آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۱٫۰۷۳ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۵۰
    بازدید از این یادداشت : ۱٫۳۱۶

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    گلپر نصری [نصرآبادی] در مقالۀ نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی که به رسم دوفصلنامۀ آینۀ میراث، به دلیل طولانی بودن در قالب ضمیمه‌ای مستقل منتشر شده است، گرچه دعوی نقد دارد اما کاری بس فراتر انجام داده است.





    نگاهی به مقالۀ «نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی» در<br/>ویژه‌نامۀ شمارۀ 31 آینۀ میراث










    style='font-size:22.0pt;font-family:YKMitra'>نگاهی به مقالۀ «نگاهی به ذخیرۀ
    خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی»





    در ویژه‌نامۀ شمارۀ 31 آینۀ میراث



    name="_Toc380778726">style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>اگر این صفحه را با قلمی (فونتی)
    ناخوش می‌بینید، مجموعۀ قلم‌های اصلاح‌شدۀ میترا را در قالب یک فایل فشرده
    از اینجا
    title="دانلود/بارگذاری مجموعۀ فونت‌های به کار رفته در این صفحه">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>بارگذاری/دانلودlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'> و پس از باز کردن فایل
    فشرده، مجموعۀ قلم‌های dir=LTR> YKMitralang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>(معمولی،
    سیاه، ایرانیک و ایرانیک سیاه) را در رایانۀ خود نصب کنید.



    href="#Contents">فهرست



    حق انتشار متن کامل مقاله برای یونس کرامتی و href="http://biruni.kateban.com/"
    title="مقالات، یادداشت‌ها و روزنوشت‌های یونس کرامتی در حوزۀ تاریخ علم و فرهنگ و تمدن ایران و اسلام">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>وبلاگ بیرونیlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra;color:#C00000'> در href="http://kateban.com/"
    title="كاتبان، حلقه نويسندگانى است كه چشم به ميراث عزيز كهن اسلامى و ایرانی دوخته اند و هر يك به سهم خود، به موضوعى مى پردازند كه بتواند گوشه اى از شكوه و عظمت اين ميراث ارزشمند را تبيين كند. ">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>حلقۀ کاتبانlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra;color:#C00000'> محفوظ، اما
    استفاده از چکیدۀ آن «با ارجاع به همین صفحه» آزاد است.



    کرامتی، یونس، title="گلپر نصری [نصرآبادی] در مقالۀ نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی که به رسم دوفصلنامۀ آینۀ میراث، به دلیل طولانی بودن در قالب ضمیمه‌ای مستقل منتشر شده است، گرچه دعوی نقد دارد اما کاری بس فراتر انجام داده است. ">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>نگاهی به مقالۀ «نگاهی به
    ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی» در ویژه‌نامۀ شمارۀ 31 آینۀ میراث
    lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>، href="http://biruni.kateban.com/"
    title="مقالات، یادداشت‌ها و روزنوشت‌های یونس کرامتی در حوزۀ تاریخ علم و فرهنگ و تمدن ایران و اسلام">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>وبلاگ بیرونی



    name="_Toc382212298">فهرست



    lang=FA style='font-family:YKMitra'>چکیده



    گلپر
    نصری [نصرآبادی] در مقالۀ نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی
    که به رسم دوفصلنامۀ آینۀ میراث، به دلیل طولانی بودن در قالب ضمیمه‌ای
    مستقل منتشر شده است، گرچه دعوی نقد دارد اما کاری بس فراتر انجام داده است.



    منتقد افزون بر مراجعه به همۀ متون کهن پزشکی چاپ شده و
    شایستۀ توجه، به شمار چشم‌گیری از متون کهن ادبی فارسی و عربی استناد جسته و بدین
    نیز بسنده نکرده و در جای‌جای این پژوهش هر جا که باید و شاید، از متون کهن چاپ
    نشده و تک‌نگاری‌هایی از پژوهشگران  نامدار معاصر بهره برده است. حاصل بهره‌گیری
    به‌جا از این طیف گستردۀ منابع، پژوهشی ناب در دو حوزۀ تاریخ علم و ادب فارسی است.



    این پژوهش نمونه‌ای شایسته از کاری است که باید در قالب شرح
    و تعلیقات، همراه با متن مصحح هر متن کهن علمی منتشر شود. کاری که تقریباً هیچ‌گاه،
    چنان که باید و شاید در حوزۀ متن‌پژوهی آثار فارسی تاریخ پزشکی (و چه بسا تاریخ
    علم) به انجام نرسیده است.



    مقایسه‌ای کمّی و کیفی میان مآخذ مصحح lang=FA dir=LTR> ذخیرۀ خوارزمشاهی و مآخذ گلپر نصری در نقد و بررسی
    همین تصحیح، تفاوت میان تصحیح متنی علمی،«آنچان که هست» و «آنچان که باید می‌بود»
    را آشکار می‌سازد.



    name="_Toc382212299">فهرست



    lang=FA style='font-family:YKMitra'>کلیدواژگان



    گلپر نصری، ذخیرۀ خوارزمشاهی، محمدرضا محرری، متن‌پژوهی
    تاریخ پزشکی



    name="_Toc382212300">فهرست



    نوشتارهای
    مرتبط



    href="http://biruni.kateban.com/entry2121.html"
    title="در چند روز گذشته مشغول نوشتن یادداشتی دربارۀ ضمیمۀ شمارۀ 31 آینۀ میراث بودم (این یادداشت به زودی منتشر خواهد شد). در این میان بر حسب اتفاق به تلمیحی لطیف از سید اسماعیل جرجانی برخوردم که گمان دارم برای شماری از دوستان نیز جالب توجه باشد.">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>تلمیح قرآنی سید اسماعیل
    جرجانی در ذخیرۀ خوارزمشاهی





    style='border-collapse:collapse;border:none'>




    style='font-family:YKMitra'>فهرست


    href="#_Toc396034553">چکیده


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>کلیدواژگان


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>نوشتارهای مرتبط


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>درآمد


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>دربارۀ نویسنده


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>گزارشی کوتاه از مقاله


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>گسترۀ منابع مقاله


    ارجاع به متون اصلی به جای اعتماد
    به ترجمه


    بهره‌گیری از تک‌نگاری‌های پرشمار


    نمونه‌هایی از ارجاعات بخش اول نقد


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>مقایسۀ منابع مصحح ذخیرۀ خوارزمشاهی
    و منابع منتقد این چاپ


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>نتیجه


    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>مآخذ


     






    درآمد



    سه ماه پیش، هنگامی که خبر انتشار ویژه‌نامۀ شمارۀ 31 آینۀ میراث را
    خواندم، بی‌درنگ از روابط عمومی مرکز پژوهشی میراث مکتوب خواستم تا نسخۀ دیجیتال
    این ویژه‌نامه را پیش از آنکه در وبگاه این مرکز در دسترس عموم قرار گیرد، برایم
    بفرستند.



    href="http://www.mirasmaktoob.ir/www/pdf/zakhirekharazm.pdf"
    title="نصری نصرآبادی، گلپر، نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی، ضمیمۀ شمارۀ 31 مجلۀ آینۀ میراث، 1392">lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>دانلود ویژه‌نامۀ شمارۀ 31
    آینۀ میراث (با تشکر از روابط عمومی مرکز پژوهشی میراث مکتوب)



    نام ناآشنای نویسنده، کمابیش مرا دربارۀ این که اثری نه چندان استوار در
    پیش رو دارم بی‌گمان ساخته بود. اما همچنان که سطر به سطر این اثر را خواندم، نه
    تنها دریافتم که این پیش‌داوری نادرست است بلکه تسلط شگفت نویسنده بر طیف گسترده‌ای
    از منابع مرا بدین باور رساند که او یکی از استادان دانشور نام‌آشنای ادبیات فارسی
    است که به دلایلی، نامی برساخته برای خود برگزیده است. من در این باره چندان بی‌گمان
    بودم که به جای جستجو دربارۀ نویسنده، با دو تن از دوستان دست‌اندرکار مجلۀ آینۀ میراث
    تماس گرفتم تا از برساختگی نام نویسنده مطمئن شوم! اما با کمال تعجب دریافتم نامی
    که بر روی این ویژه‌نامه به عنوان نویسندۀ اثر درج شده، نامی واقعی است. این بار کاری
    را که باید از آغاز انجام می‌دادم در پیش گرفتم و با اندکی جستجو در اینترنت با
    نویسنده آشنا شدم.



    href="#Contents">فهرست



    دربارۀ
    نویسنده
    class=MsoEndnoteReference>dir=LTR>[1]



    گلپر نصری نصرآبادی دانش‌آموختۀ دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه
    اصفهان و در حال حاضر استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد است.  مدارک
    کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود را در 1381، 1383 و 1389 (به ترتیب از
    دانشگاه اصفهان، دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه اصفهان) اخذ کرده و به«تصحیح و
    بررسی متون طبی و دارویی کهن، دانشنامه‌ها و عجایب‌نامه‌ها، کتاب‌های مربوط به
    احجار کریمه، کتب جانورشناسی و
    dir=LTR>..» علاقه‌مند است و دستور زبان
    فارسی، تاریخ زبان فارسی و برخی متون کهن ادب فارسی (مانند تاریخ بیهقی و آثار
    خاقانی و رودکی) را تدریس می‌کند (نگاه کنید به
    href="http://www.yazd.ac.ir/nasri">صفحۀ شخصی گلپر نصری نصرآبادی در وبگاه دانشگاه یزدlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>) و پیش از این نیز مقاله‌ای
    با عنوان «title="پژوهش‌های ادبی، تابستان 1389 ، شمارۀ 28، صص 97-122">style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>فارسی‌گویی و فارسی‌گزینی اسماعیل
    جرجانی
    »
    نوشته که چون مستخرج از پایان‌نامۀ دکترای اوست نام استاد راهنمای پایان‌نامه نیز
    به عنوان «نویسندۀ نخست» در آن آمده است.



    name="_Toc382212303">فهرست



    گزارشی
    کوتاه از مقاله



    نصری پس از گزارشی 2 صفحه‌ای دربارۀ چند و چون 3 چاپ حروفی نیمه‌کاره و 2
    چاپ عکسی (نسخه‌برگردان) ذخیرۀ خوارزمشاهی انتقادات خود بر « ذخیرۀ
    خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی» را در شش دستۀ «
    style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>ضبط‌های نادرستlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>»، «style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>ضبط درست و توضیحات نادرستlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>»، «style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>ضبط نادرست و توضیح درستlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>»، «style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>ضبط نادرست و توضیحات نادرستlang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>»، «style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>افتادگی‌هاstyle='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>» و «style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>اغلاط چاپیstyle='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>» گنجانده و در این بخش‌ها به ترتیب
    در 110، 15، 1، 19، 13 و 12 بند، اشکالات چاپ فرهنگستان علوم پزشکی را عموماً با
    مراجعه به منابع پرشمار آشکار ساخته است. در پایان نیز سیاهه‌ای از 19 غلط تایپی
    دیگر را آورده و به درستی یادآور شده است که «پرداختن به تمام بدخوانی‌ها، توضیحات
    نادرست و غلط‌های چاپی این تصحیح، از توان این قلم و گنجایی این مقاله بیرون است».



    ناگفته نماند که تا کنون سه جلد از ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ
    فرهنگستان (به ترتیب در سال‌های 1380، 1382 و 1384) منتشر شده است. اما نصری در
    این مقاله تنها به اشکالات دو جلد نخست پرداخته و گویا پرداختن به اشکالات جلد سوم
    را به فرصتی دیگر واگذاشته است.



    name="_Toc382212304">فهرست



    گسترۀ
    منابع مقاله



    همچنان که پیشتر اشاره شد مهم‌ترین ویژگی این مقاله (البته پس از دقت نظر
    بسیار به کار رفته در نگارش آن که از ضروریات کار منتقدان است)، پرشماری، گستردگی
    و گوناگونی مآخذ است. به گمان من تحلیل آماری(صد البته مبتنی بر شمارش درست و نه
    شبه آمار) منابع این مقاله بسیار گویاتر از به‌کارگیری واژه‌هایی چون«بسیار»،
    «گسترده» یا «متنوع» خواهد بود. زیرا به قول استاد سخن



    lang=AR-SA style='font-size:13.0pt;font-family:YKMitra'>به سوگند گفتن که زر
    مغربی است || چه حاجت؟ محک خود بگوید که چیستtitle="">class=MsoEndnoteReference>[2]



     





    width=362 style='width:271.55pt;border-collapse:collapse'>




























































































































    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>نوع
    منبع



    ف



    ع



    ف/ع



    ت



    جمع



    متون کهن علمی (چاپ حروفی)



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>39



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>27



    dir=RTL>-



    dir=RTL>3



    dir=RTL>69



    متون کهن علمی (چاپ سنگی)



    dir=RTL>3



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>1



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>4



    متون کهن علمی (نسخه‌برگردان)



    dir=RTL>5



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>1



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>6



    متون کهن علمی (خطی)



    dir=RTL>4



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>3



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>7



    متون کهن تاریخی و جغرافیایی



    dir=RTL>2



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>3



    dir=RTL>-



    dir=RTL>4



    dir=RTL>9



    متون کهن ادبی، عرفانی و غیره



    dir=RTL>22



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>22



    پژوهش‌های نوین علمی



    dir=RTL>4



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>1



    dir=RTL>5



    پژوهش‌های نوین تاریخی، ادبی...



    dir=RTL>8



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>3



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>11



    فرهنگ‌های کهن پزشکی



    dir=RTL>1



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>1



    dir=RTL>-



    dir=RTL>-



    dir=RTL>2



    فرهنگ‌های کهن ادبی



    dir=RTL>7



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>2



    dir=RTL>11



    dir=RTL>-



    dir=RTL>20



    فرهنگ‌های نوین



    dir=RTL>7



    dir=RTL>1



    dir=RTL>



    dir=RTL>-



    dir=RTL>12



    تک‌نگاری‌ها



    dir=RTL>20



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>2



    dir=RTL>-



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>-



    dir=RTL>22



    سایر منابع



    dir=RTL>-



    dir=RTL>3



    dir=RTL>-



    dir=RTL>1



    dir=RTL>4



    جمع



    dir=RTL>122



    lang=FA dir=RTL style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>47



    dir=RTL>15



    dir=RTL>9



    dir=RTL>193



    ف=فارسی؛ ع=عربی؛ ف/ع=فارسی-عربی ؛
    ت=ترجمۀ فارسی


    ٭ فرهنگ‌های دو یا چند زبانۀ
    فارسی/انگلیسی[فرانسه/آلمانی]


    style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>نکتۀ 1 lang=FA style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>: بیشتر ترجمه‌های
    کهن فارسی که خود ارزش زبانی دارند مانند ترجمۀ فارسی صیدنه (به قلم
    کاسانی) و ترجمۀ کهن تقویم الصحة، و نیز ترجمه و شرح فارسی شهاب
    الاخبار
    و ترجمۀ از ترکی به فارسی بیطارنامه، «متن فارسی» ( و نه
    ترجمه) به شمار آمده‌اند. اما ترجمۀ فارسی تاریخ‌الحکمای قفطی به دلیل در
    دسترس بودن روایت عربی،  «ترجمه» محسوب شده است.


    style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>نکتۀ 2 lang=FA style='font-size:11.0pt;font-family:YKMitra;color:black'>: آثار مربوط
    به آشپزی و نیز دیوان بسحق اطعمه متن علمی به شمار آمده‌اند.






    lang=FA style='font-family:YKMitra;font-style:normal'>جدول lang=FA style='font-family:YKMitra;font-style:normal'>1lang=FA style='font-family:YKMitra;font-style:normal'>-فراوانی منابع مقالۀ  گلپر
    نصری بر حسب موضوع، زبان و قدمت



    href="#Contents">فهرست



    ارجاع
    به متون اصلی به جای اعتماد به ترجمه



    نخستین نکته‌ای که در مآخذ به چشم می‌آید اعتماد و مراجعۀ منتقد به متون
    اصلی به جای بهره‌گیری از ترجمه‌هایی است که همواره باید بدان‌ها بدگمان بود. این
    نکته هنگامی بیشتر نمود می‌یابد که بدانیم ارجاعات منتقد به متن‌های ترجمه شده در
    قیاس با ارجاع به روایت‌های اصلی بسیار ناچیز است. منتقد در مجموع فقط 11 بار به 9
    مأخذ مترجَم استناد کرده است. یک بار به ترجمۀ پهلوی به فارسی احمد تفضلی از مینوی
    خرد
    dir=RTL>dir=RTL>(ص55 پانوشت 11)؛ یک بار به ترجمۀ آلمانی به فارسی کتاب اوزان و
    مقیاس‌ها در اسلام
    والتر هینتس (ص35 ش92)؛ یک بار به هریک از چهار ترجمۀ متون
    تاریخی (سه مورد یکجا و در ص36 ش97 دربارۀ ضبط درست نام «یوسف الساهر» و یک مورد
    در ص43ش3  دربارۀ چیستی محتوای کتاب اپیدمیای بقراط)؛ و سرانجام در مجموع 5
    بار به سه کتاب علمی مترجم (ترجمۀ قانون ابن سینا، ترجمۀ مفاتیح العلوم خوارزمی و
    ترجمۀ بخش‌ سی‌ام التصریف زهراوی) که البته این ارجاع‌ها (به جز ترجمۀ التصریف، نک
    ص10 ش24) همواره در کنار مراجعه به متن اصلی و صرفاً برای تتمیم فایده بوده است و
    می‌توان آن‌ها را به شمار نیاورد. یعنی از این میان تنها در 5 مورد (4 بار ارجاع
    متون تاریخی کهن و یک بار ارجاع به التصریف) بهتر بود که از متن اصلی عربی بهره
    گرفته شود.



    در باور قاطبۀ «محققان و استادان فن»، امروزه بهره‌گیری از متون اصلی «مذهب
    منسوخ» به شمار می‌رود اما «پژوهشگران» جوان بدانند که برای راه‌یابی خطای کمتر به
    کارشان، باید «مذهب مختار» این روزگار را به پیروانش وانهند و مذهب منسوخ پیشین را
    اختیار کنند.



    href="#Contents">فهرست



    بهره‌گیری
    از تک‌نگاری‌های پرشمار



    منتقد در کار خود از 20 تک‌نگاری فارسی و 2 تک‌نگاری عربی بهره گرفته
    است. 3 تک‌نگاری از علی رواقی (در کنار 3 پژوهش‌های ادبی مفصل همو)، 2 تک‌نگاری از
    علی‌اشرف صادقی و 2 تک‌نگاری از مسعود قاسمی و 2 مدخل دانشنامۀ جهان اسلام از
    مهم‌ترین آنهاست.



    نمونه‌هایی
    از ارجاعات بخش اول نقد



    منتقد در بخش نخست مقاله (صفحات 3-41) که نزدیک به 62٪ از حجم مقاله را
    (پس از کنار گذاشتن  مقدمه و سیاهۀ منابع) در برمی‌گیرد، هنگام برشمردن شماری از
    ضبط‌های نادرست چاپ فرهنگستان ذیل 110 بند در مجموع 157 ضبط نادرست متمایز را برمی‌شمارد
    و با 360 ارجاع متمایز (یعنی با متوسط 9.2 ارجاع در هر صفحه) ضبط‌های درست را مشخص
    می‌کند. در این شمارش ارجاعات منتقد به نشانۀ اشکالات مورد نظر  منتقد در چاپ
    حروفی فرهنگستان و  موضع متناظر در چاپ عکسی ذخیره به شمار نیامده‌اند (با به شمار
    آوردن آنها ارجاعات بیش از 560 مورد می‌شود).



    بند 104 با داشتن 23 ارجاع به 18 منبع در 55 سطر، پرارجاع‌ترین، پرمنبع‌ترین
    و طولانی‌ترین بند مقاله است. در این بخش بندهای 38، 51 و 84 به ترتیب با 16، 14 و
    14 از لحاظ تعداد ارجاع در رده‌های بعدی قرار دارند.



    نمونه‌هایی از انتقادات منتقد و ارجاعات متنوع او بدین قرار است:



    بند 4: برای درستی ضبط «نگنده» به جای «فکنده»، جمله‌ای از متن عربی النهایة
    فی مجرّد الفقه و الفتاوی
    شیخ طوسی را با ترجمۀ کهنی از همان کتاب شاهد می‌گیرد
    تا نشان دهد «کنزهای نکنده» همان «الکنوز المذخورة» است. شاهد دیگر او بندی از مجمل
    التواریخ والقصص
    و نیز دیباچۀ ورزنامه و مقاله‌ای از مسعود قاسمی است.
    او در این مورد و برخی موارد دیگر به ریشه‌شناسی واژه‌ها نیز توجه دارد و به
    منابعی چون فرهنگ پهلوی مکنزی و ترجمۀ احمد تفضلی از مینوی خرد ارجاع می‌دهد.



    بند 8: برای درستی ضبط «بسر خویش» و نادرستی «بهر خویش» به الابنیة عن
    حقائق الادویة
    ابومنصور موفق بن علی هروی، سفرنامۀ ناصرخسرو، قابوس‌نامه،
    هفت‌پیکر نظامی و کلیات سلمان ساوجی ارجاع می‌دهد.



    بند 25: برای درستی ضبط « به برماه می‌سنبند» به جای «به بر ما می‌سنبد» به هدایة
    المتعلمین
    اخوینی بخاری، جامع الحکمتین ناصرخسرو، تکملة الاصناف
    dir=LTR> dir=RTL>dir=RTL> ادیب کرمینی (ذیل المثقب و المیطدة)، دستور الاخوان قاضی
    دهار،  بحر الجواهر هروی و دیوان مسعود سعد سلمان ارجاع می‌دهد.



    بند 28: برای درستی ضبط «شیشله» به جای «شلشله» به تاج ‌المصادر بیهقی و
    المصادر زوزنی و مقاله‌ای از مسعود قاسمی ارجاع می‌دهد و در این میان به
    طور ضمنی یادآور می‌شود که ضبط «شیشله» که در دو دست‌نویس المصادر آمده و
    مصحح این کتاب (تقی بینش) آن را در حاشیه یاد کرده است بر ضبط «شُشله» مذکور در
    متن ارجح است.  در بند 33 نیز به هر دو ضبط متن و نسخه بدل اسرارالتوحید (گازرشو و
    گازرشست) ارجاع می‌دهد.



    بند 36: دربارۀ «بیش» (گیاهی بسیار زهرآگین) که مصحح به قرینۀ «زهر افعی» آن را
    به اشتباه«نیش» خوانده به  مخزن الادویۀ عقیلی خراسانی، الابنیة
    ابومنصور موفق هروی، صیدنۀ بیرونی، جامع غافقی (نسخۀ خطی)، الجامع
    ابن بیطار و اختیارات بدیعی حاج زین‌العطار مراجعه می‌کند.



    بند 38: برای تصحیح «نان خشک» به «نان خشکار» به بحر الجواهر هروی، حقائق
    اسرار الطب
    سجزی، مخزن الادویة، تحفۀ حکیم مؤمن، ترجمۀ کهن تقویم
    الصحة
    ، ارجوزة فی الطب ابن سینا، غیاثیۀ شیرازی و اختیارات
    بدیعی
    و نیز به حدیقة الحقیقة سنایی، دیوان خاقانی، لیلی و
    مجنون نظامی و برای تصحیح پخته به «بخته» به برهان قاطع، تعلیقات شفیعی کدکنی بر اسرار
    التوحید
    و شعری از بوحنیۀ اسکافی منقول در تاریخ بیهقی و نیز خسرو و
    شیرین
    نظامی مراجعه می‌کند که البته در منبع اخیر وحید دستگردی به اشتباه پخته
    ضبط کرده است.



    بند 40: هنگام تصحیح «حب القلب» به «حب القُلت» به اختیارات بدیعی، مخزن
    الادویه
    و صیدنه ارجاع می‌دهد و اشتباهی مشابه را که در ضبط این نام به
    دیگر آثار چاپی (از جمله المنصوری رازی و الابنیة)  راه یافته تصحیح
    می‌کند. همچنین است در تصحیح «خبزالملح» به «خبز الملّه» (نان کماج) که از یک سو به
    کتاب الاغذیۀ اسحاق بن سلیمان (البته تاریخ درگذشتش 320ق نیست)، آثار رازی،
    و بحرالجواهر و از سوی دیگر به لسان العرب ابن منظور و برهان
    قاطع
    استناد می‌کند.



    بند 56: برای تصحیح داب به راب به تک‌نگاری محمد حسن ابریشمی مراجعه می‌کند.



    بند 59: برای تصحیح «انبرود تجر آبادی» به «انبرود بحرآبادی» به فرهنگ اغراض
    طبی تاجبخش، دهخدا و لباف خانیکی، مراجعه می‌کند و البته یادآور می‌شود که مصحح در
    جایی دیگر آن را درست خوانده است.



    بند 72: هنگام تصحیح تیبالی به نیپالی به عطرنامۀ علایی و رسالة فی
    اصول الطیب والمرکبات العطریة
    ابن مندویه اصفهانی ارجاع می‌دهد و در ضمن ضبط
    نادرست این کلمه در متن چاپی تنسوخ‌نامۀ ایلخانی (بنیالی!) را یادآور می‌شود.



    بند 76: هنگام تصحیح سجر به «شحر» «که میان عدن و عمان قرار داشته و به
    عنبرخیزی مشهور بوده است» به منابع عطرشناسی (عطرنامۀ علایی)، عطر/کانی
    شناسی (عرایس الجواهر)
    dir=LTR> و
    جغرافیایی (جهان‌نامه، مراصد الاطلاع، نیز ظرائف و طرائف
    آبادی باویل) ارجاع می‌دهد و یادآور می‌شود که سهو کاتب دست‌نویس به تصحیح آقای
    محرری راه یافته است.



    بند 82 تا84: از این سه بند درمی‌یابیم که مصحح واژۀ عرطنیثا را در یک
    سطر به دو صورت غلط عرطنیشا و ارطنیشا ثبت کرده و 3 صفحه بعد نیز آن را عرطیشا
    آورده است. توضیحات مفصل و 14 بار ارجاع منتقد به 14 منبع دربارۀ این سه بند (ذیل
    بند 84) بسیار عالمانه است.



    href="#Contents">فهرست



    مقایسۀ
    منابع مصحح ذخیرۀ خوارزمشاهی و منابع منتقد این چاپ



    به گمانم مقایسه‌ای سرانگشتی میان مآخذ مصحح ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ
    فرهنگستان و مآخذ منتقد چنان که باید و شاید گویا باشد.



    دکتر محمدرضا محرری، عضو پیوستۀ فرهنگستان علوم پزشکی و استاد دانشگاه
    علوم پزشکی شیراز، برای«تصحیح و تحشیۀ» 3 جلد ذخیرۀ خوارزمشاهی در قطع رحلی
    (با کنار گذاشتن صفحات مقدماتی متن، مقدمه و حواشی مصحح بالغ بر 1080 صفحه 28 سطری
    می‌شود) به استناد «فهرست منابع» مذکور در پایان هر سه جلد، به 21 مأخذ مراجعه
    کرده است. اما گلپرنصری نصرآبادی، استادیار دانشگاه یزد برای نگارش نقدی 80 صفحه‌ای
    در قطع وزیری (25 سطری) بر همین تصحیح (از نظر حجم کمتر از 5٪ متن مصحح) به 193
    منبع و از جملۀ آنها 132 منبع کهن دست اول (با کنار گذاشتن ترجمه‌ها) مراجعه کرده
    است.



    از آنجا که سیاهۀ کامل مآخذ محمدرضا محرری جای چندانی نمی‌گیرد آنرا همچنان
    که در پایان هر سه جلد چاپی آمده است در این جا یاد می‌کنم:



    1. جرجانی، سیداسماعیل، ذخیرۀ خوارزمشاهی، به اهتمام سعیدی سیرجانی، بنیاد
    فرهنگ ایران، 1355



    2. جرجانی، سیداسماعیل، ذخیرۀ خوارزمشاهی (متن عکسی
    کتابخانۀ آیةالله مرعشی نجفی شماره مسلسل 287



    3. جرجانی، سیداسماعیل، ذخیرۀ خوارزمشاهی، (به خط فصیح بن افصح بروجردی)،
    نسخۀ خطی کتابخانۀ شخصی.



    4. جرجانی، سیداسماعیل، الاغراض الطبیه فی مباحث
    العلائیه
    ، بنیاد فرهنگ ایران



    5. جرجانی، سیداسماعیل، خفی علایی، به تصحیح دکتر محمود نجم‌آبادی-دکتر علی‌اکبر
    ولایتی



    6. شکیبی گیلانی، جامی، واژه‌های پزشکی پارسی، ذخیرۀ خوارزمشاهی و راهنمای
    ساختن واژه‌های دانشیک در زبان پارسی، تهران 1364



    7. ابومنصور هروی، موفق‌الدین، الابنیه عن style='color:red'>الحقایق الادویه، به تصحیح احمد بهمنیار، دانشگاه تهران
    1364



    8. انصاری شیرازی، علی بن حسین، اختیارات بدیعی، تصحیح و تحشیه دکتر محمد
    تقی میر، تهران 1371



    9. دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، دانشگاه تهران



    10. معین، محمد، فرهنگ معین، تهران



    11. نفیسی، سعید، فرهنگ ناظم الاطبا



    12. عمید، حسن، فرهنگ فارسی، تهران 1351



    13. فرهنگ عربی-فارسی لاروس (دورۀ دوجلدی)



    14. فرهنگ فارسی-انگلیسی، اشتینگاس



    15. مؤمن حسینی طبیب، محمد، تحفۀ حکیم مؤمن، (با مقدمه دکتر محمود نجم‌آبادی)،
    شیراز کتابفروشی مصطفوی



    16. مخزن الادویه، عقیلی



    17. زرگری، علی، گیاهان دارویی ایران،
    دانشگاه تهران، 1371



    18. آسیب‌شناسی و درمان بیماری‌های روانی در قلمرو اسلامی، جهاد دانشگاهی



    19. نجم‌آبادی، محمود، تاریخ طب در ایران بعد
    از اسلام، دانشگاه تهران



    20. الگود، سیریل، تاریخ پزشکی ایران، ترجمۀ محسن جاویدان، اقبال



    21. امیری، منوچهر، فرهنگ داروها و واژه‌های دشوار



    همچنان که دیده شد، مشخصات کتاب‌شناختی بیشتر این مآخذ ناقص یا نادرست
    است (برخی از نادرستی‌ها با رنگ قرمز مشخص شده‌اند). این سیاهه هیچ ترتیب مشخصی
    (الفبایی نام مؤلف یا اثر یا جز آن) ندارد. مصحح حتی عنوان برخی از این آثار را به
    درستی یا به تمامی نیاورده است. برخی از دیگر اشکالات این سیاهه بدین قرار است:



    1. عنوان درست کتاب جرجانی الاغراض الطبیة و المباحث العلائیه است.



    2. سعید نفیسی مؤلف فرهنگ ناظم الاطباء نیست بلکه فرزند مؤلف است.
    این فرهنگ همچنان که از عنوانش پیداست نوشتۀ میرزا علی اکبر خان نفیسی ملقب به
    ناظم الاطباء است و سعید نفیسی بر کار انتشار فرهنگ پدر خود نظارت داشته است.



    3. کتاب ردیف 15 در تهران چاپ شده است و نه شیراز.



    4. در ردیف 16، بر خلاف اغلب موارد دیگر، نام کتاب زودتر از نام مؤلف آمده و
    در مورد نام مؤلف نیز به واژۀ «عقیلی» بسنده شده است. از این کتاب دست کم دو چاپ
    یکی سنگی و دیگری حروفی (چاپ کلکته) در ایران رایج است که مصحح معلوم نکرده که
    کدام چاپ را در دست داشته است.



    5. در عنوان کتاب زرگری کلمۀ «ایران» نیامده است.  



    6. عنوان درست کتاب ردیف 18 «سبب‌شناسی و درمان ...» است و نه «آسیب‌شناسی و
    درمان ...». مؤلف آن نیز به گمانم مرتضی منطقی باشد.



    7. نام کامل کتاب منوچهر امیری فرهنگ داروها و واژه‌های دشوار کتاب الابنیه عن حقائق
    الادویه

    است که با «فرهنگ داروها و واژه‌های دشوار» خیلی فرق دارد.



    چنین می‌نماید که مصحح محترم فرصت نکرده است اطلاعات کتاب‌شناختی منابع
    را از روی جلد آنها بخواند و این سیاهه را صرفاً با اتکا به حافظه تنظیم کرده است.
    این سیاهۀ سراسر نقص و خطا دوباره و سه‌باره در مجلدات دوم و سوم «متن مصحح» ذخیره
    منتشر شده است. یعنی در چهار سال میان انتشار جلد نخست و سوم،
    lang=FA style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>مصحح فرصت برطرف کردن این
    اشکالات را نداشته و فرهنگستان علوم پزشکی نیز (در مقام ناشر) هیچ کس را بدین کار
    نگمارده است.



    کیفیت مآخذ نیز چنگی به دل نمی‌زند. 3 مأخذ نخست این سیاهه دست‌نویس‌های
    ذخیره هستند. 6 مأخذ فرهنگ‌هایی یک زبانه و دو زبانه از قبیل فرهنگ معین و عمید و
    لغت‌نامۀ دهخدا است. مصحح حتی به یک فرهنگ کهن فارسی-فارسی یا عربی-فارسی مراجعه
    نکرده است.



    برای آنکه بدانید در ترجمۀ محسن جاویدان از کتاب الگود چه اشتباهاتی راه
    یافته نگاهی به مقدمۀ حسن روحانی بر ترجمۀ دیگر این کتاب (به قلم باهر فرقانی)
    بیندازید (تازه این ترجمۀ دوم با آنکه بسیار بهتر از ترجمۀ نخست است اما بازهم
    چندان دقیق نیست و برای آسودگی خاطر باید به اصل انگلیسی کتاب مراجعه کرد)



    name="_Toc382212306">فهرست



    نتیجه



    بسیاری از شواهد گلپر نصری (به ویژه در دو بخش نخست نقد) نشان از آن دارد
    که آشنایی مصحح چاپ فرهنگستان، به متون علمی کهن، هم از منظر علمی و هم از منظر
    ادبی، بسیار فروتر از «آنچه باید»، و اشکالات متن مصحَّح نیز بسیار فراتر از «
    آنچه شاید» است. از این رو می‌توان دربارۀ ضرورت چاپی نو از ذخیرۀ خوارزمشاهی بی‌گمان
    بود.



    سرگذشت «تصحیح»‌های پیاپی و البته بی‌سرانجام ذخیرۀ خوارزمشاهی و
    اشکالات رنگارنگ و پرشمار چاپ اخیر آن، ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که برای
    تصحیح متون کهن پزشکی به طور اخصّ و متون علمی به طور اعمّ، عضویت پیوسته در
    فرهنگستان، یا استادی دانشگاه یا داشتن نسخه‌ای کهن یا کهن‌نما از آن کتاب و حتی
    این هرسه باهم به کار نمی‌آید. پرداختن پزشکان یا مهندسان و ریاضی‌دانانی که احیاناً
    چند ورقی نیز از متون کهن خوانده‌اند به تصحیح متون پزشکی و ریاضی تجربه‌ای سخت
    ناخوشایند است که با «چشم‌پوشی غیر قابل چشم‌پوشی» شاید بتوان آنها را«بی‌حاصل» به
    شمار آورد. زیرا این گونه کارها غالباً زیان‌بار بوده‌اند و نه بی‌حاصل. اشکال
    عمده در این جاست که در کشور ما گمان غالب این است که اگر متخصص یک رشتۀ علمی،
    اندکی هم تاریخ بداند متخصص بی‌بدیل تاریخ آن علم خواهد بود و اگر چند کتاب ادبی
    از قبیل بوستان و گلستان را خوانده یا در کتابخانه‌اش داشته باشد که چه بهتر. ذخیره
    داشتن یکی دو نسخۀ خطی (هر چند متأخر) از چند متن علمی (هر چند کم‌ارزش) در
    کتابخانۀ شخصی که دیگر نورعلی نور است و هیچ کس را یارای آن نخواهد بود که در
    صلاحیت «آن دارندۀ این و آن»، برای تصحیح متون علمی تردید کند چه رسد به «قیل و
    قال».



    در سال‌های گذشته «ادیبان صرفاً ادیب» یا ادیبانی که مثلاً در نجوم کهن،
    به گمان خود  یا به تأیید دیگران، دستی بر آتش داشته‌اند، چندین اثر علمی را
    «تصحیح» کرده‌اند که البته، اگر بخواهیم انصاف نگاه داریم، حاصل کارشان عموماً کم‌زیان‌تر
    و گاه سودمند بوده‌است (برای نمونه همین 3 «تصحیح» نیمه‌کارۀ ذخیرۀ خوارزمشاهی را
    مقایسه کنید).



    من به عنوان نمونه‌ای از تصحیحی بسیار دقیق و موفق از این دست، همواره به
    تصحیح متن هدایة المتعلمین فی الطب به کوشش جلال متینی اشاره می‌کنم که
    اشکالاتش از حیث ضبط و ربط عبارات و کلمات بسیار ناچیز و بی‌گمان چشم‌پوشیدنی و
    فوایدش (به ویژه از نظر پرداختن به جنبه‌های ادبی و دستوری و نمایه‌های دقیق و
    مفصل) بسیار است. اما مصحح دربارۀ جایگاه این اثر در سنت پزشکی دورۀ اسلامی (منابع
    اخوینی و کسانی که احیاناً از هدایةالمتعلمین بهره گرفته باشند) تقریباً
    هیچ نگفته است و البته چه بهتر که به میدانی که مرد رزمش نبوده درنیامده و کاری بس
    کم‌اشتباه ارائه کرده است. 



    اما دردناک‌تر از این هر دو آنکه در سال‌های اخیر، کسانی به حوزۀ انتشار
    متون کهن ادبی-علمی دست‌اندازی کرده‌اند که نه بهره‌ای از آن علم داشته‌اند، نه
    تاریخ می‌دانسته‌اند و نه حتی به اندازۀ گویش‌وری معمولی با زبان فارسی امروز (چه
    رسد به کهن) آشنا بوده‌اند. 



    به گمان من شرط اول پرداختن به تصحیح متنی علمی آن است که مصحح بر سنت
    علمی آن رشته مسلط باشد و جایگاه اثر مورد نظر را در آن سنت علمی نیک بشناسد. چنین
    فردی را علی‌القاعده در میان متخصصان تاریخ علم باید جست. اما داشتن این مهارت‌ها
    برای تصحیح متون کهن علمی کفایت نمی‌کند بلکه مصحح باید به حدّ کفایت متن‌های ادبی
    و به‌ویژه ادبی-علمی کهن را بشناسد و مقصود از حدّ کفایت نیز چند « ورقی» (یا حتی
    «طبقی») از گلستان سعدی  «بردن» نیست.



    lang=AR-SA style='font-size:13.0pt;font-family:YKMitra'>که نه هرکو ورقی خواند
    معانی دانست.



    به همۀ این‌ها باید داشتن پشتکار و حوصلۀ کافی را نیز افزود. اگر همۀ این‌ها
    در یک تن گردآمده باشد که چه بهتر، اما از آنجا که معمولاً چنین نیست، باید دو یا
    چند تن تجربیات و توانایی‌های خود را در قالب گروه مصححان گرد هم آرند و به کار
    تصحیح متون پزشکی بپردازند. البته به گمانم گرد هم آمدن دو متخصص در یک اقلیم از
    گرد هم آمدن دو تخصص در یک تن دشوارتر باشد!



    href="#Contents">فهرست



    مآخذ



    1. href="http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/982196"
    title="دانلود نسخۀ پی‌دی‌اف مقاله از وبگاه مجلات نور">style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>محمدی فشارکی، محسن و گلپر نصری، «فارسی‌گویی
    و فارسی‌گزینی اسماعیل جرجانی»، پژوهش‌های ادبی، تابستان 1389 ، شمارۀ 28، صص
    97-122

    (به گمانم این شماره با نزدیک به یک سال تأخیر منتشر شده است)



    2. href="http://www.mirasmaktoob.ir/www/pdf/zakhirekharazm.pdf"
    title="دانلود نسخۀ پی‌دی‌اف مقاله از وبگاه میراث مکتوب">style='font-size:14.0pt;font-family:YKMitra'>نصری نصرآبادی، گلپر، «نگاهی به
    ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی»، ضمیمۀ شمارۀ 31 مجلۀ آینۀ میراث،
    1392



    3. محرری، محمدرضا، «تصحیح و تحشیۀ» ذخیرۀ خوارزمشاهی، تهران:
    فرهنگستان علوم پزشکی، 1380-1384



    href="#Contents">فهرست













    dir=LTR>[1]dir=RTL>dir=RTL>. امیدوارم نوشتن این چند سطر (135 کلمه) موجب نشود تا برخی
    خوانندگان محترم، مرا متهم کنند که با سخن گفتن از نویسنده ذیل یادداشتی با عنوان
    «نگاهی به مقالۀ «نگاهی به ذخیرۀ خوارزمشاهی چاپ فرهنگستان علوم پزشکی»»، «بیشتر
    یادداشت» را (که در مجموع 3900 کلمه است) به موضوعی نامربوط اختصاص داده و در
    گزینش عنوان یادداشت، «ناراستی علمی» در پیش گرفته‌ام.







    dir=LTR>[2]dir=RTL>dir=RTL>. سعدی، بوستان، باب هفتم (در عالم تربیت)










    يكشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۹
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    فرزانه رضایی
    ۸ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۱
    با سپاس از شما. بر این همه فضلیت علمی سرکار خانم دکتر نصری، فروتنی ایشان را نیز می افزاییم که در بازار مکاره ادعاها و تفاخرهای بی بنیه، کیمیایی است نشان از فضل و دانش حقیقی ایشان. سبب شدید قدر همصحبتی ایشان را بیش از پیش بدانم. پیروز باشید.
    اسکندری
    ۲۷ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۵۵
    این مطالب برای من که دانشجویی تازه کاردر عالم تاریخ علم هستم بسیار مفید بود چرا که علاوه بر یادگیری فنون نقد با چگونگی ورود به عرصه تصحیح نسخ خطی و صدالبته یادگیری مهارتهای لازم برای تصحیح متون و تمرکز اطلاعات و فنون مختلف یک رشته علمی به صورت عملی و واقعی در یک متن علمی آشنا شدم. از استاد بزرگوار و اخلاق مدار، جناب آقای کرامتی بسیار تشکر میکنم.
    جواد بشری
    ۲۷ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۴۴
    جناب کرامتی عزیز. یادداشت خوب شما، علاوه بر دانسته های بسیار علمی، حسن دیگری هم داشت: سبب‌ساز آشنایی با خانم دکتر نصری شد و اینکه همیشه مترصّد باید بود تا چیزی از نوشته‌های ایشان را از دست نداد. راستش این ضمیمه از آینه میراث را نداشتم و موجبِ خیر شدید. در بخش نظرات هم، وقتی نظرِ نویسندۀ محترمِ نقد را انسان می خواند، متوجه می شود با یک شخصیت متواضع و عالم مواجه است. نظرنویسی در این ستونها، از کارهای همیشگی این مخلص نیست. ولی وظیفه دانستم تشکر کنم. سلامت و دلخوش باشید.
    lمحسن
    ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۰۳
    آفرین بر دکتر کرامتی عزیز
    این نوشته نشان می‌دهد آن انسانهای سهلگیر و بی دقتی که همگان را مانند خود میخواهند و به همین جهت می‌گویند دکتر کرامتی چنین و چنان است حرف نادرستی میزنند. کرامتی عالم را از جاهل و فرصت طلب را از علم دوست و پژوهش حقیقی را از پژوهش نمایی بازمی‌شناسد و به درستی به دیگران هم نشان می‌دهد
    دست مریزاد بر شما و بر میراث مکتوب که به پژوهشهای استوار توجه نشان می‌دهد و در نشر آنها میکوشد
    گلپر نصری
    ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۰
    لطف شما بیشتر از حد ماست
    علاقمند به نقد
    ۲۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۴۷
    يكي از فوايد وجود نقدهايي اينچنين به جا و دقيق و مثبت، يادآوري اين نكته به محققان است كه نقد الزاماً هميشه در رد يك اثر نوشته نمي شود و اگر پژوهشي پربار چون اثر مذكور در مقاله مزبور يافت شود، مي توان و بايد چنين نقدهايي بر آن نوشت.