دربارۀ دو بیتی منسوب به نصیرالدین طوسی
یاد شده در جنگ روضة الناظر و نزهة الخاطر
نسخۀ بازنگریشده در پنجشنبه 11/02/1393
حق انتشار متن کامل مقاله برای یونس کرامتی و وبلاگ بیرونی در حلقۀ کاتبان محفوظ، اما استفاده از چکیدۀ آن «با ارجاع به همین صفحه» آزاد است.
کرامتی، یونس، دربارۀ دوبیتی منسوب به نصیرالدین طوسی یاد شده در جنگ روضة الناظر و نزهة الخاطر، وبلاگ بیرونی
توجه: این یادداشت پس از تذکر سودمند همکار گرامی، جناب آقای دکتر شادرویمنش اصلاح شده است.
چکیده
در جنگ روضة الناظر و نزهة الخاطر (گردآوردۀ عبدالعزیز بن ابی الغنایم کاشانی در سدۀ 8ق) چند سروده به نصیرالدین طوسی منسوب شده است. در یکی از آنها به اشارت، از ابوبکر به عنوان وارث واقعی خلافت یاد شده است. از آنجا که نصیرالدین طوسی یکی از بزرگان تشیع به شمار میآید به سختی میتوان انتساب چنین سرودهای را به وی درست انگاشت.
کلیدواژگان
نصیرالدین طوسی، ابوبکر، تشیع، خلافت، عبدالعزیز بن ابی الغنایم کاشانی، روضة الناظر، سهیل یاری گلدره
مدخلهای مرتبط
تحقیقی در اشعار نویافته خواجه نصیر الدین طوسی (از سهیل یاری گلدره)
درآمد
چندی پیش مقالهای با عنوان «تحقیقی در اشعار نویافتۀ خواجه نصیر الدین طوسی» به قلم دوست فاضل و ارجمند، سهیل یاری گلدره در مجله بهار ادب به چاپ رسید که در آن شماری از سرودههای منسوب به نصیرالدین طوسی به نقل از جنگهای مختلف گرد آمده است. امروز (بیستم فروردین ) به لطف ایشان متن کامل مقاله و تصویر چند برگ از این جنگ به دست من رسید. آنچه در این جا میآید نکتهای در باب یکی از این سرودههاست.
روضة الناظر و سرودههای منسوب به نصیر الدین طوسی
علی میرافضلی در کتاب رباعیات خیام در منابع کهن، دربارۀ روضة الناظر و نزهة الخاطر چنین آورده است:
روضة الناظر و نزهة الخاطر مجموعهای است موضوعی از اشعار فارسی و عربی که عزالدین عبدالعزیز بن ابیالغنایم کاشانی ـ از ادیبان و نویسندگان نیمۀ اول سدۀ هشتم هجری ـ فراهم آورده و از لحاظ اشتمال بر اشعار شاعران گمنام و بدون دیوان مغتنم است. تاریخ تألیف این کتاب معلوم نیست، اما با توجه به این که ابوالمجد تبریزی در سال 723 هجری هنگام کتابت رسالۀ قلمیه که یکی دیگر از آثار مؤلف است از او با جملۀ دعایی یاد میکند میتوان احتمال داد که گردآوری روضة الناظر در ربع اول یا حداکثر در ربع دوم سدۀ هشتم صورت گرفته است.
سهیل یاری در مقالۀ یاد شده در این باره چنین آورده است:
یکی از کسانی که دیوانی از اشعار فارسی وی برجا نمانده است و در این جُنگ پارهای از سرودههای وی آمده خواجه نصیر است، و از آنجا که روضة النّاظر جُنگ نسبتاً کهنی است باید اشعار و ضبطهای آن مورد توجه جدّی قرار بگیرد.
دو بیتی منسوب به نصیرالدین
از میان سرودههایی که ایشان از این جنگ نقل کردهاند، این دو بیتی که در برگ 230 این جنگ آمده است، به گمان من نمیتواند سرودۀ نصیرالدین طوسی باشد:
ای که همنام تو را بود خلافت به اساس اول نصف دوم دار و دوم ثلث سوم |
حرف نامت به یکی هست فزونتر ز حواس چارم از پنجم و پنجم ز ششم عُشر شناس[1] |
تفسیر دو بیتی
عبارت «بود خلافت به اساس» در مصراع اول تا حدی گمراه کننده است، زیرا خواننده چنین میپندارد که سراینده، کسی را در نظر دارد که گرچه [دست کم در آغاز] خلافت بدو نرسیده اما «به اساس» حق او بوده است؛ که میتواند ناظر بر دیدگاه شیعه دربارۀ حقانیت امیرالمؤمنین علی (ع) به عنوان جانشین و نخستین خلیفۀ پیامبر و متناسب با افکار نصیرالدین طوسی باشد. اما اشارات دو مصراع بعدی بر این تصور خط بطلان میکشد. در مصرع دوم بر این تأکید میشود که این نام شش حرف دارد (یکی بیش از شمار حواس؛ در مصرع چهارم نیز به صراحت از حرف ششم یاد شده است) که اشارهای آشکار به «ابوبکر» است. مصرع سوم تردیدی در این باره برجای نمیگذارد زیرا به حساب جُمل (یا به تعبیر کمابیش عوامانه: حساب ابجد) حرف نخست یعنی«ا» برابر با «1» و نصف حرف دوم یعنی «ب»=«2» است و حرف دوم نیز ثلث حرف سوم یعنی«و»=«6» است.
[در نسخۀ نخست این یادداشت بر پایۀ خوانش دو کلمۀ آخر به صورت «باز شناس» چنین آمده بود:] مصرع چهارم نیز گویا اشاره به این مفهوم دارد که سه حرف «ب»، «ک» و «ر» به ترتیب برابر با «2»، «20» و «200» است و گرچه در هر سه رقم 2 آمده اما یکی از آحاد، دیگری از عقود و دیگری از مئات (به تعبیر امروزی: از مرتبۀ یکان، دهگان و صدگان) است. البته باید به خاطر داشت که مفهوم «ارزش مکانی» به ندرت به ادب فارسی راه یافته است. [این بند پس از خوانش این دو کلمه به صورت «عُشر شناس» چنین زیر اصلاح شده است:[2]]
مصرع چهارم اشاره به این دارد که حرف چهارم یکدهم حرف پنجم و حرف پنجم یکدهم حرف ششم است که این نیز با سه حرف «ب»، «ک» و «ر» ـ به ترتیب برابر با «2»، «20» و «200» ـ راست میآید.
نتیجه
این دو بیت در ستایش کسی است که به تعبیر سراینده، «همنام» (در واقع همکنیۀ) ابوبکر بوده است و با توجه به مصراع نخست سراینده نمیتوانسته است شیعه باشد چه رسد به آنکه یکی از علمای نامدار آن باشد. البته باید توجه داشت که در دستنویس مورد استفادۀ آقای یاری (که تصویر آن در این یادداشت نیز آمده است)، نام «خواجه نصیر طوسی» در کنارۀ صفحه چنان نوشته شده که معلوم نیست مربوط به این دو بیت است یا دو بیت پیش از آن. به گمان من برای بررسی دقیقتر این موضوع باید به نسخههای دیگر روضة الناظر توجه شود
تصویر
مآخذ
1. یاری گلدره، سهیل، «تحقیقی در اشعار نویافتة خواجه نصیر الدین طوسی»، بهار ادب (فصلنامه علمی و پژوهشی)، سال ششم، شماره چهارم،زمستان 1392، شماره پیاپی22
2. عبدالعزیز بن ابی الغنایم کاشانی، نزهة الناظر، دستنویس شمارۀ 766 کتابخانۀ دانشگاه استانبول، میکروفیلم شمارۀ 247 دانشگاه تهران
3. میرافضلی، علی، رباعیات خیام در منابع کهن، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1382ش.
[1]. در نسخۀ نخست این یادداشت، به اشتباه «باز شناس» آمده بود.
[2]. من بدون توجه به دستنویس (که به وضوح در آن «عُشر شناس» آمده است) متن دوبیتی را به نقل از مقالۀ دوست ارجمند آقای سهیل یاری گلدره نقل کرده بودم. آقای دکتر شادرویمنش در دیداری کوتاه اما سودمند در گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی توجه مرا به این نکته جلب کردند و به درستی تأکید کردند که این خوانش با آنچه من دربارۀ مفهوم احتمالی مصرع آوردهام هماهنگی بیشتری دارد. از ایشان سپاسگزارم. جالب آنکه با این خوانش، تردید من دربارۀ این که «مفهوم «ارزش مکانی» به ندرت به ادب فارسی راه یافته است» نیز برطرف شد. همچنین معلوم میشود که سراینده در هر دو مصرع به نسبت میان اعداد متناظر با حروف (یکدوم، یکسوم و یکدهم) پرداخته است