خارجی به این ادعا برخوردم که تمامی اندیشه اسلامی در ادوار مختلف برگرفته از مغرب است و یکی از ادوار را بیت الحکمه هارون الرشید برشمرده بود. این بود که در جستجوی چیستی این ادعا بودم و با ضمیمه اطلاعاتی دیگر، واهی بودن این بخش از ادعا را نیز به صورت علمی و مستند در یافتم
    پیشنهاد می شود این مقاله را به زبان لاتین منتشر فرمایید زیرا اطلاعات محققین خارجی آن گونه که اشاره فرموده اید در این زمینه بسیار مغشوش و بی مبناست.
    بار دیگر از جنابعالی سپاسگزارم و خداوند متعال را بخاطر وجود محققینی چون جنابعالی شاکرم.
    دکتر محمدعلی خورسندیان-دانشگاه شیراز

    پاسخ یونس کرامتی
    جناب آقای دکتر خورسندیان
    نظر لطف شماست
    سپاسگزارم.
    سیدامیر سادات موسوی
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۸
    سلام
    مطلب جالبی بود. نظرم در مورد تأثیر خلفا در نهضت ترجمه رو عوض کرد
    شهگلی
    ۱ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۴
    تحقیق عالی بود که باعث شد دانسته های من در کتب تمدن اسلامی در مورد بیت الحکمه به چالش کشیده شود. ما از این سنخ مبالغه ها در موارد دیگر تاریخی هم داریم که وقتی به منابع دست اول و معتبر و سرشاخه ها رجوع می شود واقعیت چیز دیگری از آب در می آید. مثلا در مورد جابر بن حیان یا کوروش یا کتابسوزی اعراب یا ... وقتی بیشتر تحقیق می شود بسیاری از مشهورات به دیده تامل نگریسته می شود.
    امیرمحمد
    ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۲۹
    ممنون از توضیحاتتان. ایده چکیده بسیار عالی است. اما می توان در میان این مقالات و چکیده هاشان، وبلاگ نویسی را هم تجربه کرد.
    یونس کرامتی
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۸:۰۷
    دوست عزیر
    از این که دربارۀ محتوای این «یادداشت» یا «مقاله» به دیدۀ لطف داوری کرده‌اید سپاسگزارم.
    دربارۀ حجم این یادداشت و البته یادداشت‌های دیگر به گمانم حق با شما باشد، اما این یادداشت‌ها و یادداشت‌هایی که قصد داردم در حلقۀ کاتبان منتشر سازم، مقالات منتشر شده یا در دست انتشاری است که به نوعی در دایرة‌المعارف‌ها یا آثار دیگر «دفن» شده‌اند! مثلاً همین مقالۀ بیت الحکمه سالهاست که منتشر شده و بنا بر دلایلی، مطمئنم که شمار خوانندگان آن بسیار اندک بوده‌اند اما پس از انتشار آن در حلقۀ کاتبان، بیش از یکصدتن آن را خوانده‌اند.
    شاید بد نباشد برای رفع این مشکل بد چکیده‌ای از هر مقاله را در آغاز آن بیاورم تا فقط کسانی که می‌خواهند اطلاعات بیشتری بگیرند سراسر مقاله را بخوانند. البته با این کار شما می‌توانید در چند دقیقه از مضمون نوشته آگاه شوید، اما مشکل «مفهوم وبلاگ و وبلاگ نویسی» همچنان باقی است. اما این پرسش نیز جای تأمل دارد که آیا حلقۀ کاتبان صرفاً مجموعه‌ای از چند «وبلاگ» است یا همچنان که من از آن بهره می‌گیرم، فرصتی برای انتشار نسخۀ برخط مقالات؟
    امیرمحمد
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۷:۵۵
    وبلاگ نویسی از فعالیتهای ارزشمندی است که میان بسیاری از اهل علم در دنیا رواج دازد که ما متاسفانه از آن غافلیم. خوشحالم که شما مشغولید. ولی این مطلبی که نوشته اید از یک مطلب وبلاگی خیلی فراتر است واز نظر حجم و محتوا در حد یک مقاله پژوهشی است. من دوست دارم وبلاگ خوانی کنم ولی خواندن هر مطلب نباید بیشتر از چند دقیقه طول بکشد. وگر نه وبلاگ خوانی و وبلاگ نویسی معنای خود را از دست می دهد.