آخرین نوشته ها
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۱٫۰۷۳ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۵۰
    بازدید از این یادداشت : ۶۵۱

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    xmlns:o="urn:schemas-microsoft-com:office:office"
    xmlns:w="urn:schemas-microsoft-com:office:word"
    xmlns:dt="uuid:C2F41010-65B3-11d1-A29F-00AA00C14882"
    xmlns:m="http://schemas.microsoft.com/office/2004/12/omml"
    xmlns:st1="urn:schemas-microsoft-com:office:smarttags"
    xmlns="http://www.w3.org/TR/REC-html40">








    اسکندرانی
    name="place"/>
    target="Alexandria%20medical%20school_files/props009.xml">

    href="Alexandria%20medical%20school_files/colorschememapping.xml">







    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>اسکندرانی
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>، مکتبی که اواخر سدۀ ۴ق‌م و اوائل سدۀ
    ۳ق‌م، با تلفیق آموزه‌های پزشکی یونان و برخی تجارب
    پزشکی مصری در اسکندریه شکل گرفت و منشأ پیشرفت‌ها و
    تحولاتی چشمگیر در پزشکی و بویژه در شاخۀ
    کالبدشناسی بود و دست کم تا سدۀ ۴م به حیات علمی خود
    ادامه می‌داد.



    البته پس از
    آنکه بطلمیوس اول
    (حک 323-283 ق‌مstyle='background:white'>) ملقب به سوتر (= رهاننده)،
    بنیانگذار دولت بطلمیوسان مصر، کتابخانه‌ای به موزئوم (=معبد
    «موزه‌ها»؛
    الهه‌ها یا ارواح الهام دهندۀ آفرینش ادبی و
    هنری) اسکندریه ملحق ساخت، و چنان که گفته‌اند، کاتبان
    بسیاری را به استنساخ، اصلاح، ویرایش و مقابله آثار
    علمی یونانی گماشت و به ویژه پس از آنکه جانشینش
    بطلمیوس دوم(حک
    ۲۸۳-۲۴۶
    ق‌م) ملقب به فیلادلفوس(= محبوب پدر) به غنای
    این کتابخانه افزود، بسیاری فیلسوفان و دانشوران
    یونانی و شاگردانشان به دعوت بطلمیوسان مصر و به انگیزه
    بهره‌مندی از فواید پژوهش در کتابخانه به اسکندریه رفتند
    dir=LTR> lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>(البته
    برخی دربارۀ میزان اهمیت این کتابخانه در رونق علوم
    در این شهر تردیدهایی ابراز کرده‌اند، مثلاً نک باگنال، dir=LTR>dir=LTR>348-362style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>؛ برای
    توضیحات بیشتر نک ه‌د، اسکندریه، کتابخانه
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>).
    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-ascii-font-family:AGaramond-Regular;mso-hansi-font-family:AGaramond-Regular;
    mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>مکتب ادبی اسکندریه
    نیز به نوبۀ خود و به واسطۀ نویسندگان نامداری چون
    آپولونیوس رودسی، تئوکریتوس، بیون و پولیبیوس
    گنجینه‌ای غنی از آثار حماسی، تعلیمی،
    مرثیه‌ای، هزلی، بزمی و تاریخی پدید
    آورد. آثار نحوی و زبانشناسی اسکندرانی در شمار بهترین‌ها
    بود. آریستارخوس و زنون آثار مهمی در باب سروده‌های هومر نوشتند
    و دیونوسیوس تراکی نخستین نحوی یونانی
    بود. در همین اسکندریه بود که بطلمیوس ـ که نظریاتش بعدها
    عنوان هیأت بطملیوسی به خود گرفت و اخترشناسانان تا سدۀ
    ۱۶م پیرو آن بودند ـ به پژوهش دربارۀ نجوم پرداخت؛ اراتوستنس طول نصف
    النهار را اندازه گرفت؛ اقلیدس، بنیانگذار هندسه به پژوهش در
    ریاضیات و به ویژه هندسه پرداخت، و آپولونیوس ـ پایه‌گذار
    مخروطات به عنوان شاخه‌ای از هندسه ـ به تحصیل پرداخت (نک ه‌د،
    ذیل مداخل یاد شده؛ نیز سلام، dir=LTR style='font-family:"AGaramond-Regular","serif";mso-bidi-language:FA'>dir=LTR>3, 5؛ ریل،
    dir=LTR>409dir=RTL>؛ ارسکاین، style='mso-bidi-language:FA'>38lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ کتل، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>966dir=RTL>؛ بل، dir=LTR>177-178dir=RTL>).
    به عبارت دیگر
    آنچه امروزه
    ریاضیات و نجوم یونانی خوانده می‌شود عملاً در
    اسکندریه شکل گرفت (نک لانگر،
    style='mso-bidi-language:FA'>109-125lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>). تحولات علمی و فرهنگی
    نشأت گرفته از شکوفایی اسکندریه چندان بود که سدۀ چهارم ق‌م
    را پایان عصر کلاسیک یونان و سدۀ سوم ق‌م میلادی
    را آغاز عصر هلنی یا یونانی‌مآبی می‌شمارند (ریل،
    dir=LTR>410dir=RTL>). اما تاریخ‌نگاران علم، از میان رشته‌های
    علمی مختلفی که در این شهر شکوفا شدند، تنها برای
    رشتۀ پزشکی مکتبی «اسکندرانی» قائل شده‌اند.



    مکتبstyle='mso-spacerun:yes'> پزشکی اسکندرانی را دو پزشک نامدار
    یونانی، هروفیلوس خالکدونیdir=LTR style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[۱] و سپس
    معاصر جوانترش اراسیستراتوس کئوسیclass=MsoFootnoteReference>2، با انتقال
    آموزه‌های پزشکی بقراطی از یونان به اسکندریه و تکمیل
    آن با بهره‌گیری از برخی دستاوردهای پزشکیstyle='mso-spacerun:yes'>
    و به ویژه کالبدشناسی مصریان
    باستان بنیاد نهادند (نون، dir=LTR>dir=LTR>206-207style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>؛
    سلام، dir=LTR>3, 5lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-ascii-font-family:AGaramond-Regular;mso-hansi-font-family:AGaramond-Regular;
    mso-bidi-language:FA'>؛ اشتادن، «کشفclass=MsoFootnoteReference>3»، 223lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-ascii-font-family:AGaramond-Regular;mso-hansi-font-family:AGaramond-Regular;
    mso-bidi-language:FA'>، جم؛style='mso-spacerun:yes'> «اسکندریۀ جالینوسclass=MsoFootnoteReference>4»، 181-182lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>؛ لانگریگ، طب
    قیاسی یونان
    ، style='background:white;mso-bidi-language:FA'>186-187dir=RTL>،
    «اراسیستراتوس»،
    style='background:white;mso-bidi-language:FA'>383dir=RTL>،
    «هروفیلوس»،
    316lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>). lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>این
    دو، و نیز پیروان هروفیلوس ـ که به آنها
    هروفیلیtitle="">style='font-size:12.0pt;mso-bidi-font-size:14.0pt;font-family:"Times New Roman","serif";
    mso-fareast-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-font-family:YKNazanin;
    mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:AR-SA'>[۲]

    گفته می‌شد style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>از جملۀ پزشکانی بودند که بعدها دگماتیست
    style='mso-footnote-id:ftn3' href="#_ftn3" name="_ftnref3" title="">class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[3]lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'> (یا راسیونلیست‌‌ها؛
    در دورۀ اسلامی: اصحاب قیاس) نامیده شدند (روکا، dir=LTR>dir=LTR>11-12؛ style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>اشتادن، «کشف»،
    style='mso-bidi-language:FA'>235lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ «اسکندریۀ
    جالینوس»، 184style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ نیز نک کانکینسون،
    dir=LTR>332,
    342
    dir=RTL>؛). اما برخی از پزشکان
    اسکندرانی بعدی، رویکردی دیگر را دنبال کردند و خود
    را
    آمپیریست‌2lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> (در دورۀ اسلامی: style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>اصحاب
    تجربه) نامیدند. فیلینوس کوسی، یکی از
    شاگردان هروفیلوس که به او پشت کرد، و چندی
    پس از او، سراپیون، از نخستین آمپریست‌های
    اسکندرانی بودند (اشتادن، «کشف»؛
    dir=LTR>235style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>dir=RTL>؛ «اسکندریۀ
    جالینوس»،
    184style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>کانکینسن،
    331dir=RTL>). چندی
    پس از آنکه آسکلیپیادس بیثوینیایی(
    lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>ه‌م)lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> دیدگاه‌های
    نوی خود را مطرح کرد، رویکرد
    lang=FA dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'> dir=RTL>style='mso-spacerun:yes'> (یا به تعبیر پزشکان دورۀ
    اسلامی: فرقه) سومی نیز پیدا شد که پیروان آن را lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>متودیست‌3lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> یا اصحاب حیل نامیدندlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> (دربارۀ آنان نک lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>کانکینسن،
    340-342dir=RTL>؛ نیز اشتادن، lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>«اسکندریۀ جالینوس»، dir=LTR>184,
    203-204
    dir=RTL>). البته lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>در
    برخی موارد دربارۀ این که lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>یک
    پزشک در زمرۀ کدام گروه است اختلاف نظر وجود دارد، تا جایی که
    درست بر خلاف کسانی که هروفیلوس را رئیس فرقۀ
    دگماتیست‌ها و نیز فیلینوس را رئیس فرقۀ
    آمپریست‌ها نامیده‌اند و به تصریح دربارۀ تفاوت روش هروفیلوس
    و آمپریست‌ها اشاره کرده‌اند (در واقع تجربیات حاصل از
    کالبدشکافی که هنر اصلی هروفیلوس بود، در نظریات
    پزشکی آمپریست‌ها و نیز متودیست‌ها جای
    چندانی نداشت؛ مثلاً نک روکا، dir=LTR>11-14, 42style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ اشتادن، «کشف»،
    dir=LTR>235-236dir=RTL>)style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>
    گروهی دیگر از او
    به عنوان «دگماتیست
    یlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>
    با گرایش آمپریستی» یاد کرده‌اند (style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>لانگریگ، طب قیاسی یونان،
    dir=LTR>186dir=RTL>،
    «کالبدشناسی»،
    458style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>).



    از روزگاران
    کهن تا سده‌های میانه، به سبب برخی ملاحظات مذهبی،
    اخلاقی و عرفی، کالبدشکافی
    انسان همواره با ممنوعیت شدید مواجه بود
    lang=FA dir=LTR style='background:white;mso-bidi-language:FA'>
    dir=RTL>(اشتادن، «کشف»، style='background:white;mso-bidi-language:FA'>225-231dir=RTL>
    اما در روزگار بطلمیوسان مصر فرصتی بی‌نظیر در
    اختیار هروفیلوس و سپس اراسیستراتوس و شاگردان این دو
    قرار گرفت که دست کم تا اواخر سده‌های میانه هرگز تکرار نشد وکالبدشکافی
    بدن انسان در انحصار پزشکان اسکندرانی باقی ماند. به گمان برخی
    پژوهشگران، بعید نیست که آشنایی با سنت حنوط مردگان در
    ضمن عمل مومیایی توسط مصریان باستان، محیطی
    را ایجاد کرده باشد که کالبدشکافی بدن با بیم و شبه مواجه نگردد
    (لانگریگ، طب قیاسی یونان،
    dir=LTR style='background:white;mso-bidi-language:FA'>187dir=RTL>،
    «اراسیستراتوس»،
    style='background:white;mso-bidi-language:FA'>383dir=RTL>،
    «هروفیلوس»،
    316lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>؛ قس نوتون، dir=LTR>dir=LTR>128-130, 213-214style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>، نون
    dir=LTR>dir=LTR>47). اینان با بهره‌مندی از
    این فرصت، به دستاوردهایی چندان درخشان دست یافتند که style='mso-spacerun:yes'>
    تا حدود ۱۵ سده پس از آن، کالبدشناسانی که
    نمی‌توانستند به کالبدشکافی بپردازند، نتوانستند چندان از آن فراتر
    روند (اشتادن، «کشف»، style='background:white;mso-bidi-language:FA'>223-224,
    231-234
    ). به گفتۀ جالینوس، دستاوردهای
    کالبدشناسی مکتب اسکندریه، نقطۀ اوج این رشته تا روزگار
    او بود وی از دستاوردها و شیوۀ کار هروفیلوس و
    یکی از پیروان اسکندرانی او به نام ائودموس با
    ستایش بسیار یاد می‌کند(اشتادن، «اسکندریۀ
    جالینوس»،
    181lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>، dir=LTR>dir=LTR>201؛ نوتون، dir=LTR style='background:white;mso-bidi-language:FA'>137dir=RTL>؛
    روکا،
    42lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>)dir=LTR>dir=LTR>.



    بی‌گمان قضاوت
    دربارۀ دستاوردهای مکتب پزشکی اسکندریه، بدون آگاهی
    از آنچه پیشتر یونانیان و مصریان بدان دست یافته
    بودند ممکن نخواهد بود. امروزه به سختی می‌توان دربارۀ آنچه از تجارب
    پزشکی مصریان باستان به اسکندریه رسیده بود و نیز
    میزان تأثیر این دستاوردها در شکل‌گیری مکتب
    پزشکی اسکندریه سخن گفت. اما
    می‌توان گفت مکتب پزشکی مصری دست کم تا مدتی در کنار مکتب
    یونانی در اسکندریه به فعالیت مشغول بوده و این دو
    مکتب بر یکدیگر تأثیراتی متقابل داشته‌اند تا آنکه
    سرانجام مکتب پزشکی اسکندرانی از این میان بیرون
    آمده است. بطلمیوسان مصر همواره
    پشتیبانان ایزدان مصری و یونانی درمانگری
    بوده‌اند و بطلمیوس هشتم معبدی برای ایمهوتپ ـ ایزد
    پزشکی در نزد مصریان و همچند آسکلیپیوس در اساطیر
    یونانی ـ ساخته بود. کلمنت اسکندرانی (سدۀ ۲م) به شش اثر
    با مضمون پزشکی که از مصر باستان رسیده بود (دربارۀ:
    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-ascii-font-family:AGaramond-Regular;mso-hansi-font-family:AGaramond-Regular;
    mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:FA'>ساختار اندام‌ها، بیماری‌ها،
    ابزارهای پزشکان، داروها، چشم و بیماری‌های آن، و
    بیماری‌های زنان) اشاره می‌کند. احتمالاً در lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-ascii-font-family:AGaramond-Regular;mso-hansi-font-family:AGaramond-Regular;
    mso-bidi-language:FA'>کتابخانۀ اسکندریه نسخه‌هایی از
    آثار پزشکی مصری روی طومارهای پاپیروسی
    نگهداری می‌شده که طی دو آتش‌سوزی مشهور این
    کتابخانه (نک اسکندریه، کتابخانه) از میان رفته‌اند و تنها شمار
    اندکی از آنها به دست ما رسیده‌اند (سلام، dir=LTR style='font-family:"AGaramond-Regular","serif";mso-bidi-language:FA'>dir=LTR>5-6؛ نون، 206-207lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    background:white;mso-bidi-language:FA'>).



    دربارۀ
    میراث پزشکی یونانی در زمینۀ
    کالبدشناسی که به هروفیلوس و اراسیستراتوس ـ بنیانگذاران
    مکتب پزشکی/کالبدشناسی اسکندریه رسیده بود ـ آگاهی
    بیشتری در دست است.
    آلکمایون
    کرُتونائیtitle="">style='font-size:12.0pt;mso-bidi-font-size:14.0pt;font-family:"Times New Roman","serif";
    mso-fareast-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-font-family:YKNazanin;
    mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:FA'>[۴]

    (سدۀ ۶ق‌م)، بزرگ‌ترین پزشک یونانی پیش از بقراط،
    نخستین پزشکی بود که به کالبدشکافی دست زد و دریافت که مرکز
    فعالیت فکری، مغز است دیدگاهی که بقراط و افلاطون و بعدها
    هروفیلوس، اراسیستراتوس و پیروان اسکندرانی آنان و
    سرانجام جالینوس از آن پیروی کردند اما امپدکلس (۴۹۲-۴۳۲ق‌م)
    برخلاف آلکمایون قلب را جایگاه خرد دانست و ارسطو و مشائین نیز
    به پیروی از او به این دیدگاهstyle='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'> lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>بدویِ
    و نادرست باورداشتند. (برنت، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>194, 201dir=RTL> lang=FA>؛ لانگریگ، طب قیاسی یونانdir=LTR style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[5]، dir=LTR>60-62dir=RTL>؛ سارتن، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/77lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ نیز نک: لوید، «آلکمایون»
    dir=LTR>113-147style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>). از
    میان آثار اصیل بقراط، هیچ یک به تشریح اختصاص
    ندارد اما رسالۀ «دربارۀ بیماری مقدس۲» (صرع)،
    وی اطلاعات کالبد شناختی درخور توجهی دارد (بقراط،
    dir=LTR>153dir=RTL>، جم؛ جونز، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>II/133lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ سارتن، style='mso-bidi-language:FA'>I/98style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ برنت،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>194dir=RTL>؛ نیز لانگریگ،
    طب،
    92-93style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>). گذشته از این جالینوس
    با مراجعه به آثار مختلف بقراط، کتابی دربارۀ اطلاعات
    کالبدشناختی وی نوشته بود (نک ادامۀ مقاله). دیوکلس
    کاروستوسیtitle="">style='font-size:12.0pt;mso-bidi-font-size:14.0pt;font-family:"Times New Roman","serif";
    mso-fareast-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-font-family:YKNazanin;
    mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:FA'>[۶]

    (فعال در اواخر سدۀ ۴ ق‌م در آتن) ـ چنان که جالینوس گوید ـ
    نخستین پزشکی بود که اثری با عنوان «دربارۀ تشریحstyle='mso-footnote-id:ftn7' href="#_ftn7" name="_ftnref7" title="">class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۷]»
    نوشت. وی همچنین به تشریح حیوانات و وصف جنین انسان
    در ۲۷ و ۴۰ روزگی پرداخت (لانگریگ، طب ، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>161-164dir=RTL>؛ سارتن، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/121lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ داننفلدت، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>106dir=RTL>). name=Aristotle>ارسطو گرچه با پایه‌گذاری آسیب‌شناسی
    تطبیقی گام مهمی در این زمینه برداشته بود (سارتن،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/128lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>)؛ اما آگاهی وی از کالبد
    شناسی داخلی بدن انسان بسیار اندک و بویژه نظرش
    دربارۀ ساختار قلب عاری از هرگونه دقت بود (لانگریگ، طب،
    dir=LTR>150, 169-170style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ برنت،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>194dir=RTL>؛ سارتن، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/128-129lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ نیز بالمه، dir=LTR>264-265dir=RTL>؛
    ویلسون،
    266-267style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>).
    شاگردش تئوفراستوس، در زمینۀ جایگاه خرد، به جای
    پیروی از استاد، آشکارا از دیدگاه آلکمایون
    پیروی کرد (سارتن،
    I/126,143dir=RTL>). به گفتۀ جالینوس،
    پراکساگوراس کوسیname="_ftnref8" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[۸]
    (تولد: حدود ۳۴۰ق‌م)، استاد هروفیلوس، علاقۀ اندکی به
    تشریح از خود نشان می‌داد. جالینوس از دیدگاه وی
    مبتنی بر آنکه قلب مرکز خرد، احساسات و روح است انتقاد می‌کرد و برآن
    بود که وی بدون پرداختن به کالبدشکافی چنین عقیده‌ای
    را ابراز کرده است (لانگریگ، «پراکساگوراس»، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>128dir=RTL>).



    هروفیلوس
    (فعال در اواخر سدۀ ۴ق‌م؛ در
    منابع عربی: ایروفیلس، نک حنین: شم ۴۵) style='background:white'> در خالکدون در
    بوثینیا زاده شد. او نزد پراکساگوراس و خروسیپوس،
    نامدارترین فیلسوفان و پزشکان آن روزگار تحصیل کرد و سپس
    برای ادامۀ کار به اسکندریه رفت. وی
    بزرگ‌ترین
    کالبدشناس دنیای باستان و بنیانگذار کالبد شناسی به صورت
    یک نظام علمی بود. به گفتۀ جالینوس وی نخستین
    کسی بود که به تشریح انسان پرداخت. مشاهدات تازه و درستی در
    این رشته به انجام رساند در پیشرفت این فن و دقیق‌تر شدن
    واژگان آن مؤثر بود. کلسوس به نقل از گروهی از دگماتیست‌ها آورده است
    که هیچ کس نمی‌تواند بدون آگاهی کامل از ساختار بدن و اندام‌های
    داخلی آن، برای درمان بیماری دارو تجویز کرد. در
    نتیجه آنان [اصحاب قیاس] بر این باورند که هروفیلوس و
    اراسیستراتوس پیشتر این کار (شناخت اندام‌های
    درونی) را به بهترین وجه انجام داده‌اند آن هنگام که به شکافتن کالبد
    انسان‌های زنده پرداختند، مجرمانی که از زندان پادشاه (احتمالاً
    بطلمیوس اول و دوم) فرستاده می‌شدند در حالی که همچنان نفس
    می‌کشیدند (کلسوس،style='mso-bidi-language:FA'> style='mso-bidi-language:FA'>Prooemium, 23lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>)؛ اما خود کلسوس در
    تأیید یا تکذیب آنچه در ضمن این نقل قول
    دربارۀ هروفیلوس و اراسیستراسوس گفته شد هیچ نگفته است. ترتولیان
    (۱۵۰-۲۲۲م) یکی از نویسندگان برجستۀ مسیحی،
    به همین مناسبت هروفیلوس را یک قصاب می‌نامید. ولی
    جالینوس بی‌آنکه مستقیماً به تشریح انسان زنده اشاره کند،
    تنها تأکید می‌ورزد که هروفیلوس آگاهی‌های کالبد شناختی
    خود را نه از راه کالبدشکافی حیوانات، که از کالبدشکافی نوع بشر
    به دست آورده است (نک روکا، style='mso-bidi-language:FA'>12, 34-35dir=RTL>؛
    لانگریگ، «کالبدشناسی»،
    style='mso-bidi-language:FA'>460lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ لوید، «یادداشتی»،
    dir=LTR>173dir=RTL>؛ کانکینسن، style='mso-bidi-language:FA'>324-325lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>). از جمله مشاهدات کالبد شناسی
    او این‌هاست: توصیف جزء به جزء مغز (بخشی از مغز را به نام
    وی نامیده‌اندname="_ftnref9" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[۹])، تمیز
    میان اعصاب حرکتی و حسی، شناخت کار اعصاب‌، توصیف خوبی
    از اعصاب بینایی چشم‌، از جمله شبکیه‌، توصیف بسیار
    بهتری از دستگاه عروقی‌، توصیف دقیق کبد، غدد بزاقی‌،
    لوزالمعده‌، اندام‌های تناسلی‌، تمایز آشکار میان سرخرگ‌ها
    و سیاهرگ‌ها و اشاره به این نکته که سرخرگ‌ها شش بار ضخیم‌تر از
    سیاهرگ‌ها هستند. وی بر خلاف ارسطو تأکید کرد که در سرخ‌رگها
    خون جاری است نه هوا، و تنها پس از مرگ باز و خالی می‌شوند (روکا،
    dir=LTR>35-39, 160style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ اشتادن، «کشف»،
    dir=LTR>223-224dir=RTL>، «اسکندریۀ
    جالینوس»،
    183style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ لانگریگ، «هروفیلوس»،
    جم؛ کانکینسن،
    322-327style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ کریولاتو و دیگران،
    dir=LTR>119-120dir=RTL>؛ کالکینسstyle='mso-spacerun:yes'> و دیگران، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>121-123, 128dir=RTL>؛ سارتن، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/159lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ سلام، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>6dir=RTL>، نون، dir=LTR>207dir=RTL>؛ لکلر، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/263lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>).style='mso-bidi-language:FA'>



    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>اراسیستراتوسhref="#_ftn10" name="_ftnref10" title="">dir=LTR style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[۱۰]

    (تولد: ۳۰۴ ق‌م) کالبد شناس نامی یونانی را می‌توان از
    بنیان‌گذاران آسیب شناسی تطبیقی و نیز
    بنیان‌گذار کالبد شناسی آسیب شناسانهclass=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۱۱]
    نامید. توصیف هروفیلوس از مغز را بهبود بخشید و مخ و مخچه
    را به دقت از یکدیگر تمیز داد، بخشی از مغز امروزه نام
    وی را بر خود دارد (روکا، style='mso-bidi-language:FA'>39-42, 151-153dir=RTL>؛ کانکینسن،
    dir=LTR>327-331style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ لانگریگ،
    «اراسیستراتوس»، جم؛ کریولاتو و دیگران،
    dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>119-120dir=RTL>؛ کالکینسstyle='mso-spacerun:yes'> و دیگران، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>121-123, 128dir=RTL>؛ سارتن، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>I/159-160lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>؛ نون، dir=LTR style='mso-bidi-language:FA'>207-208dir=RTL>). مسلمانان به
    واسطۀ کتابی که جالینوس دربارۀ دانش کالبد شناسی اراسیستراتوس
    نوشته بود، با دیدگاه‌های او در این زمینه
    آشنایی داشتند. به گزارش حنین بن اسحاق، جالینوس در
    این اثر، پس از ذکر دیدگاه‌های اراسیستراتوس،
    دربارۀ درستی و نادرستی آنها به داوری پرداخته است.
    این کتاب را حنین از یونانی به سریانی ترجمه
    و تلخیص کرد و حبیش نیز این تلخیص را با عنوان کتاب
    فی علم اراسسطراطس
    (قس ابن ندیم، ۲۹۰: ارسطوطالیس)
    فی التشریح
    به عربی برگرداند (حنین، شم ۲۸). جالینوس
    کتابی دیگری نیز در ۸ مقاله دربارۀ روش‌های
    درمانی اراسیستراتوس و داوری دربارۀ آنها نوشت (کتاب
    فی افکار ارسسطاطس فی مداواة الامراض
    ) که اسحاق بن حنین آن
    را به سریانی ترجمه کرد (حنین، شم ۷۷). جالینوس در کتاب حیلة
    البرء
    (چارۀ بهبود) نیز به بحث دربارۀ چگونگی درمان
    به روش قیاس سخن گفته و «شالوده‌های نادرستی را که
    اراسیستراتوس و یارانش بنیاد نهاده‌اند» رد کرده است (حنین
    ، شم ۲۰). اراسیستراتوس با رگزنی مخالف بود و در روزگار جالینوس
    شماری از پزشکان رومی از او
    پیروی می‌کردند. جالینوس در مخالفت با این
    دیدگاه او و پیروانش و نیز دربارۀ مواردی که به نظر
    او به رگزنی نیاز می‌افتد کتاب فی الفصد را نوشت
    (حنین، شم ۷۱). جالینوس همچنین، در رد نظرات یکی از
    پیروان اراسیستراتوس، اطلاعات بقراط در زمینۀ تشریح
    را که در آثار مختلف وی پراکنده بود، در کتابی دارای ۵ مقاله
    گرد آورد. این کتاب را ایوب رهاوی و سپس حنین آن را از
    یونانی به سریانی ترجمه کردند و حبیش نیز
    ترجمۀ دوم را با عنوان کتاب فی علم بقراط بالتشریح به
    عربی درآورد (حنین، شم ۲۷؛ نیز نک ابن ابی اصیبعه، 1/93-98).



    مارینوسstyle='mso-footnote-id:ftn12' href="#_ftn12" name="_ftnref12" title="">class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۱۲]،
    کالبدشناس اسکندرانی بر اساس مشاهدات خود، اثری مفصل در ۲۰ مقاله
    (کتاب) نوشت. جالینوس نزد دو تن از شاگردان کوئینتوسstyle='mso-footnote-id:ftn13' href="#_ftn13" name="_ftnref13" title="">class=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۱۳] ـ
    شاگرد مارینوس ـ به نام‌های ساتوروسclass=MsoFootnoteReference>3 و
    نومیسیانوس
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>4lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> و نیز شاگرد این یک به نام پلپسclass=MsoFootnoteReference>5
    کالبدشناسی آموخت. جالینوس، مارینوس را بسیار می‌ستود
    و در زمینۀ کالبدشناسی از دیدگاه‌های او
    تأثیر بسیار گرفته بود(سارتن،
    I/281dir=RTL>؛ اشتادن، «اسکندریۀ جالینوس»، dir=LTR>182dir=RTL>؛ نوتون، dir=LTR>213dir=RTL>). وی
    تلخیصی از کتاب مارینوس در ۴ مقاله فراهم آورده بود (کتاب
    فی اختصار کتاب مارینس فی التشریح
    ). از میان
    آثار مارینوس و شاگردانش و نیز تلخیص جالینوس، هیچ
    یک امروزه برجای نمانده‌اند و تنها به واسطۀ رسالۀ پیناکس
    (در عربی: فینکس = الفهرست) جالینوس که سیاهۀ آثار او
    و شرحی مختصر دربارۀ
    هریک را در بر دارد، از وجود چنین آثاری مطلع شده‌ایم (حنین،
    شم22).



    روفوس افسوسی کالبد
    شناس برجسته‌ای بود که پژوهش‌های وسیع وی دربارۀ
    مباحث مختلف تشریح از آثار هروفیلوس و اراسیستراتوس تأثیر
    بسیار گرفته بود. وی دربارۀ تشریح میمون‌ها و خوک‌ها
    پژوهشی استادانه داشت. به تفاوت میان اعصاب حسی و حرکتی
    پی برد. ساختمان چشم را بهتر از پیشینیان خود توضیح
    داد. برای نخستین بار صلیب بصریclass=MsoFootnoteReference>class=MsoFootnoteReference>[۱۴]
    را
    توصیف کرد و از عدسی چشم با عنوان جسمی عدس‌مانند یاد کرد
    که کهن‌ترین اشاره به شکل واقعی عدسی چشم به شمار می‌رود.
    مهم‌ترین نوشتۀ موجود او رساله‌ای مقدماتی در تشریح
    است که کهن‌ترین فهرست اصطلاحات این فن را در بر دارد. در رسالۀ
    دیگر وی در تشریح انسان برای نخستین بار کبد به
    صورت عضوی دارای ۵ بخش توصیف شده است. در رسالۀ خود
    دربارۀ نبض، این ضربان را به درستی به انقباض قلب و نه انبساط
    آن نسبت داده است (سارتن، I/281-282dir=RTL>). حنین
    شاید به واسطۀ پژوهش‌های روفوس دربارۀ کالبد شناسی
    چشم، کتاب فی تشریح العین را که به نظر وی به غلط
    به جالینوس منسوب است، از آن روفس
    یا پزشکی فروتر از دانسته است (شم 35).



    جالینوس‌ (۱۲۹-۱۹۹م)،
    نامدارترین دانش‌آموختۀ اسکندریه، کالبد بسیاری از
    حیوانات‌، و شمار اندکی کالبد انسانی را شکافت، در زمینه کالبدشناسی‌،
    وظایف اعضای بدن، جنین‌شناسی‌ و آسیب شناسی
    نکات بسیاری را کشف کرد. از جمله چگونگی کار تنفس و نبض‌، کار کلیه‌ها،
    مخ و مغز تیره در سطوح مختلف‌. او به‌طور تجربی ثابت کرد که سرخرگ‌ها
    حاوی و حامل خون است‌ و بریدن حتی یک سرخرگ کوچک کافی
    است تا در عرض نیم ساعت یا کم‌تر تمام خون از بدن‌ خارج شود، دهلیز
    راست پس از سایر بخش‌های قلب از تپش بازمی‌ایستد و می‌میرد.
    مزیت عمدۀ‌ او در انتظام و وحدت بخشیدن به معلومات و تجارب طبی‌
    یونانیان است (سارتن،
    I/301-302dir=RTL>)‌.



    چنان که پیشتر گفته شد،
    پژوهشگران تاریخ علم عموماً پایان مکتب پزشکی اسکندرانی
    را اواخر سدۀ ۴م (یعنی همزمان با برچیده شدن
    کتابخانۀ اسکندریه) دانسته‌اند. اما این شهر دست کم تا دو سده
    پس از آن نیز همچنان به عنوان یکی از مراکز آموزش پزشکی
    از شهرت و اعتباری خاص برخوردار بوده است. از میان پزشکان
    نامداری که در سدۀ ۴ تا ۶م در اسکندریه به تحصیل
    پزشکی پرداختند به اینان می‌توان اشاره کرد: ۱. اوریباسیوس
    (سدۀ ۴م)، که به ویژه کناش او در میان مسلمانان شهرت داشت (ه‌م،
    نیز لکلر،
    I/253-255dir=RTL>)؛ ۲. آئتیوس
    آمدی، پزشک ژوستینیان اول که مسلمانان با آثار او در چشم‌پزشکی
    آشنایی داشتند (لکلر،
    I/265dir=RTL>)؛ ۳. هرون پزشک مشهور که مسلمانان او را با نام اهرن/اهرون القس
    (هرون کشیش) می‌شناختند و نباید او را با هرون اسکندرانی
    مکانیک‌دان مشهور اهرون المخانیقی (مکانیکی) اشتباه
    گرفت. کناش هرون نخستین اثر پزشکی بود که در دورۀ اسلامی
    به عربی ترجمه شد. این اثر را پزشکی ایرانی از مردم
    بصره به نام ماسرجویۀ یهودی در روزگار خلافت مروان بن حکم
    از روی ترجمۀ یونانی به سریانی گوسیوس
    به عربی درآورد و دو مقاله نیز به ۳۰ مقالۀ روایت
    اصلی افزود (ابن ندیم، ۲۹۷، ابن جلجل، ۶۱؛ ابن ابی اصیبعه،
    ۱/۱۰۹، ۱۶۳-۱۶۴، ۲۰۴؛ نیز: قفطی، ۸۰، ۳۲۴-۳۲۶؛ قس تمیمی، ص۹۸،
    که بر آن است که اهرن این کناش را به سریانی نوشته و شاگردش
    ماسرجویه! آن را به عربی درآورده است)؛ ۴. پاولوس
    آیگینایی (در منابع دورۀ اسلامی: بولس
    اجانیطی) که کناش او نیز از مهم‌ترین منابع پزشکان
    دورۀ اسلامی بوده است (ابن ندیم، ۲۹۳؛ قفطی، ۲۶۱، ابن
    ابی اصیبعه، 1/103).



    گذشته از این پزشکان، در سدۀ ۶م
    شماری از پزشکان اسکندرانی با توجه به پرشمار و
    حجیم
    بودن مجموعۀ آثار جالینوس، به این
    نتیجه رسیدند که برای استفادۀ آموزشی از این
    آثار، باید شماری از این آثار را انتخاب کرد و این انتخاب
    نیز باید با تلخیص همراه شود. در نتیجه آنان با هدف
    گردآوردن متونی مناسب برای تدریس، با بازنگاری، شرح class=GramE>و تلخیص
    ۲۲ اثر جالینوس در قالب 16 عنوان، lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>مجموعه‌ای فراهم آوردند که به جوامع
    الاسکندرانیینname="_ftnref15" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[۱۵]
    مشهور شد. شهرت این مجموعه در میان مسلمانان چندان بود که آنان عموماً
    آثار جالینوس را به دو دستۀ آثار در شمار «کتب شانزده‌گانه» یا
    «کتب جالینوس الستة العشر» و آنچه از این مجموعه بیرون است
    تقسیم می‌کردند (مثلاً ابن ندیم، ۲۹۲). به عبارت دیگر
    حتی تقسیم اسکندرانی این آثار به ۱۶ عنوان از تقسیم
    بندی اصلی مشهورتر بود. در منابع دورۀ اسلامی و نیز
    در میان پژوهشگران تاریخ پزشکی دربارۀ پزشکان دست‌اندرکار
    این مجموعه اختلاف نظر وجود دارد. ابن ندیم تحت عنوان «نام
    شماری از پزشکان قدیم» از چهار پزشک اسکندرانی یاد
    می‌کند که روزگارشان برای او روشن نبوده است و به گمان وی، مفسر
    آثار جالینوس و به ویژه آثار شانزده‌گانه او بوده‌اند. بدین
    صورت: استفانوس (اصطفن)، گسیوس (جاسیوس)، انقیلاوس (که نام
    اصلی او بر ما شناخته نیست) و مارینوس(ابن
    ندیم، ۲۹۲). ابن جلجل در «طبقۀ پنجم» از کتاب طبقات الاطباء
    خود، از «حکیمان اسکندرانی» یاد می‌کند که همۀ آثار
    جالینوس را تلخیص کردند و سپس از آنها، روایاتی با عنوان
    عمومی «جمل» (روایات خلاصه) و «جوامع» (بازنگاری‌های
    همراه با شرح و تلخیص) ترتیب دادند تا فهم و از بر کردن آنها آسان‌تر
    شود، اما در اصل کتاب‌ها دست نبردند؛ و سرپرست این پزشکان اسکندرانی،
    انقیلاوس بود که از سخنان جالینوس، کتابی در ۱۳ مقاله فراهم
    آورد(شاید مقصود این بوده که از ۱۶ کتاب مشهور به جوامع، تدوین
    نهایی ۱۳ کتاب کار انقیلاوس بوده است؛ ابن جلجل، ۵۱؛ قس
    قفطی، ۷۱-۷۲). ابن ابی اصیبعه به نقل از ابن بطلان شمار استادان
    اسکندرانی دست‌اندر کار گردآوری جوامع را هفت تن یاد کرده و با
    حذف نام مارینوس، استفانوس، گسیوس، انقیلاوس، یحیی
    نحوی، ثئودوسیوس (ثاودوسیوس)، اکلیلاوس(؟)، و
    پالادیوس (فلاذیوس/بلاذیوس) را به عنوان دست‌اندرکاران
    این مجموعه یاد کرده است (ابن ابی
    اصیبعه، ۱/۱۰۳؛ نیز مایرهوف،
    dir=LTR>393-398lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>dir=RTL>). ابن هندو هنگام برشمردن سه «ترتیبی» که در آموزش
    علوم رایج است - یعنی بر حسب تقدم در
    طبع، و تقدم در شرف و تقدم بر حسب ترتیب آموزشی- آورده است که پزشکان
    اسکندرانی در آموزش آثار جالینوس، راه سوم یا «ترتیب تعlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>لیمی» را برای دانش‌آموز آسان‌تر و به
    فهمش نزدیک‌تر است پیموده‌اند (ابن هندو، ۵۹-۶۰). به گفتۀ
    حنین (شم ۷) جالینوس بر آن بود که دانشجوی پزشکی
    باید آموختن علم تشریح را بر همۀ فنون آن مقدم دارد. زیرا
    آموختن طب قیاسی بدون دانش تشریح ناممکن است. در نتیجه
    وی بر آن بود که دانشجویان باید مجموعۀ آثار وی
    دربارۀ تشریح را که غالباً خطاب به دانشجویان نوشته شده پس از
    کتاب فی الفرق و پیش از آثار دیگر وی بخوانند
    (همو، ذیل شم ۲۰). اما ترتیبی که پزشکان اسکندرانی
    برگزیده بودند بسیار متفاوت بود. حنین هنگام برشمردن آثار ترجمه
    شدۀ جالینوس، چنان که خود گوید این آثار را به
    ترتیب مورد نظر اسکندرانیان ذکر کرده است. بر اساس این گزارش، اسکندرانیان
    پس از کتاب فرق الطب، کتاب الصناعة
    الطبیة
    (مشهور به الصناعة الصغیرة) ، سپس lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>النبض
    الی طوثرون
    ، كتاب إلى أغلوقن فی التأتی لشفاء
    الأمراض
    ،
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>الاسطقسات
    ، المزاج،
    کتاب التشریح (مجموعه‌ای
    مشتمل بر این چهار اثر جالینوس: تشریح العظام، تشریح
    العضل
    ، تشریح العصب و تشریح العروق)؛ و سپس کتاب العلل
    و الاعراض
    (مشتمل بر چهار اثر مستقل جالینوس) و پس از اینها شش
    اثر دیگر از جالینوس را می‌خوانده‌اند (حنین، شم ۳-۲۰؛
    وی رسالۀ شانزدهم این مجموعه یعنی جوامع
    تدبیر الاصحاء
    را یاد نکرده است).
    style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>حنین
    پس از برشمردن این آثار افزوده است: این کتاب‌هایی است که
    در مدرسۀ پزشکی اسکندریه به تدریس آنها بسنده می‌کردند
    و به همان ترتیبی که گفتم آنها را می‌خواندند.
    یعنی هر روز برای خواندن و فهم یکی
    از آنها گرد می‌آمدند، همچنان که امروزه اصحاب نصارای ما در آموزشگاه‌هایی
    که معروف به اِسکول است هر روز برای خواندن یکی از کتب متقدمان
    و یا سایر کتب گرد می‌آیند. هر یک از استادان
    اسکندرانی پس از مهارت در این کتب به تدریس آن می‌پرداختند.
    همچنان که امروزه یاران ما تفاسیر کتاب‌های متقدمان را می‌خوانند.
    اما جالینوس بر این نبوده که کتاب‌هایش بر این روش قرائت
    گردد... (شم 20)



    ابن هندو از استاد خود
    ابوالخیر خمار نقل می‌کند كه اسكندرانیان در این جمع‌آوری
    کوتاهی كرده‌اند، چون لازم بوده است كه در بارۀ اغذیه و
    ادویه و اهویه هم سخن بگویند. در ترتیب هم راه درست نرفته‌اند،
    چون جالینوس خود از تشریح آغاز كرده و سپس به قوا و افعال و آنگاه به
    اسطقسات پرداخته است (ص ۶۳). اما خود ابن هندو منظور پزشکان اسکندرانی را از
    تدوین این جوامع، بیشتر آموزشی می‌داند و می‌گوید
    مقصود ایشان این نبوده است که پزشکان تنها به خواندن این ۱۶
    کتاب اکتفا کنند، بلکه علت انتخاب این كتابها این بوده كه به
    تعلیم و تفسیر نیاز دارند و دانشجو نمی‌تواند به
    تنهایی به معانی آنها پی ببرد. اما كتابهای
    دیگر جالینوس را با تسلط بر این کتابها که برای
    کتابهای دیگر به منزلۀ پایه محسوب می‌شوند،
    می‌تواند بفهمد (ابن هندو، 64).



    به هر حال بسیاری
    از پزشکان دورۀ اسلامی همچون ابن خمار این کار استادان
    اسکندرانی را موجب افت کیفی آموزش پزشکی می‌دانستند.
    ابن ابی صادق نیشابوری(ه‌م) در پایان شرح خود بر المسائل
    حنین آورده است که مردمان پیشین تا بر تمامی اجزای
    دانش پزشکی اطلاع نمی‌یافتند، راضی نمی‌شدند، اما
    پس از آنکه همت‌ها در این کار قاصر شد تنها به مطالعۀ خلاصه‌ای
    که اسکندرانی‌ها از ۱۶ کتاب جالینوس فراهم آورده بودند (جوامع
    الاسکندرانیین
    ) بسنده کردند. اما چون همت متأخرین از
    این نیز کمتر شد،
    بزرگان، جویندگان
    پزشکی را به خواندن کتبی از اصول طب سفارش می‌کردندکه عبارت
    بودند از: مسائل حنین، فصول بقراط و یکی از دوکناش جامع درمان
    که بهترین آنها کناش ابن سرابیون است (حاجی خلیفه، ذیل
    «طب»، 4/
    127style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>-128).



    از اظهارات حنین بن
    اسحاق دربارۀ ترجمۀ مجمو‌عه‌ای از آثار جالینوس ـ موسوم
    به العلل و الاعراض ـ توسط سرجس
    رأس العینی می‌توان دریافت که دست کم در اواخر سدۀ
    ۶م کسانی در اسکندریه به کار ترجمۀ آثار یونانی به
    سریانی مشغول بوده‌اند. به گفتۀ او سرجس یک بار پیش
    از آنکه در مدرسۀ («کُتّاب») اسکندریه در کار ترجمه ورزیده گردد
    و یک بار نیز پس از آن این مجموعه را به سریانی
    ترجمه کرد (شم 14).



    مآخذlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>: ابن ابی اصیبعه، احمد، lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>عیون
    الانباء
    فی طبقات الاطباءlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>،
    به کوشش آstyle='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>گوست
    مولر،
    قاهره، style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>1299ق/1882مlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> (تجدید چاپ در مجموعۀ الطب الاسلامی، ج
    1-2، فرانکفورت، 1416ق/1995م)؛ ابن جلجل، سلیمان، طبقات
    الأطباء و الح
    کlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>ماءlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>،
    به کوشش فؤاد سید، قاهره،
    ۱۹۵۵م؛ ابن ندیم، الفهرست، به کوشش گوستاو فلوگل،
    لایپزیگ،۱۸۷۱-۱۸۷۲م (تجدید چاپ: فرانکفورت، در ضمن مجموعۀ
    تاریخ العلوم و تصنیفها فی العالم الاسلامی، ج 1،
    1426ق/2005م)؛
    ابن هندو، علی، مفتاح الطب و منهاج الطلاب، به
    کوشش مهدی محقق و محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، 1368ش؛
    lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'> تمیمی، محمد، style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>مادlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>ة
    البقاء فی اصلاح فساد
    الهواء و التحرز من ضرر الاوباء
    ، به کوشش
    یحیی شعار، قاهره، ۱۹۹۹م؛ حاجی خلیفه، کشف
    الظنون
    ، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، ج ۴، ۱۸۴۵؛ حنین بن
    اسحاق،
    رسالlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>ة
    الی علی بن
    یحیی فی ذ
    کlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>ر
    ماترجم من
    کlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>تب
    جالینوس
    ، به کوشش برگشترسر (نک مل‍
    برگشترسر)؛
    قفطی، تاریخ الحlang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>ک
    ماءlang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>،
    اختصار زوزنی، lang=AR-SA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>به
    کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ، 190lang=FA style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>3م (تجدید چاپ در
    مجموعۀ الفلسفة الاسلامیة، فرانکفورت، ج۲، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۹م؛ نیز:



    Bagnall, Roger S.,
    “Alexandria: Library of Dreams”, Proceedings of the American Philosophical
    Society
    , Vol. CXLVI(4), 2002; style='mso-bidi-language:FA'>Balme, D. M., «Arsitotle: Natural History and
    Zoology», Dictionary of Scientific Biography, Ed. Ch. C. Gillispie, New
    York, Vol. I, 1981; Bell,
    H. I., “Alexandria”, The Journal of Egyptian Archaeology, Vol.
    XIII(3&4), 1927;
    Bergstrstyle='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-bidi-font-family:"Times New Roman"'>ä
    style='mso-bidi-font-size:12.0pt'>sser, G., Hunain ibn Ish­style='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-bidi-font-family:"Times New Roman"'>āstyle='mso-bidi-font-size:12.0pt'>q über die syrischen und
    arabischen Galen-Übersezungen
    , Leipzig, 1925; style='mso-bidi-font-size:12.0pt'>Bergsträstyle='mso-bidi-font-size:12.0pt'>sser, G., Hunain ibn Ish­style='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-bidi-font-family:"Times New Roman"'>āstyle='mso-bidi-font-size:12.0pt'>q über die syrischen und
    arabischen Galen-Übersezungen
    , Leipzig, 1925; Burnet,
    John, Early Greek Philosophy, London,1920; Calkins, Casey M. & James P.
    Franciosi &
    style='mso-bidi-language:AR-SA'>Gary L. Kolesari, “Human Anatomical Science and
    Illustration:dir=RTL> The Origin
    of Two Inseparable Disciplines”,
    Clinical
    Anatomy
    , Vol XII, 1999; Cattell,
    J. McKeen, “The Academy of Sciences”, Science, New Series, Vol. XVI, No.
    416, 1902; Celsus, De medicina, tr. W. G. Spencer, Loeb Classical
    Library, London/Massachusetts, 1935 (reprint: 1971); Crivellato, Enrico, &
    Franco Mallardi & Domenico Ribatti, “Diogenes of Apollonia: A Pioneer in
    Vascular Anatomy”, The Anatomical Record (Part B: New Anat.), 2006; Dannenfeldt,
    K. H.,
    , «Diocles of Carystus», Dictionary of Scientific Biography,
    Ed. Ch. C. Gillispie, New York, Vol. IV, 1981; Erskine, Andrew, “Culture and Power in Ptolemaic Egypt: The Museum and
    Library of Alexandria”, Greece & Rome, Second Series, Vol. XLII(1),
    1995;
    Hippocrates ,”The Sacred Disease” , [works of] Hippocrates, tr.
    Jons, Loeb Classical Library, Cambridge/Massachusetts/London, 1967; Jons, tr.
    [works of] Hippocrates, Loeb Classical Library, Cambridge/
    Massachusetts/ London, 1967; Kankinson, R.J., “Hellenistic biological sciences”, Routledge
    History of Philosophy, vol II: From Aristotle to Augustine, ed
    style='mso-bidi-language:AR-SA'>David Furley, London / New York, 1999; style='mso-bidi-language:AR-SA'>Langer, R. E., “Alexandria--Shrine of
    Mathematics”, The American Mathematical Monthly, Vol. XLVIII(2), 1941; lang=FR style='mso-ansi-language:FR;mso-bidi-language:AR-SA'>Leclerc, L.,
    Histoire
    de la médecine arabe
    , Paris, 1876; Lloyd, G. E. R., “Alcmaeon and the early history of dissection”, Sudhoffs
    Archive für Geschichte der Medizin und Naturwissenschaften
    , 1975, Vol LIX,
    id, “A Note on Erasistratus of Ceos”, The Journal of Hellenic Studies,
    Vol. XCV, 1975;
    Longrigg, James, “Anatomy
    in Alexandria in the Third Century B.C.”, The British Journal for the
    History of Science
    , Vol. XXI(4), 1988;
    Id, “Erasistratus”, Dictionary of Scientific Biography, Ed. Ch.
    C. Gillispie, New York, Vol. IV,
    1981; id, Greek Rational Medicine: Philosophy and Medicine from Alcmaeon to
    the Alexandrians
    , London/New York, 1993; id., “Herophilus”, Dictionary of Scientific Biography, Ed. Ch.
    C. Gillispie, New York, Vol. VI,
    1981; id., «Praxagoras of Cos», Dictionary of Scientific Biography, Ed.
    Ch. C. Gillispie, New York, Vol. XIstyle='mso-ansi-language:DE'>, 1981; Meyerhof, Max, “Von Alexandrien nach Bagdad: lang=DE style='font-size:12.5pt;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font:
    minor-latin;mso-bidi-font-family:"Times New Roman";mso-ansi-language:DE'>Ein Beitrag
    zur Geschichte des philosophischen und medizinischen Unterrichts bei den
    Arabernlang=DE style='font-size:12.5pt;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font:
    minor-latin;mso-bidi-font-family:"Times New Roman";mso-ansi-language:DE'>, lang=DE style='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-fareast-font-family:Calibri;
    mso-fareast-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family:"Times New Roman";
    mso-ansi-language:DE'>Sitzungs berichte der Preußischen Akademie der
    Wissenschaften
    ,Berlin 1930.lang=DE style='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-fareast-font-family:Calibri;
    mso-fareast-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family:"Times New Roman";
    mso-ansi-language:DE;mso-bidi-language:FA'> style='mso-bidi-font-size:12.0pt;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font:
    minor-latin;mso-bidi-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-language:FA'>Philosophisch-historische
    Klasse;
    Nunn J., Ancient Egyptian Medicine, Londres , 1996; Nutton,
    Ancient Medicine, London/New York, 2004; Rihll, T. E., “Science and
    Technology: Alexandrian”, A Companion To Ancient Egypt, Ed. Alan B.
    Lloyd, Blackwell Publishing Ltd, 2010; Rocca, Julius, Galen On The Brain:
    “Anatomical Knowledge and Physiological Speculation in the Second Century AD”
    ,
    Leiden / Boston, 2003; Rossi, Corinna, “Science and Technology:dir=RTL style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin'>dir=RTL> Pharaonic”, A Companion To Ancient Egypt, Ed.
    Alan B. Lloyd, Blackwell Publishing Ltd, 2010; Roueche, Mossman, “Did Medical
    Students Study Philosophy”, Bulletin of the Institute of Classical Studies,
    Volume XLIII(1), 1999; Sallam, H.
    N., «L’ancienne école de médecine d’Alexandrie», Gynécologie Obstétrique
    & Fertilité
    ,Vol.
    XXX(1), 2002 ; Sanders, JB., The
    transitions from ancient Egyptian to Greek medicine
    , dir=RTL style='font-size:14.0pt;mso-ansi-font-size:12.0pt;font-family:YKNazanin;
    mso-bidi-language:FA'>style='mso-spacerun:yes'> Lawrence , University of Kansas Press ,
    1963; Sarton, G., Introduction to the
    History of science
    , Baltimore, 1927;
    Staden, Heinrich von, “Galen’s
    Alexandria”, Ancient Alexandria between Egypt and Greece, ed. W.V.
    Harris & Giovanni Ruffini, Leiden /Boston, 2004; Id, “The Discovery of the Body: Human dissection and its cultural
    contexts in Ancient Greece”, The Yale Journal of Biology and Medicine,
    Vol. LXV, 1992, pp 223-41; Wilson, L. G., «Arsitotle:
    Anathomy and Physiology», Dictionary of Scientific Biography, Ed. Ch. C.
    Gillispie, New York, Vol.
    I, 1981.















    style='font-size:10.0pt;mso-bidi-font-size:12.0pt;font-family:"GIE English","serif";
    mso-fareast-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-font-family:YKNazanin;
    mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:AR-SA'>[1]
    style='font-size:10.0pt;mso-bidi-font-size:12.0pt;font-family:"GIE English","serif";
    mso-bidi-font-family:YKNazanin'>. Herophilus of Chalcedonstyle='mso-spacerun:yes'> 2. Erasistratus of Ceos 3. The class=GramE>Discovery 4. Galen’s
    Alexandria







    href="#_ftnref2" name="_ftn2" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[2]. Herophileanlang=FA dir=RTL style='font-size:12.0pt;mso-ansi-font-size:10.0pt;font-family:
    YKNazanin;mso-bidi-language:FA'>







    style='mso-footnote-id:ftn3' href="#_ftnref3" name="_ftn3" title="">class=MsoFootnoteReference>style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[3]style='mso-bidi-font-size:10.0pt'>. Dogmatists class=GramE>2. Empiricists lang=AR-SA dir=RTL style='mso-bidi-font-size:10.0pt;font-family:YKNazanin'>style='mso-tab-count:1'> style='mso-bidi-font-size:10.0pt'>3style='mso-bidi-font-size:10.0pt'>. Methodists







    href="#_ftnref4" name="_ftn4" title="">style='font-size:10.0pt;mso-bidi-font-size:12.0pt;font-family:"GIE English","serif";
    mso-fareast-font-family:"Times New Roman";mso-bidi-font-family:YKNazanin;
    mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:AR-SA'>[4]
    .
    Alcmaeon/ Alkmaeon of Crotonadir=RTL style='font-size:13.5pt;font-family:YKNazanin;mso-ascii-font-family:
    "Q Lotus";mso-hansi-font-family:"Q Lotus";color:silver'> dir=LTR> style='mso-bidi-language:FA'>

















    href="#_ftnref10" name="_ftn10" title="">[10]. Erasistratoslang=FA dir=RTL style='font-size:12.0pt;mso-ansi-font-size:10.0pt;font-family:
    YKNazanin;mso-bidi-language:FA'>











    href="#_ftnref13" name="_ftn13" title="">[13]style='mso-ansi-language:FR'>. Quintos 3.
    Satyros 4. Numisianosstyle='mso-tab-count:2'>
    5.style='font-size:13.5pt;mso-bidi-font-family:"Q Lotus";color:silver;mso-ansi-language:
    FR'>
    Pelopsstyle='mso-bidi-language:FA'>







    href="#_ftnref14" name="_ftn14" title="">style='mso-special-character:footnote'>class=MsoFootnoteReference>[14]lang=FR style='mso-ansi-language:FR'>. optic chiasma style='mso-bidi-language:FA'>












    جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۷
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    منفرد
    ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۶
    با سلام خدمت دکتر کرامتی عزیز
    این مقاله هم مانند بقیه مقالات جنابعالی خوب و آموزنده بود.فقط اگر در مقالاتی مانند این مقاله یا مقاله اسکیاپارلی،در جلوی نام شخصیتها یا اماکن،نام لاتین آنها نیز نوشته شود خواندن آن برای اشخاصی با سواد متوسط (مانند اینجانب) راحتتر خواهد بود.
    با تشکر از استاد گرامی