اسکیاپارلی، جوانی ویرجینیو (1835-1910م)
اخترشناس نامدار ایتالیایی
اسکیاپارلی[1]، جوانی ویرجینیو (1835-1910م) ، اخترشناس نامدار ایتالیایی، و پژوهشگر تاریخ نجوم که گزارشهایش از سطح مریخ، بحثهایی را دربارۀ احتمال وجود حیات در آن سیاره برانگیخت.
حق انتشار متن کامل مقاله برای یونس کرامتی و وبلاگ بیرونی در حلقۀ کاتبان محفوظ، اما استفاده از چکیدۀ آن «با ارجاع به همین صفحه» آزاد است.
کرامتی، یونس، اسکیاپارلی، جوانی ویرجینیو (1835-1910م)، اخترشناس نامدار ایتالیایی، وبلاگ بیرونی
نحوۀ ارجاع به نسخۀ چاپی: کرامتی، یونس، «اسکیاپارلی، جوانی ویرجینیو»، دانشنامۀ ایران، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج3، 1389، صص 584-588
توجه: نسخۀ الکترونیک و چاپی ممکن است اندکی متفاوت باشند
چکیده
در 14 مارس 1835م در ساویلیانو، در استان کونئو زاده شد. نخست به تحصیل در رشتۀ مهندسی عمران پرداخت اما پس مدتی تحصیل در حوزۀ زبانهای نوین و نجوم، چندان دلبستۀ نجوم شد که آن را رها نکرد.
مدتی در رصدخانههای برلین، پوتسدام و پولکوو به پژوهش پرداخت و سپس در رصدخانۀ بررا مشغول به کار شد. در 29 آوریل 1861م سیارکی (سیارک شمارۀ 69) را کشف کرد که بعدها آن را هسپریا نامید.
در 1862م، به ریاست رصدخانۀ بررا رسید. در همین سال فرضیهای دربارۀ علت بارشهای شهابی ارائه داد که دیری نپایید که همگان آنرا پذیرفتند.
او که از پیشگامان مریخشناسی به شمار میآید کاوش در این زمینه را از 1877م آغاز کرد. یک سال بعد یافته های خود از سطح مریخ را روی یک نقشه پیاده کرد و با اشاره به این که مریخ نیز همچون زمین اقیانوسها و قارههایی دارد همۀ اخترشناسان را شگفت زده کرد. رصدهایش موجب شد که برخی به وجود حیات هوشمند در مریخ باور داشته باشند.
اسکیاپارلی 8 سال به رصد عطارد و مطالعۀ لکههای تاریکی پرداخت که به شکل نوارهای سایهدار بر سطح عطارد دیده میشوند و در 1889م مقالهای دربارۀ دورۀ تناوب حرکت وضعی این سیاره نوشت و آن را دقیقاً برابر با دورۀ تناوب حرکت انتقالی این سیاره یافت. او همزمان با پژوهش دربارۀ عطارد، زهره را نیز رصد میکرد و با بررسی لکههای زهره دورۀ تناوب حرکت وضعی آن را تقریباً 224.7 روز به دست آورد.
در سال 1900 خود را بازنشسته کرد تا برای پژوهش دربارۀ تاریخ نجوم که از دلبستگیهای او بود، فرصت بیشتری داشته باشد. کارلو آلفونسو نالینو در روزگار ریاست اسکیاپارلی بر رصدخانۀ بررا مأمور ترجمۀ زیج بتانی شده بود و در این کتاب نیز بارها از نظرات اسکیاپارلی بهره برده بود.
اسکیاپارلی تنها فردی بود که افزون بر عضویت پیوسته در فرهنگستان علوم لینچهای و انجمن سلطنتی نجوم بریتانیای کبیر، عضو پیوسته یا افتخاری فرهنگستانهای روسیه، آلمان (پروس)، اتریش و فرانسه به شمار میرفت.
کلیدواژگان
اسکیاپارلی، سیارک هسپریا، بارشهای شهابی، مریخ، عطارد، زهره، زحل، رصدخانۀ بررا، کارلو آلفونسو نالینو
مدخلهای مرتبط
کارلو آلفونسو نالینو (در دست انتشار)
فهرست
رصد عطارد و اندازهگیری دورۀ تناوب حرکت وضعی آن
بازنشستگی خودخواسته و پرداختن به تاریخ نجوم
نشانها و عضویت در انجمنهای علمی
معرفی خلاصه
اسکیاپارلی[2]، جوانی ویرجینیو (1835-1910م) ، اخترشناس نامدار ایتالیایی، و پژوهشگر تاریخ نجوم که گزارشهایش از سطح مریخ، بحثهایی را دربارۀ احتمال وجود حیات در آن سیاره برانگیخت.
تولد، تحصیلات اولیه
اسکیاپارلی، نخستین فرزند از 8 فرزند آنتونینو و کاتِرینا، در 14 مارس 1835م در ساویلیانو، در استان کونئو در دولتشهر پیئِمونته[1] زاده شد. تحصیلات ابتدایی را نخست نزد پدر و مادر و سپس در مدارس همان شهر گذراند. سپس برای تحصیل در رشتۀ مهندسی عمران به تورینو رفت و در 1854م از تحصیل فارغ شد (آبتی، آنتونیو، 313؛ آبتی، جیورجو، 159-160؛ ماتسوکاتو، 114). سپس 2 سال به تدریس ریاضیات و تحصیل زبانهای نوین و نجوم پرداخت و در این میانه چندان به این علوم دل بست که تا پایان عمر آنها را رها نکرد.
تحصیلات تکمیلی
در 1857م دولت پیئمونته او را به رصدخانۀ برلین فرستاد تا نزد یوهان فرانتس اِنکه[2] (1791-1865)، تحصیلات خود در نجوم را ادامه دهد. وی به موازات تحصیل نجوم، نزد دیگر استادان آن شهر به تحصیل در دیگر شاخههای علوم، همچون ریاضیات، فیزیک و جغرافیا پرداخت. از آوریل 1859 چندی را در رصدخانۀ پوتسدام گذراند و در ژوئن همان سال به رصدخانۀ پولکوو رفت و نزد اُتون واسیلیهویچ (اتو ویلهلم) استرووِ (1819-1905) و فردریش آوگوست تئودور وینِکه (1835-1897) به تحصیل پرداخت. در 31 اوت 1859م، هنگامی که همچنان در رصدخانۀ پولکوو مشغول بود، دولت پیئمونته او را پس از فرانچسکو کارلینی (1783-1862)، به سمت اخترشناس دوم رصدخانۀ بررا در میلان منصوب کرد اما او در ژوئن سال بعد به آنجا رفت (ماتسوماتو، 115؛ بوفونی و دیگران، 935؛ آبتی، آنتونیو، 313؛ آبتی، جیورجو، 160؛ دُلبیر، 38-39).
کشف سیارک هسپریا
در 29 آوریل 1861م ، با استفاده از ابزارهایی ابتدایی و قدیمی (تلسکوپی با دهانۀ 4 اینچ) یکی از سیارکهای منظومۀ شمسی را کشف و آن را سیارک شصت و هشتم نامید. او بیدرنگ در نامهای به آنجلو سکِّی(1818-1878م) از وی خواست تا رصدهای او را تأیید کند (بوفونی، 935, 937-938) و در 12می همان سال نیز مقالۀ وی دربارۀ این سیارک منتشر شد (اسکیاپارلی، «کشف سیارکی جدید(شمارۀ 68)[3]»، 207-208؛ نیز «رصد مکرر سیارک نویافته (شمارۀ 68)[4]»، 219) که به عنوان شصت و نهمین سیارک کشف شدۀ منظومۀ شمسی هسپریا[5] (به معنی سرزمین غربی، نامی که در مردمان یونان قدیم به سرزمین ایتالیا داده بودند) نام گرفت (اسکیاپارلی، «رصد هسپریا[6]»، 383، «تقویم هسپریا[7]»، 317). این کشف اعطای عنوان شوالیه مائوریتسیانو[8] را از سوی پادشاهی نوبنیاد ایتالیا و حمایت دولتی برای خرید ابزارهای بهتر را برایش در پی داشت.
ریاست رصدخانۀ بررا
در 1862م، یک سال پس از شکلگیری ایتالیای جدید، اسکیاپارلی، که اینک اخترشناسی نامدار بود، در سمت ریاست رصدخانۀ بررا، جانشین کارلینی شد (آبتی، آنتونیو، 314؛ آبتی، جیورجو، 160؛ ماتسوماتو، 115-117؛ بوفونی و دیگران، همانجا؛ چینیچی، 401؛ دلبیر، 39).
کشف علت بارشهای شهابی
اسکیاپارلی در ادامۀ پژوهشهایش دربارۀ دنبالهدارها و پژوهشی نظری دربارۀ آنها که از هنگام آغاز به کار در رصدخانه بررا آغاز شده بود، دریافت که بارشهای شهابی (به ویژه دو بارش شهابی برساوشی و اسدی) هنگامی رخ میدهد که زمین در حرکت سالانۀ خود از منطقهای که اجزای متلاشی شدۀ دنبالهدارها در آن فراوان است میگذرد. اسکیاپارلی شرح رصدها و جزئیات فرضیۀ خود در این باره را در مقالاتی در مجلۀ اخبار نجومی (مثلاً اسکیاپارلی، «رصد دنبالهدارها[9]... 1862»، 117-118؛ «رصد دنبالهدارها ... 1864»، 83-84، «دربارۀ ارتباط موجود میان دنبالهدارها و شهابها»، 331-332؛ ) و نیز نامههایی متعدد از 1861 تا 1878 برای سکِّی نوشت (بوفونی و دیگران، 935 به بعد). او شرح کامل نظریۀ خود مبنی بر ارتباط مستقیم میان اجزای باقی مانده از دنبالهدارها و بارشهای شهابی را در 1871م در کتابی با عنوان «پیشنهاد نظریۀ نجومی دربارۀ شهابها[10]»، منتشر کرد(نسخۀ دستنویس به زبان ایتالیایی بود که گئورگ فن بوگوسلاوسکی آن را به آلمانی درآورد؛ بوفونی و دیگران، 950). پس از بارش شهابی فوقالعادۀ 27 نوامبر 1872، که بر اثر گذر زمین از مدار دنبالهدار بیلا رخ داد و وقوع آن بر اساس فرضیۀ اسکیاپارلی، توسط الکساندر استیوارت هرشل پیشبینی شده بود (رصدهای هرشل نیز به نوبۀ خود در رسیدن اسکیاپارلی به این فرضیه مؤثر بود، نک هولیس، جم) اسکیاپارلی در سه نامه به شرح این پدیده و نظریۀ خود دربارۀ آن پرداخت. در نامۀ سوم در این باره آورده است: بارشهای شهابی از دنبالهدارها و پدید میآید و عبارت است از ذرات بسیار خردی که... بر اثر نیروی متلاشیکنندۀ خورشید و دیگر سیارات از هستۀ تشکیل دهندۀ دنبالهدارها جدا و در مدار آنها بر جای مانده است. فرضیۀ اسکیاپارلی در چندین مورد به طور کامل تأیید شد(آبتی، آنتونیو، 315؛ آبتی، جیورجو، 160-161؛ ماتسوماتو، 117؛ بوفونی و دیگران، 935-936). فیودور آلکساندرویچ بردیخین(1831-1904م)، اخترفیزیکدان نامدار روس در تأیید، بسط و تکمیل نظریۀ اسکیاپارلی نقشی مهم ایفا کرد (فینکلشتاین و مدودف، 573؛ برای مشخصات 27 مقالۀ اسکیاپارلی دربارۀ دنبالهدارها نک بوفونی و دیپگران، 956-959).
رصد مریخ
از 1877م اسکیاپارلی با استفاده از ابزار انکساری ابداع شده توسط مرتس، که از ابزارهای پیشین وی به مراتب بهتر بود رصد مریخ را آغاز کرد. وی با استفاده از این ابزار سطح مریخ را هنگام قرار داشتن در مقابلۀ بزرگ رصد کرد و به بررسی عوارض سطح آن پرداخت تا از این طریق بتواند محور دوران مریخ را تشخیص دهد. در 1878م او یافته های خود از سطح مریخ را روی یک نقشه پیاده کرد (برای این نقشه نک لین، «جغرافیدانان مریخ»، 482). او با اشاره به این که مریخ نیز همچون زمین اقیانوسها و قارههایی دارد همۀ اخترشناسان را شگفت زده کرد. نقشۀ اسکیاپارلی از سطح ماه جزئیاتی به مراتب بیشتر و دقیقتر از نقشههای ناتانیل گرین و نیز نقشههای قبلی را نشان میداد.
از این هنگام تا 1886م و به موازات کوشش بسیاری از اخترشناسان اروپایی برای تأیید فرضیۀ اسکیاپارلی، او نیز هر 26 ماه یک بار که مریخ به کمترین فاصلۀ خود با زمین میرسید رصدهای خود را تکرار و جزئیات نقشۀ خود را بیشتر و اخترشناسان دیگر را نیز مشتاقتر میکرد. آنهایی که نتوانسته بودند این کانالها را رصد کنند دو دسته شده بودند: گروهی برآن بودند که اسکیاپارلی اشتباه کرده است و گروهی دیگر از بخت بد، کمی قدرت بینایی، ناکارآمدی ابزارها و بدی محل رصد خود مینالیدند (لین، همان، 480-490؛ «جنون ترسیم نقشۀ آبراههای مریخ»، 199). از جمله چارلز ادوارد برتون(1846-1882) در مقالۀ «نکاتی دربارۀ سیمای مریخ در 1882م» (ص 301-305) اقلیم نامساعد جزیرۀ ایرلند را مانع کار دانست و در یادداشتی کوتاه در همان سال اظهار امیدواری کرد که در مقابله بزرگ 1884م بتوان در شرایطی بهتر وجود کانالها را بررسی کرد («آبراههای روی مریخ»، 142). به هر حال نتایج حاصل از رصدهای او از 1879م در تأیید وجود کانالهای سطح مریخ و نیز افزایش شمار آنها اهمیتی ویژه داشت (همو، «آبراههای مریخ»، 116؛ نیز کلرک، جم). سرانجام در 1886م با تأیید این کانالها از سوی فرانسوا تربی بلژیکی (لین، «جنون»، 209) از یک سو و آنری ژوزف پروتن (1845-1904) فرانسوی و و همکارش لوئی تولون(1829-1887) از سوی دیگر(پروتن، «رصد آبراههای مریخ»، 324-329؛ نیز تأیید این رصدها در 1888م توسط دو نفر اخیر، نک همو، «آبراههای مریخ»، 213-215). بسیاری از اخترشناسان فرضیۀ اسکیاپارلی در این باره را پذیرفتند.
اسکیاپارلی در مجموع تا 1890م 7 مقابلۀ بزرگ مریخ را رصد کرد که 4 رصد نخست با دستگاه انکساری 218 میلیمتری مرتس و 3 رصد بعدی با دستگاه انکساری 488 میلیمتری مرتس-رپزُلد بود (برناگوتسی و دیگران، 157؛ آبتی، جیورجو، 161). رصدهای اسکیاپارلی موجب شد که برخی به وجود حیات هوشمند در مریخ باور داشته باشند. پرسیوال لاول (1855-1916)، اخترشناس آماتور آمریکایی، یکی از پیروان سرسخت این نظریه بود چندان که برای اثبات این نظریه به هزینۀ خود برای پژوهش دربارۀ مریخ در 1894م رصدخانهای در آریزونا بنیاد کرد و از 1896م با استفاده از دوربین عکاسی افزون بر تأیید همۀ کانالهایی که اسکیاپارلی بدانها اشاره کرده بود، ضمن یافتن 116 کانال جدید، عوارض جغرافیایی بیشتری نسبت به اسکیاپارلی بر سطح مریخ یافت و چنین پنداشت که کانالهای آبیاری را بر سطح مریخ یافته است و آن را نشانۀ وجود موجودات هوشمندی در سطح مریخ دانست (هترینگتون، جم؛ اشتراوس، 38, 44-45؛ گروسر، 176). او تا اندکی پیش از درگذشت اسکیاپارلی پیوسته در این باره با او نامهنگاری میکرد(مانارا، 12-16). در 1930م اوژن آنتونیادی، یکی از رصدگران نامدار مریخ تأکید کرد که اسکیاپارلی با رصدهای پرشمارش، از لحاظ دقت، از همۀ کسانی که ابزارهایی همتای ابزارهای او داشتهاند، پیشی گرفته است(آبتی، جیورجو، 161-162).
رصد زحل
اسکیاپارلی در فاصلۀ 1882-1883م به رصد زحل و به ویژه حلقههای آن پرداخت (اسکیاپارلی، «دربارۀ برخی رصدهای زحل و مریخ»[11]، 81-84، همان، ترجمۀ انگلیسی، 221-224، «حلقههای زحل[12]»، 3-6، همان، ترجمۀ انگلیسی، 235-238).
رصد عطارد و اندازهگیری دورۀ تناوب حرکت وضعی آن
او 8 سال نیز به رصد عطارد و مطالعۀ لکههای تاریکی پرداخت که به شکل نوارهای سایهدار بر سطح عطارد دیده میشوند و در 1889م مقالهای دربارۀ دورۀ تناوب حرکت وضعی این سیاره نوشت. بر اساس یافتههای اسکیاپارلی، دورۀ تناوب حرکت وضعی این سیاره دقیقاً برابر با دورۀ تناوب حرکت انتقالی آن و برابر با 87.9693 روز بود (اسکیاپارلی، 241-250؛ نیز هولدن، «اعلان»، 79-82). این مقدار سالها مورد تأیید اخترشناسان دیگر بود اما در 1965 پتنگیل و دایس[13] با استفاده از ابزارهای بسیار پیشرفته دریافتند که که دورۀ تناوب حرکت وضعی عطارد 58.65 روز (یعنی دو سوم دورۀ تناوب حرکت انتقالی آن) است (دفرانچسکو، 146-150).
رصد زهره
اسکیاپارلی همزمان با پژوهش دربارۀ عطارد، زهره را نیز رصد میکرد. از جمله در 6 دسامبر 1882 عبور زهره از برابر خورشید را از میلان (نک اسکیاپارلی، «عبور زهره[14]»، 137-142) رصد کرد و استانیسلاو فراری(ص253-254) نیز همزمان با او این کار را از رم انجام داد. اسکیاپارلی به ویژه میکوشید تا دورۀ تناوب حرکت وضعی آن را نیز بیابد او با بررسی لکههای زهره این دورۀ تناوب را تقریباً 224.7 روز به دست آورد (نک هولدن، «دربارۀ دورۀ گردش زهره[15]»، 246-247؛ دلبیر، 39؛ آبتی، ویرجینیو، 162؛ ماتسوکاتو، 116-117). اسکیاپارلی دربارۀ ستارگان دوتایی نیز به پژوهش پرداخت و برخی ستارههای دوتایی معروف را سالها رصد کرد (دلبیر، 39؛ آبتی، ویرجینیو، 162).
بازنشستگی خودخواسته و پرداختن به تاریخ نجوم
اسکیاپارلی در 1900م پس از 40 سال پژوهش مستمر در زمینۀ نجوم نظری و رصدی، به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس بیشتر اوقات خود را به پژوهش دربارۀ تاریخ نجوم که در این سالها نیز از آن غافل نمانده بود اختصاص داد. کارلو آلفونسو نالینو، خاورشناس و پژوهشگر نامدار تاریخ اخترشناسی دورۀ اسلامی، در روزگار ریاست اسکیاپارلی، از سوی رصدخانۀ بررا مأمور تصحیح، ترجمه و شرح زیج بتانی شد. اسکیاپارلی در کار ترجمۀ این اثر به لاتینی و نیز افزودن نکات توضیحی متعدد بر برخی از فصول کتاب، با نالینو همکاری کرد که در ضمنِ ترجمۀ او از 1899 تا 1907م در میلان منتشر شد (نالینو، 64).
آثار تاریخ نجومی
برخی از آثارش دربارۀ تاریخ نجوم که فرصت انتشارشان را یافت عبارتند از: 1. «افلاک متحد المرکز ائودوکسوس، کالیپوس و ارسطو[16]»، که متن اصلی در 1875 و ترجمۀ آلمانی آن در 1877 منتشر شد. 2. اسلاف فکری کپرنیک در روزگار باستان: پژوهشی تاریخی که ترجمۀ آلمانی[17] آن در 1876 در لایپزیگ منتشر شد. 3. اخترشناسی در «عهد عتیق» که به دربارۀ اشارات عهد عتیق به زمین و آسمان، صور فلکی، ستارگان و دیگر مسائل نجومی بحث میکند. ترجمۀ انگلیسی این اثر با اصلاحات و افزودههای مؤلف در 1905م در کمبریج منتشر شد.
اسکیاپارلی بر آن بود که اثر بزرگی در تاریخ نجوم دوران باستان تألیف کند، و برای فراهم آوردن آن متون اصلی عبری، آشوری، یونانی و لاتینی را مطالعه کرد. اما فرصت انتشار آنها را نیافت. مجموعۀ پژوهشهای وی در این باره در 1925تا 1927م همراه با آثاری که پیشتر به آن اشاره شد، به همت شاگردش لوئیجی گابا در سه جلد به چاپ رسید. جلد نخست این مجموعه به بحث دربارۀ نجوم در عهد عتیق (روایت ایتالیایی کتابی که پیشتر ذکر شد)، نجوم بابلی و یونان باستان اختصاص دارد. در این بخش اسکیاپارلی از جمله کوشیده است با بررسی رصدهای ثبت شده توسط بابلیها دربارۀ ظهور و خفای زهره، روزگار انجام آنها را بیابد (نویگه باوئر، «گاهشماری»، 59). در آغاز جلد دوم (چاپ مجدد افلاک متحد المرکز...)، اسکیاپارلی بر اساس سخنان ارسطو در کتاب لاندای متافیزیک (مابعدالطبیعة) و شرح استادانۀ سیمپلیکیوس، مدل افلاک متحد المرکز ائودوکسوس را تقریباً به طور کامل بازسازی میکند و نشان میدهد که این مدل برای نشان دادن رجوع مریخ و زهره ناکارامد است (یاوتز، «نقشی نو»، 69, 75, 86-90؛ «دربارۀ افلاک متحد المرکز ائودئوکسوس»، 221-278؛ وان در وردن، «تقویمهای نجومی یونانی»، 116؛ نیز درایر، 87 به بعد؛ مانچا، 264, 274-280؛ تامسون، 171-174). این جلد با مطالبی دربارۀ گاهشماری نجومی-هواشناختی یونانی (مشابه علم انواء نزد اعراب کهن) پایان مییابد. جلد سوم نیز مشتمل بر مقالاتی دربارۀ گاهشماری مصر باستان، رصدهای بابلی، کشف تقدیم اعتدالین و نجوم هیپارخوس است (آبتی، جیورجو، 162).
نشانها و عضویت در انجمنهای علمی
اسکیاپارلی تنها فردی بود که افزون بر عضویت پیوسته در فرهنگستان علوم لینچهای و انجمن سلطنتی نجوم بریتانیای کبیر، عضو پیوسته یا افتخاری فرهنگستانهای روسیه، آلمان (پروس)، اتریش و فرانسه به شمار میرفت (آیتکن، 164-165). وی به دریافت نشان طلا از دولتهای ایتالیا، انگلستان و آلمان، دو جایزۀ لالاند از انستیتو فرانسه (آبتی، جیورجو، 159) و نشان اخترشناسی بروس از انجمن اخترشناسی اقیانوس آرام در 1902م (دلبیر، 37-42) مفتخر شده بود. وی در 4 جولای 1910م در میلان درگذشت (آبتی، آنتونیو، 313؛ آبتی، جیورجو، 159؛ ماتسوکاتو، 114).
نکات دیگر
سیارک شمارۀ 4062 را به افتخار وی اسکیاپارلی نامیدهاند.
یکی از دهانههای ماه را به افتخار وی اسکیاپارلی نامیدهاند
مریخنوردی که قرار است در برنامۀ پژوهشی جستجوی حیات در مریخ، سطح مریخ را بکاود اسکیاپارلی نام خواهد گرفت.
مآخذ
1. Abetti, Giorgio, “Schiaparelli”, Dictionary of Scientific Biography, Ed. Ch. C. Gillispie, New York, Vol. XII, 1981.
2. Abetti, Antonio & Giorgio Abetti, “Giovanni Virginio Schiaparelli”, Astrophysical Journal, Vol. XXXII, 1910.
3. Aitken, R. G., “Giovanni Virginio Schiaparelli”, Publications of the Astronomical Society of the Pacific, Vol. XXII, No. 133, 1910.
4. Bernagozzi, Andrea & Antonella Testa & Pasquale Tucci, “Observing Mars With Schiaparelli's Telescope”, Proceedings of the III European Workshop on Exo-Astrobiology. Mars: The search for Life, Madrid, 8-20, November 2003.
5. Buffoni, L. & A. Manara, & P. Tucci, , “G. V. Schiaparelli and A. Secchi on shooting stars”, Memorie della Società Astronomia Italiana, Vol. 61,1990.
6. Burton, Charles E., “The Cannals of Mars”, Astronomical Register, Vol. XVIII, 1880.
7. id, “Cannals on Mars”, Astronomical Register, Vol. XX, 1882.
8. id, “Notes on the Aspects of Mars in 1882”, Scientific Transactions of the Royal Dublin Society, Vol. I, 1883.
9. Chinnici, Ileana, “The 'Società degli Spettroscopisti Italiani': birth and evolution”, Annals of Science, Vol LXV(3), 2008.
10. Clerke, A. M., “Burton, Charles Edward (1846–1882)”, rev. Joseph Gross, Oxford Dictionary of National Biography, Oxford University Press, 2004.
11. Crowe, Michael J. “Astronomy and Religion (1780-1915): Four Case Studies Involving Ideas of Extraterrestrial Life”, Osiris, 2nd Series, Vol. XVI, Science in Theistic Contexts: Cognitive Dimensions (2001).
12. Defrancesco, S., “Schiaparelli's determination of the rotation period of Mercury: a re-examination”, Journal of the British Astronomical Association, vol.98, no.3, 1988.
13. Dolbeer, J., “Address of the Retiring President of the Society in Awarding the Bruce Medal to Professor G. V. Schiaparelli”, Publications of the Astronomical Society of the Pacific, Vol. 14, No. 83, 1902.
14. Endell, Henrym, “Reflections on Eudoxus, Callippus and their Curves: Hippopedes and Callippopedes”, Centaurus, Vol. 40(3&4), 1998.
15. Finkelstein, A. M. & Yu. D. Medvedev, “The first Russian astrophysicist: On the 175th anniversary of the birth of academician F. A. Bredikhin”, Herald of the Russian Academy Of Sciences, Vol. LXXVI(6), 2006.
16. Grosser, Morton, “The Search for a Planet beyond Neptune”, Isis, Vol. LV(2), 1964.
17. Hetherington , Norriss S., “Lowell, Percival”, American National Biography.
18. Holden, E. S., Announcement of the Discovery of the Rotation Period of Mercury [by Professor SCHIAPARELLI]”, Publications of the Astronomical Society of the Pacific, Vol. II(7), 1890.
19. id, “On the Rotation Time of the Planet Venus[by Professor G. V. SCHIAPARELLI]”, Publications of the Astronomical Society of the Pacific, Vol. II (10),1890.
20. Hollis, H. P., “Herschel, Alexander Stewart (1836–1907)”, rev. A. J. Meadows, Oxford Dictionary of National Biography, Oxford University Press, 2004.
21. Lane, K. Maria D., “Geographers of Mars: Cartographic Inscription and Exploration Narrative in Late Victorian Representations of the Red Planet”, Isis, Vol. 96, 2005.
22. id., “Mapping the Mars Canal Mania: Cartographic Projection and the Creation of a Popular Icon”, Imago Mundi, Vol LVIII(2), 2006.
23. Manara, A., “Mars in the Schiaparelli-Lowell's correspondence”, Memorie della società astronomica Italiana (Journal of the Italian Astronomical Societty) Supplement, Vol. VI, 2005.
24. Marriott, R. A., ‘Dawes, William Rutter (1799–1868)’, Oxford Dictionary of National Biography, Oxford University Press, 2004.
25. Mazzucato, Micheie T., “Giovanni Virginio Schiaparelli”, Journal of the Royal Astronomical Society of Canada, Vol. C(3), 2006.
26. Nallino, C. A., introd. Opus Astronomicum, Milan, 1903 (Reprrint: Isloamc Mathematics and astronomy, Vol. XI, Frankfurt am Main, 1997).
27. Perrotin, M., “Les canaux de Mars. Nouveaux changements observes sur cette planète”, Astronomie, Vol VII, 1888.
28. id., “Observations des canaux de Mars”, Bulletin Société Astronomique de France”, Vol III, 1886.
29. Schiaparelli, G. V. , Astronomy in the Old Testament , , Oxford, Clarendon Press, 1905.
30. id., “Beobachtung der Hesperia (69)”, Astronomische Nachrichten, volume, LVII, No. 1368, 1862.
31. Id., “Beobachtungen der Hesperia (69), und des neuen in Florenz entdeckten Cometen”, Astronomische Nachrichten, volume LXII, No. 1481.
32. Id., “Beobachtungen und Elemente des Cometen II. 1862”, Astronomische Nachrichten, volume LVIII, 1862.
33. Id., “Beobachtungen, Elemente und Ephemeride des Cometen III. 1864”, Astronomische Nachrichten, Vol. LXIII, No. 1494, 1865.
34. Id., “Elemente und Ephemeride der Hesperia (69)”, Astronomische Nachrichten, Vol. LVII, No. 1364, 1862.
35. Id., “Éléments et Éphéméride d'Hesperia (69)”, Astronomische Nachrichten, volume LXII, No. 1481.
36. Id., “Entdeckung eines neuen Planeten (68)”, Astronomische Nachrichten,1861, Vol. LV(13), No. 1309.
37. Id., “Fortgesetzte Beobachtungen des in Mailand entdeckten Planeten (68) Hesperia”, Astronomische Nachrichten, Vol. LV, No. 1310.
38. Id., “Gli anelli di Saturno”, Astronomische Nachrichten, Volume CVI(1), No. 2521, 1883.
39. ibid, English translation: “The Rings of Saturn”, Observatory, Vol. VI, 1883.
40. Schiaparelli, G. V., “Sopra alcune osservazioni fatte in Saturno ed in Marte”, Astronomische Nachrichten, Vol CII(6), No. 2430, 1882.
41. ibid, English Translation: “On some Observations of Saturn and Mars”,Observatory, Vol. V, 1882.
42. Id., “Ingresso di Venere sul disco solare, osservato a Milano il 6 Dicembre 1882” , Astronomische Nachrichten, volume 104, No. 2481, 1883.
43. Id., “Orbites cométaires, courants cosmiques, météorites”, Tr. M. A. Fleurot, Bulletin Astronomique, Serie I, vol. XXVII, 1910.
44. Id., “Sulla rotazione di Mercurio”, Astronomische Nachrichten, Vol. CXXIII, No. 2944, 1889.
45. Id., “Sur la relation qui existe entre les comètes et les étoiles filantes” Astronomische Nachrichten, volume LXVIII(20-21), 1867.
46. Id., “The Distribution of Land and Water on Mars” (Private letter to Professor Holden Dated April S, I893), Publications of the Astronomical Society of the Pacific, Vol. 5, No. 31, p.169-170.
47. id., Scritti sulla storia dell’astronomia antica. 3 vols. Bolgona, 1925-27.
48. id., “Le sfere omocentriche di Eudosso, di Callippo e di Aristotele”, Pubblicazione del Reale Osservatorio di Brera in Milano, Vol. IX, , 1875, l-63.
49. German translation by W. Horn, “Die homocentrischen Sphaeren des Eudoxus, des Kallippus und des Aristoteles”, Abhandlungen zur Geschichte der Mathematik ,vol. I, 1877, 101-198.
50. Stanislao Ferrari, P. G.,“ Ingresso di Venere sul disco solare osservato in Roma il 6 Dicembre 1882”, Astronomische Nachrichten, volume 104, No. 2488, 1883.
51. Strauss, David, “Percival Lowell, W. H. Pickering and the founding of the Lowell Observatory”, Annals of Science, Vol LI(1), 1994.
52. Van der Waerden, B. L., “Greek Astronomical Calendars: II. Callippos and his Calendar”, Archive for the History of Exact Science, V029(2), 1984.
53. Yavetz, Ido, “A New Role for the Hippopede of Eudoxus”, Archive for the History of Exact Sciences, Vol. LVI(1), 2001.
54. id., “On the Homocentric Spheres of Eudoxus”, Archive for the History of Exact Sciences, Vol. LII(3), 1998.
55. Thomason, Neil, “Could Lakatos, Even with Zahar's Criterion for Novel Fact, Evaluate the Copernican Research Programme?”, The British Journal for the Philosophy of Science, Vol. 43, No. 2 (Jun., 1992).
56. Mancha, J. L., “Right Ascensions and Hippopedes: Homocentric Models in Levi ben Gerson’s Astronomy: I. First Anomaly”, Centaurus, Vol. XLV, 2003.
57. Dreyer, J. L. E., History of Astronomy from Thales to Kepler, Cambridge, 1906.
58. Neugebauer, O., “The Chronology of the Hammurabi Age”, Journal of the American Oriental Society, Vol. LXI(1), 1941.
[1]. Piemonte/ Piedmont
[2]. Johann Franz Encke
[3]. Entdeckung eines neuen Planeten
[5]. Hesperia/ Esperia
[6]. Beobachtung der Hesperia (69)
[7]. Elemente und Ephemeride der Hesperia (69)
[8]. Cavaliere Mauriziano
[9]. Beobachtungen, Elemente …
[10]. Entwurf einer astronomischen Theorie der Sternschnuppen, Stetti, 1871.
[11]. “Sopra alcune osservazioni fatte in Saturno ed in Ma”
[13]. G. H. Pettengill and R. B. Dyce
[14]. Ingresso di Venere sul disco solare, osservato a Milano il 6 Dicembre 1882
[15]. On the Rotation Time of the Planet Venus
[16]. Le sfere omocentriche di Eudosso, di Callippo e di Aristotele
[17]. Die Vorläufer des Copernicus im Alterthum: historische untersuchungen; unter mitwirkung des verfassers ins Deutsche übertragen (Quandt & Händel, Leipzig, 1876).