درآمد
در شمارۀ تازهچاپ(جلد
هفتم) مجلۀ فرهنگنویسی
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
مقالهای با عنوان «نگاهی به واژههای جوامع احکام النجوم» به قلم آقای دکتر رضا فهیمی،
استادیار دانشگاه آزاد ساوه، توجه مرا به خود جلب کرد. نگاهی
سریع به این مقاله کفایت میکرد تا دریابم مقالهای
که در پیش رو دارم به تعبیر یکی از بزرگان نامآشنا «بسیار
متوسط» است، تا جایی که به زحمت میتوان آن را «مقاله»
نامید. به گمان من اطلاق عنوان «سیاهۀ واژهها» بر این
«نوشته» بسیار شایستهتر است. اما دیری
نپایید که دریافتم مشکل مقاله بسیار جدیتر از
این است. زیرا در کمتر از یک دقیقه با جستجود در
اینترنت دریافتم که نویسنده، بخش قابل توجهی از
محتوای این مقاله را چندی پیش در «مقالهای مشترک»
با عنوان «بررسی ویژگیهای سبکی و
واژگانی کتاب جوامع احکام النجوم»
(با همکاری آٰقایان دکتر حسین آقاحسینی
و دکتر محمدرضا نصر اصفهانی، به
ترتیب استاد و استادیار دانشگاه اصفهان) در فصلنامۀ زبان و
ادبیات فارسی (مجلۀ علمی-پژوهشی دانشکدۀ
ادبیات و علوم انسانی دانشگاه
تربیت معلم) منتشر کرده است (برای دریافت این دو
مقاله روی عنوان آنها کلیک کنید).
این که چگونه بخش قابل
توجهی از مقالهای «علمی-پژوهشی و مشترک»، به عنوان بخش
مهمی از مقالهای «علمی-پژوهشی اما غیرمشترک»
دوباره به چاپ میرسد، به نوبۀ خود موضوعی شایان توجه
است. اما آنچه بیش از این شایستۀ توجه مینماید
آنکه این مقاله (و طبعاً تا حدّی آن مقالۀ پیشین)
ضعفهایی دارد که موجب میشود از انتشار آن در مجلات
تخصصی کشور شگفت زده شویم.
در نظر داشتم که مقالهای
مفصل درباب اشکالات مختلف این مقاله (و نیز مقالۀ مشترک
پیشین) بنویسم. اما سرانجام برآن شدم تا با «صرف» نزدیک
به «سه ساعت و یک دقیقه»از وقت شریف و «صرفاً» با
مقایسۀ مقالۀ پیشین و کنونی و البته
نگاهی سرسری به مقالۀ آقای نوشاهی به نگارش
این سطور پردازم (یک دقیقه برای جستن مقالۀ
پیشین و سه ساعت برای مقایسه دو مقاله و سپس تایپ
مشترکات) تا معلوم شود که هر کس میتواند با صرف کمابیش همین
مقدار وقت از مقالۀ پیشین (و چه بسا مشترک) خود (و چه بسا
دیگران!) مقالۀ علمی-پژوهشی جدید و غیر مشترک
«بسازد». این مدت زمان برای کسانی که فایل مقالۀ
پیشین را نگه داشته باشند کمتر از این نیز خواهد شد. اما
اگر این فایل را نداشته باشند و سرعت تایپشان هم کم باشد مدت
زمان لازم برای پژوهش ممکن است بیشتر شود
از این گذشته بیم
آن داشتم که پژوهشگران محترم با «در هم زدن» اشارات من به اشکالات جدیتر،
مقالۀ علمی-پژوهشی جدیدی بسازند و
نشریۀ وزین دیگری را نشانه بگیرند. در
نتیجه در این جا تنها به یادکرد نکات زیر بسنده میکنم.
ضعف منابع
در نگارش مقالۀ
جدید منابع اندکی به کار رفتهاند و به همین اندک نیز در
متن مقاله اشارهای نشده است تا معلوم شود به چه کار آمدهاند. به طور مثال
مؤلف میتوانست در مورد زندگینامۀ علی بن زید
بیهقی به مقالۀ یوسف هادی در دایرة المعارف
بزرگ اسلامی استناد کند. یا دست کم میتوانست از مقالهای
زیر یاد کند:
نوشاهی، عارف، «جوامع
احکام النجوم بیهقی (د 565ق)، کتابی مهم در احکام نجوم و جامعهشناسی
ایران»، نامۀ بهارستان، سال اول، شمارۀ اول، بهار-تابستان
1379ش، صص 51-58 (دانلود نسخۀ پیدیاف؛ متن این مقاله را در وبگاه کاتبان بخوانید)
کتابنامه هم آشفتگیهایی
دارد از جمله «تاج الاسامی» ذیل نام مصححش آمده است! و «غیاثالدین
رامپوری» در حرف «ر» یعنی «رامپوری، غیاث
الدین» مد نظر بوده است (این البته در قیاس با اشکالات
دیگر بیاهمیت است)
اشکالات مربوط به روش نویسنده
نویسنده دربارۀ
روش کار خود چیزی نگفته و خواننده را سردر گم کرده است. در
مقدمۀ بسیار مختصر و ناسودمند این مقاله آمده است که «واژههای
خاص به کار رفته در این کتاب بررسی شدهاند» اما مقصود از
واژههای خاص چیست؟
با آنکه به قول خود
نویسنده «بسیاری از اصطلاحات «خاص» نجومی در آن(=جوامع
احکام النجوم) به کار رفته است» و نگارندۀ مقاله
دعوی تصحیح این متن کهن احکام نجومی را دارد اما بازهم هیچ
یک از این اصطلاحات (جز یک مورد ناشی از خوانش یا درک
نادرست متن ) از نظر نویسندۀ مقاله «خاص» نبودهاند که در مقاله یاد
شوند. اما نمیتوان گفت که وی صرفاً بر یادکرد واژگان و
ترکیبات ادبی و غیر علمی تأکید داشته است
زیرا اصطلاح طبی «کیموس» و نیز اصطلاحاتی چون
«مردارسنگ» در این مقاله مدخل شدهاند.
از سوی دیگر واژهها
و ترکیباتی که در بسیاری از متون دیگر به
همین صورت و در همین معنی به کار رفتهاند ، «خاص» به نظر
رسیدهاند. به ذکر چند نمونه بسنده میکنم (معانی و
توضیحات هر واژه/ترکیب عیناً از مقاله نقل شده است اما
آوانگاریها حذف شدهاند):
1. آکله (اسم)؛ خوره، جذام
2. ابخر (صفت) ویژگی آنکه «دهنش» بوی بد
میدهد.
3. اورام (اسم) [جمعِ ورم] آماسها؛ ورمها (کافی است که بهر متن پزشکی کهن بنگرید تا
کاربردهای مکرر «ورم» و «اورام» را ببینید)
4. بستن: برکسی بستن به او نسبت دادن (از نظر دستوری چه به شمار میآید؟)
5. پسراندر (اسم) ناپسری
6. پهنروی (صفت) دارای چهرۀ عریض
7. تطلیق (اسم) عمل طلاق دادن (زن)؛ جدایی زن از شوهر (در معنی دوم زن «عامل» تطلیق است در حالی
که چنین نتواند بود)
8. تماسیح (اسم) [جمع تمساح] تمساحها (تمساح
واژهای خاص است یا جمع مکسر آن، در ضمن آیا «تمساحها» تکرار
[جمع تمساح] نیست؟)
9. چلغوزه (اسم) [مخفف چهل غوزه] نوعی از تنقلات....
10. حشایش (اسم) [جمع حشیش]» گیاهان دارویی
11. خنثی (صفت) فاقد دستگاه تناسلی یا اندام جنسی
رشدیافته
12. شیخوخیت (اسم) پیری
13. صنادیق(اسم) [جمع صُندوق] 1. صندوقها 2. جعبۀ مخصوصی
که زنان لوازم آرایش خود را در آن میگذاشتند (بازهم جمع مکسر «خاص» به نظر آمده است)
14. فرمان: فرمانیافتن (مصدر لازم)(مجاز)
درگذشتن، مردن
15. میراب (صفت، اسم) مسئول تقسیم آب در خانهها، مزرعهها و
باغها (تا قبل از لولهکشی آب این واژه
در میان عوام و خواص رایج بود و شاید هنوز هم برخی
جایها رایج باشد)
16. نرّاد (صفت، اسم) آنکه تختهنرد بازی میکند و در آن
تبحر دارد
همچنان که دیده
میشود بسیاری از این واژهها، از دیرباز تا کنون
رواج داشتهاند و معلوم نیست کدام «خاصیت» آنها در نظر نویسنده
«خاص» آمده است.
چند اشکال ناشی از بیتوجهی
به مبادی فرهنگنویسی
17. ذواربع قوایم (اسم) چهارپایان (مدخل
مفرد اما برابرنهاد آن جمع است!)
18. کاردگر (صفت) چاقوساز (کاردگر=چاقوساز
چه فرقی با درزی=خیاط یا میراب دارد که اولی
فقط صفت است اما بقیه هم اسم و هم صفت ؟ از این گذشته چرا «کاردگر»
خاص است اما «آبگینهگر» خاص نیست؟)
19. نَخّاس (صفت، اسم) 1. برده فروش. 2. فروشندۀ
چهارپایان
معنی «نخاس» حتی
با مراجعه به همین اثر اشتباه است. بیهقی نخاس را دربارۀ
فروشندۀ حیوان به کار برده است و برای «بردهفروش» تعبیر
«نخاس بندگان» را به کار برده است.
در نخّاسان : ستوران و شُتران
و گوسفندان اگر مشتری دليل عمل بود ... مولود اشتر و اسب فروشد مولود استر فروشد ... خر فروشد
...گاو فروشد ...گوسفند
فروشد ...سگ شكاری و يوز فروشد ؛
نخّاس بندگان : چون مشترى
صاحب بيت عمل بود ... مولود نخّاسِ بندگان بود ... مولود كنيزكان مغنّيه فروشد ...
كنيزكان وغلامانِ خُرد فروشد ... احرار را فروشد (به نقل از نوشاهی، ص55)
موارد تکراری دو مقاله
همچنان که گفته شد بخش قابل
توجهی از مقالۀ جدید، پیشتر در مقالۀ مشترک
آقای دکتر رضا فهیمی و
همکارانشان آمده است. در اغلب موارد (به جز مدخلهای
پایانی) به جای چند شاهد مذکور در مقالۀ
پیشین به ذکر فقط یک شاهد در مقالۀ جدید بسنده شده
است. این مشترکات عبارتند از
(معانی اصطلاحات از مقالۀ نخست نقل و در برخی موارد با
مقالۀ دوم مقایسه شده است):
واژگان بخش «ه: استعمال کلمات و
افعال فارس قدیم» از مقاله قدیم
سرپوشیده: دختر
پسراندر: ناپسری
فرمانیافتن: مردن
بیمارناک: معلول
دیوانگانه: دیوانهوار
بادید: پدید
بیماروش: ناقص الخلقه، بیمار
زودازود و دیرادیر: زودزود و
دیردیر (در مقالۀ جدید دو مدخل مجزا)
بستن: نسبت دادن (در مقالۀ جدید: بستن:
برکسی بستن=به او نسبت دادن)
بیمارژون: کسی که اغلب اوقات بیمار باشد
بیوسیدن: انتظار داشتن
شوریدهگون: مشوش، صفت برای خواب (در مقالۀ جدید:
پریشان، آشفته)
در شمار نداشتن: غیر منتظره بودن (در مقالۀ جدید: شمار:
در شمار نداشتن)
بزرگمنش: متکبر (مقاله جدید: بزرگمنشی=تکبر،
غرور)،
بربخشیدن: تقسیم کردن؛ زدن: ضرب کردن(در
مقالۀ جدید دو مدخل مجزا)
داوری: خصومت، جنگ (مقالۀ جدید: 1. مرافعه؛ دعوا 2.
اختلاف؛ 3. جنگ و جدال)
درمخریده: غلام
دست: پیروزی (مقالۀ جدید: قدرت و
اختیار)
پسرینه: مذکر (مقالۀ جدید: از جنس پسر؛ پسر؛ یعنی پسرینه و پسر یک معنی
میدهند!)
واژگان بخش «ح» (ص 130 به بعد
مقالۀ قدیم)
موضوع بودن: وجود داشتن (مقالۀ جدید: موضوع=قرارداده
شده)
هند: هندیان
بهترک گفتن: ترککردن (مقالۀ جدید: ترک:
بهترک چیزی گفتن= کنار گذاشتن)
ملت: دین (مقالۀ جدید: بدملت=بددین؛
بدکیش؛ بدمذهب)
صاحبحدس: دارای ذکاوت، دانا و هوشیار
برقلب: برعکس (مقالۀ
جدید: قلب: برقلب=برعکس)
بهاوقات: غالباً (مقالۀ جدید: اوقات: بهاوقات=غالباً)
مکروهناک:ناخوشایند، نامبارک (مقالۀ جدید: همراه
با بلا و آفت!)
مرده: ساکن (مقالۀ جدید: 1. فراموش شده و
قدیمی، 2. روا نشده 3. تباه شده)
محال: نابجا (مقالۀ جدید: نادرست، ناصواب، خطا)
گرانآواز: کسی که صوت خشن دارد (مقالۀ جدید:
دارای صوت خشن)
توسط کردن: قاصد فرستادن (مقالۀ جدید: توسط:
توسط کردن= قاصد و پیک فرستادن)
واژگان بخش «ط: برخی لغات
عربی کتاب» (ص 132 مقالۀ قدیم)
مولفان ذیل عنوان فوق
آوردهاند: «در پایان به برخی از لغات و اصطلاحات عربی و نادر
که در این کتاب به کار رفته است اشاره میشود»
اما از اصطلاحتی که در
ادامه آمده معلوم میشود که منظور آنها از «عربی و نادر»، در واقع
«عربی یا نادر» است که با عنوان این بند همخوانی ندارد.
نویسندگان شواهد این واژگان را در متن مقاله نیاوردهاند و به
ذکر صفحۀ ذکر آنها در دستنویس جوامع الاحکام بسنده کردهاند. اما در
مقالۀ جدید با مراجعه به همان صفحات از همان دستنویس شواهد
نیز ذکر شدهاند.
اشهل: میشچشم
صهوبت: سرخی مایل به سپیدی
اصهب: موی میگون
اهوج: دراز و گول
ملاقطه: رویاروی شدن
اشقر: اسب سرخفش
بهق: بیماری شبیه برص
الصق: آنکه در زبانش شکستگی باشد
اجدب: جایی که در آن رفاه و آبادنی نباشد
مصارین: رودهها جمع مصیر
سهوب: زمینهای هموار، جمع سهب
غلمت: تیزی شهوت
قروح: زخمها جمع قرح
اصلع: مرد بیموی
اعرج: لنگ
اصف: گیاهی که نام دیگر آن کَبَر است.
کالم: زن بیوه
کشخان: نوعی دشنام
اغتمام: اندوهگین شدن
رعاف: خون از بینی آمدن
قایف: پیشناس
بیمارژون: دستهای از سپاهیان بیمار و خسته
(پیشتر و در بخش «ه» همین مقاله آمده بود: «کسی که اغلب اوقات
بیمار باشد»)
پایندانی: ضمانت و کفالت
دلمک: جانوری شبیه به عنکبوت
بالوانه: مرغی کوچک شبیه گنجشک
صکاک: قبالهنویس
منطیق: زبانآور
واژگان بخش «ک: واژهها و
ترکیبات نادر» (ص 132 مقالۀ قدیم)
نکتۀ جالب این که
مقاله بخش «ی» ندارد. یعنی ترتیب ابجد، هوز، حطی،
کلمن ... نیز در آن رعایت نشده و از «ط» به «ک» رفته است. از
این گذشته به همپوشانی دو بخش اخیر مقالۀ قدیم نیز
توجه فرمایید. این اصطلاحات فقط فهرست شدهاند و معنی
آنها نیامده است:
مضغود، الثق، اسر، مصغار،
رعر، مشایخی و بوالحکمی
که نوعی دشنام است!
برای دو اصطلاح
اخیر در مقالۀ جدید برابرنهاد«زنا» آمده است در حالی که
در شاهد به وضوح به «زنای مردان» (لواط) اشاره شده است.
برخی از ترکیبات
و اصطلاحات نیز در مقالۀ نخست بوده است که در مقالۀ جدید
دیده نمیشود مانند «بسنده آمدن»، «فریشتگان: فرشتگان» و «هژدهم: هجدهم»(ص 124) و «بتر=بدتر»(ص 125) و
زینهار (ص 126)، «سهدیگر=سوم» (ص 127)، «شخص=جسم» (ص131) شاید
اینها چندان «خاص» نبودهاند.
منابع
1. فهیمی، رضا، «نگاهی به واژههای جوامع احکام النجوم»، فرهنگنویسی، ج7، تهران، 1392، صص 162-174.